سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٦/٤/٢٩

جشن مُزدگیران
طبق سالنامه ی زرتشتی، روزِ اسفند از ماهِ اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه و بر پایه ی تقویم امروزی -۲۹ بهمن ماه- روز سپاس از جایگاه زنان و مادران در فرهنگِ کهنِ ایران است که مظهر مِهر و پاکی و فروتنی هستند. این جشن مربوط به امشاسپند سپندارمذ است که حامی زنان درستکار و پارسا است. از این رو، ماه اسفند و به ویژه این روز (سپندارمذ) جشن زنان بوده و در این روز، مردان به زنان هدیه می دادند. این روز متعلق به سپندارمذ یا سپنته آرمئیتی است و چون نام روز و نام ماه با هم موافق می شوند، جشن می گیرند. این فرشته در عالم مینوی نماد عشق، محبت، تواضع، بردباری، جانبازی و فداکاری است و در جهان مادی پاسبان و حامی زنان نیک و پارسا است و تمام خوشی های روی زمین در دست اوست. این فرشته گذشته از پاسبانی زنان پارسا نگهبان و حامی زمین هم است. این جشن را به دلیل نزدیکی کشت و کار و فصل بهار به نام «برزگران» نیز می گویند. در مَزدَیَسنا، به دلیل برخی ویژگی های مشترک زمین با زن همچون آفرینندگی و زایندگی، این روز به نام «زن و زمین» نام گرفته است.


• دیرینگی و آیین های باستانی

«زنان» نمادِ نخستین خدایان جهان هستند؛

در گذشته هاى دور عنصر زمین، زایندگى و به دنبال آن، زن به عنوانِ نمادِ این زایندگى ، ارزشمند و پرستیدنى بوده است.


ابوریحان بیرونی می گوید:«اسفندارمذ ماه روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و برای اتفاق دو نام آن را چنین نامیده اند و معنای آن عقل و حلم (بردباری) است و اسفندارمذ فرشته موکل به زمین است و نیز بر زن های درستکار و عفیف و شوهردوست و خیرخواه موکل است و در زمان گذشته این ماه به ویژه این روز عید زنان بوده و در عید مردان به زنان بخشش می کردند و هنوز این مراسم در اصفهان و ری و دیگر بلدان پهله (غرب و مرکز ایران) باقی مانده و به فارسی مزدگیران می گویند و در این روز افسون می نویسند و عوام مویز را به دانه انار می کوبند و تریاقی خواهد شد که از زیان گزیدن کژدم ها دفع می کند و از آغاز سپیده دم تا طلوع آفتاب این رقیه (افسون) را به کاغذهای چهارگوش می نویسد. (...) و بر سر دیوار خانه می چسبانند و دیواری را که مقابل با صدرخانه است خالی می گذارند و می گویند: اگر به دیوار چهارم از این کاغذها بچسبانیم هوام و حشرات سرگردان می شوند و راهی نمی یابند که از آن خارج شوند و سرهای خود را به قصد خروج از خانه بلند می کنند و خاصیت این طلسم این بود که ذکر شد.» ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» از این روز به عنوان «مردگیران یا مزدگیران» یادکرده که در این روز زنان از مردان هدیه دریافت می داشته اند و در واقع این جشن به زنان اختصاص داشته است. از این رو، آن را «روز زن در ایران باستان» نامیده اند. حکیم توس در این باره در شاهنامه چنین آورده است:
سپندارمذ پاسبان تو باد
ز خرداد روشن روان تو باد


در سفره این جشن جامی از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها میوه های فصل به ویژه انار و سیب، شاخه های گل، شربت و شیرینی، برگ های خشک آویشن با دانه هایی از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار می دهند و مواد خوشبو و کندر بر روی آتش می گذارند و مقدار کمی از هفت گونه حبوبات و دانه ها که در جشن مهرگان برای سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند می گذارند.
از ویژگی های این جشن، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش و فرمانبرداری کامل مردان از زنان بوده است. در این روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت های یک زن را تجربه می کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلی این جشن به شمار رفته است.به این ترتیب از محبت و مهربانی زنان سپاسگزاری می شود. در این روز خاص همچنین انجام کارهای خانه بر عهده مردان است و زنان با پوشیدن لباس های نو، مورد تکریم قرار می گیرند. در مراسم جشن اسفندگان در مَزدَیَسنا همچنین زنان پاکدامن و پرهیزگار که به تربیت فرزندان نیک پرداخته اند و این فرزندان به عنوان شخصی نیک شناخته شده اند، تشویق می شوند.
مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان، سپندارمذ در عالم معنوی نماد مهر و محبت و در جهان خاکی فرشته ای است نگهبان زمین. به همین منظور ایرانیان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعی و عمرانی عام المنفعه می کردند. و به حفر قنوات و خشکانیدن مرداب ها و باتلاق ها و آباد کردن زمین های بایر به وسیله سدبندی رودخانه ها و کشت و زرع و نشاندن درخت می پرداخته اند. و اجرای این امور را جزء فرایض دینی خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسی چنین کارهای نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان خداوند، منزل خواهد گرفت.
در فرهنگ زرتشتی شش فروزه و صفت بین انسان و خداوند مشترک است به گونه ای که انسان می تواند با بهره مندی و به کارگیری هر یک از این صفت ها به اهورامزدا نزدیک تر شود. در بین این ویژگی ها چهارمین صفت و فروزه سپنته آرمئیتی نام دارد. این واژه که فروتنی و بردباری معنی می دهد یکی از فروزه های اهورایی است که انسان نیز می تواند آن را در خود پرورش دهد.
در باور ایرانی مرد دارای قدرت مردانگی و تفکر و خردورزی بیشتری است، در برابر آن زن نیز دارای مهر ورزی، عشق پاک، پاکدامنی و از خودگذشتگی فراوان تری است که هر یک از این دو به تنهایی راه به جایی نبرده و حتی روند پویایی گیتی را هم به ایستایی می کشانند. اگر مردان بدنه هواپیمای خوشبختی اند، زنان موتور آن اند که پیکره بی موتور و موتور بی بدنه هیچ کدام به تنهایی به اوج سعادت نمی رسند بلکه ذره ای حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است.
در گاهان ستوده شده، اشوزرتشت خوشبختی بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان می داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وی همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ دارای حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلی می داند و خوشبختی همسران جوان را در زندگی زناشویی در این می داند که هر یک بکوشند تا در راستی از دیگری پیشی جویند.
«... از بین زنان و مردان، کسی که برابر آیین راستی ستایشش بهتر است، مزدا اهورا از آن آگاه است. این گونه زنان و مردان را ما می ستاییم... این زمین را با زنانی که بر روی آن زندگی می کنند می ستاییم. ای اهورامزدا، می ستاییم زنانی را که در اثر درستکاری و راستی نیرومند شده اند... ما می ستاییم مردان و زنان نیک اندیشی را که در هر کشور با وجدان نیک بر ضد بدی قیام کرده یا می کنند... کدبانوی خانه را که اشو و سردار اشو هستند می ستاییم. زن پارسایی را می ستاییم که بسیار نیک اندیش، بسیار نیک گفتار، بسیار نیک کردار، فرهیخته و یاری رسان شوهر خود و اشو باشد. ای اهورامزدا ما می ستاییم زنان یاری رسان را...»
این هماهنگی و میانه روی، بسیار ارزشمند و قابل توجه است. در زمانی که در بسیاری از سرزمین ها و فرهنگ های جهان باستان، دختر منفور خانواده بود و حتی گاهی پس از زایش بی درنگ زنده زنده به گور می رفت، در ایران باستان، زن همکار و همفکر مرد در زندگی زناشویی و حتی گاهی در زمینه حقوقی _ دینی و مذهبی _ جنگ و پهلوانی بوده است.
در افسانه های پیش از زرتشت، سپندارمذ دختر اهورامزداست و در سمت چپ او می نشیند و بهمن پسر اهورامزداست و سمت راست او قرار می گیرد.
در گاهان از او چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود. (یسنا ،۴۶ بند ۱۲) و مردم از طریق اوست که تقدس می یابند. (یسنا ،۵۱ بند ۲۱) نام او اغلب مترادف نام زمین است. (وندیداد ،۲ بندهای ۱۸ و ۲۰)
چون زمین زیر نظر اوست می گوید که به چهارپایان چراگاه می بخشد. سپندارمذ وقتی که دزدان و مردان بد و زنان بی ملاحظه آزادانه روی زمین راه می روند، آزرده می شود، اما وقتی فرزند پارسایی زاده می شود، شادمان می گردد. هماورد داخلی او تَرُمَیتی «گستاخی» و پَریمَیتی «کج اندیشی» اند.
آرمَئیتی به معنی مِهرِ سودرساننده و فروتنی و تواضع است. این مقام شریفِ سپنتا را که پسندیده ی خودِ اوست، اهورامزدا به امشاسپندآرمَئیتی عطا فرموده و او را برای بروز این صفات در زمین، مأمور داشته تا از آبادی زمین و پرورش آنچه متعلق به زمین است و زمین در صفات مذکور مطیع آرمَئیتی و سودرساننده به اهل زمین و نسبت به اهلش بُردبار باشد و تمامی آن صفات در پروردگان زمین بروز می کند. زمین را آباد، بدی ها و قتل و غارت را نابود می سازد و زمین که آباد شود، ارزاق لایق آفریدگان که روزی دهنده ی حقیقی مقرر کرده، فراهم شود و زمین که آباد شود، روح انسان شاد می شود.
• نیایش
در کتاب گات ها، سروده های جاودانه ی اشوزرتشت از فروزه ی سپنته آرمئیتی، بارها یاد شده و ویژگی های آن برشمرده شده است:
«ای آرمئیتی، ای مظهر ایمان و محبت، آن پرتو ایزدی که پاداش زندگانی سراسر نیک منشی است به من ارزانی دار...» (گات ها هات ،۴۳ بند ۱)
«... پروردگارا مرا به سوی راستی و پاکی که نهایت آرزوی من است رهبری کن تا با پیروی از آرمئیتی مظهر ایمان و محبت به رسایی نایل آیم.» (هات ،۴۳ بند ۳)
«... آرمئیتی نور محبت و ایمان را در دل رادمردان روشن کرده آنان را به سوی حقیقت رهبری خواهد کرد.» (هات ،۴۳ بند ۶)
• ای مام مهربانم
اسفندگان روز مادر، روز زن و زمین و روز گرامیداشت همه فروزگان پسندیده و نیکوی انسانی است و اکنون شایسته است ما نیز چون نیاکان فرزانهی خود این جشن فرخنده را برگزارده و از مِهر و مِهربانیِ همه ی مادران و بانوان ایران زمین سپاسگزاری کنیم و شاید روزی تمام مردمان جهان روز اسفند از ماه اسفند را روز مادر طبیعت (محیط زیست) نام نهادند.
پی نوشت ها:


۱ _ اَمشاسپند = مفرد کلمه امشاسپندان به معنی پاکان بی مرگ است. بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد.
۲ _ سپَندارمَذ، چهارمین امشاسپند سپندارمذ یا سپنته آرمئیتی است. از دو جزء تشکیل شده، سپنته = پاک، آرمئیتی = مهر و عشق.
آر + مَئیتی = رسا و درست و موافق + اندیشه (ی) در آخر این کلمه علامت تانیث است.
(در زبان اوستایی و همچنین زبان های فرانسه و عربی صفاتی که برای زنان به کار می رود دارای علامت ویژه ای است که به آن علامت تانیث می گویند.)
سپَنتَه + آر + مَئیتی = پاک + درست + اندیشه = فروتنی عشق پاک و اندیشه رسا (صفتی برای زنان)
منابع:
۱ _ جشن های ایران باستان / حسین محمدی
۲ _ ما... ایرانی هستیم / سیروس کریمی بختیاری
۳ _ بدانیم و سربلند باشیم / منوچهر منوچهرپور
۴ _ زرتشت، پیامبری که از نو باید شناخت / کیخسرو شاهرخ
۵ _ اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان / رضایی
۶ _ گات ها
۷ _ روزنامه شرق
۸ _ وبگاه یتااَهو

 در همین زمینه بخوانید: + رخدادی خجسته در مزدیسنا: دستیابی زنان به مقام موبدی  
   
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٤/٢/۳٠

هُبوط یا هُبوطِ انسان، مفهومی در دستگاه نظری و آموزه‌های اسلامی، یهودی و مسیحی است. هُبوط به نافرمانیِ انسان در برابرِ خدا و فرستادنِ او به زمین اشاره دارد.[۱][۲]

واژه‌شناسی

ابن فارس می‌گوید: «هبوط کلمه‌ای است که دلالت بر فرود آمدن می‌کند.»[۳]

ماجرای هبوط

حوّا و آدم به‌عنوانِ نخستین انسان‌ها در باغِ بهشت خوش بودند و می‌زیستند:

«و یَهُوَه‌خدا آدم را امر فرموده گفت: از همهٔ درختانِ باغ بی‌ممانعت بخور. اما از درختِ معرفتِ نیک و بد زنهار نخوری! زیرا روزی که از آن بخوری هر آینه خواهی مُرد.»[۴]

روایتِ قرآنی:

«گفتیم به آدم (ع) و همسرش در بهشت مسکن اختیار بنمایید و از نعمت‌های آن فراوان بخورید؛ ولی نزدیکِ این درخت برای خوردن نشوید؛ زیرا از ستمکاران خواهید بود.»[۵][۶]

درخت ممنوع

تورات، درخت را درختِ شناختِ نیک‌وبد و دانائی می‌داند. برخی روایاتِ اسلامی نیز آنرا درخت گندم یا انگور یا انجیر دانسته‌اند.[۷]

وسوسه‌گر

در اندیشهٔ یهودی، مارِ بهشتی موجودی‌ست که آدم و حوّا را وسوسه می‌کند:

«.. و مار از همه حیواناتِ صحرا که یَهُوَه‌خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن گفت: آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همهٔ درختانِ باغ نخورید؟! زن به مار گفت: از میوه و درختان باغ می‌خوریم، لکن از میوهٔ درختی که در وسطِ باغ است، خدا گفت از آن مخورید! آن را لمس مکنید! مبادا بمیرید!.. مار به زن گفت: هر آینه نخواهید مُرد، بلکه خدا می‌داند در روزی که از آن بخورید چشمانِ شما باز شود و مانندِ خدا دانای نیک و بد خواهید بود.»[۸]

اما در اندیشه‌های اسلامی، این موجود ابلیس است.

مشی و مشیانه نخستین جفتِ بشر در فرهنگِ اساطیریِ ایران هستند. زادگاهِ انسان در فرهنگِ مزدیسنا زمین است و از آسمان به زمین نیز هُبوط نکرده است.

نافرمانی و پی‌آمدِ آن

حوّاوآدم از آنچه خداوند گفته بود سر پیچیدند و پی‌آمدِ این نافرمانی، آشکار شدنِ برهنگیِ آنان یا آگاهی یافتنِ آنان به برهنگیِ خود بود. پس از آن؛ آدم توبه می‌کند و یَهُوَه‌خدا هم وی را می‌بخشد اما آثارِ برهنگی و گناهِ نخستین بر آنان باقی می‌ماند و از بهشت نیز فرو می‌افتند.

«... پس از میوه‌اش گرفته بخورید و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمانِ هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریان‌اند. پس برگ‌های انجیر به هم دوخته سترها برای خویشتن ساختند.»[۹]

پس از نافرمانی، مار و حوّا و آدم به روشی مجازات می‌شوند:

مجازاتِ مار

«پس یَهُوَه‌خدا به مار گفت: چونکه این کار کردی، از همهٔ جانوران و از همهٔ حیواناتِ صحرا ملعون‌تر هستی! [پس] بر شکمت راه خواهی رفت و تمام روزهای عمرت خاک خواهی خورد.»[۱۰]

مجازاتِ حوّا و آدم

«و به زن گفت: درد و حمل تو را بسیار افزون گردانم. با درد فرزندان خواهی زایید و اشتیاقِ تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.»[۱۱]

تورات گفتارِ خداوند با آدم را نیز چنین به تصویر می‌کشد:

«و به آدم گفت: “چونکه سخنِ زوجه‌ات را شنیدی و از آن درخت خوردی –که امر فرموده گفتم از آن نخوری– پس به سببِ تو زمین ملعون شد و تمامِ روزهای عمرت از آن با رنج خواهی خورد. خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه‌های صحرا را خواهی خورد؛ و به عرقِ پیشانی‌ات نان خواهی خورد تا هنگامیکه به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛ زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت. و آدم زنِ خود را حوّا نام نهاد زیرا که او مادرِ همهٔ زندگان است. و یهُوَه‌خدا لباس‌ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. و یهُوَه‌خدا گفت: همانا انسان مثلِ یکی از ما شده است که دانای نیک‌وبد گردیده.»[۱۲]

 

پانویس ها: 

  1.  هبوط
  2.  علی شریعتی، مجموعه آثار شماره ۱۳، تهران: چاپخش، ۱۳۶۰
  3.  ابن فارس، معجم مقائیس اللغة، ج۶، ص۳۰.
  4.  تورات، سفرِ پیدایش، ۱۴:۳–۱۹
  5.  سوره بقره، آیه 35
  6. http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=2&AYID=35
  7.  http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4227/8005/104951/قصّه-حضرت-آدم(ع)
  8. تورات، سِفرِ پیدایش، ۳: ۱–۹
  9.  سفر پیدایش۳: ۶–۷
  10. سفر پیدایش، ۴: ۱۴ و ۱۵
  11. سفر پیدایش، ۴: ۱۶
  12.  سفر پیدایش، ۴: ۱۷ تا ۲۲.

 

حوّای وسوسه‌گرِ من! شادمانگیِ برهنگی‌ام را بپذیر!

من نام‌های دیگر را یکسره فراموش کرده‌ام.

تا برای همیشه پس از تو، از فرشته‌وار آدم‌بودن انصراف داده باشم.

 

سیب‌مهمانیِ خالصانه‌ام را بپذیر!

تا طلوعِ هبوطی دیگر،

خاکی‌تر از همه‌ی خاک‌های مقدس و ارواحِ بزرگ.

تا خشمِ خدای دیگری که وعده‌گاهمان را جاودانه‌دوزخِ بی‌خودآییِ خود کند.

بی‌ریاییِ حضورم را بپذیر!

تا بارِ امانتِ گناهِ بزرگ را متعهدانه بزیم.

ما هیچوقت آزاد نخواهیم بود.

آزادیِ انتخابم را بپذیر!

اثیریِ اسارتم را بپذیر!

نویسنده: بیژن - ۱۳٩٤/٢/۳٠

شما با شنیدنِ نام آهنگر بیادِ چه چیز می افتید؟ چه کیفیتی در ذهنتان جان می گیرد؟ و در آخر، این آهنگر قدیمی که ما اینهمه از آن شنیده ایم و در کتابها از او خوانده ایم کیست؟ او با چرم و سندانش در کجای تاریخ و فرهنگِ ما ایستاده است. چه میکند و چرا هنوز پس از هزاران سال نمرده است؟ اما نخست، بهترست از پیشهء آهنگران یاد کنیم.


 آهنگر، قهرمانیست «تمدن ساز» که رسالتِ بزرگی همچون بازسازیِ کتندیسِ کاوه آهنگر در اصفهاناینات؛ سازماندهیِ دوبارهء دنیا و افشای اسرار فرهنگ بر آدمیان را بر عهده دارد. او همیشه-قهرمانیست که دقیقاً میداند کی و کجا بمیدان بیاید و ضدِ قهرمانِ دوران را از بیشه بدر کند. ایرانیان از آنجا که ذهنِ تاریخی دارند و تاریخ را میفهمند، هوشنگ و کاوه آهنگر را دوست میدارند، میشناسند و البته تحسین میکنند.

بر اساسِ گفتارِ شاهنامه، هوشنگ –از فرزندانِ کیومرث- نه تنها شاه بود، بلکه اهورامزدا آتش را نیز به وی شناسانید. وی پس از آن، نخستین آهنگر شد[1] و پیشهء آهنگری را که بنیادِ پیشه وری و بچرخش افتادنِ چرخِ فرهنگ و شهرنشینی بود به ایرانیان پیشکش کرد. و باز بر اساسِ شاهنامه در گامِ سوم، آبراهها را بر رودها ساخت و امکان کشاورزی پدید آورد و برآن اساس بود که هرکس زمینی را برای خود گرفت و آباد کرد و بنا بضرورت، یکجا نشینی آموخت که پایهء تمدن و شهر نشینی است.[2] در گامِ چهارم نیز بمردمان پوشش و پوشیدگی آموخت و نهایتاً کارِ جهان را در آن روزگار به سامان رسانید و سازمان داد.

آهنگر، قهرمانیست «تمدن ساز» که رسالت بزرگی همچون بازسازی کاینات؛ سازماندهی دوبارهء دنیا و افشای اسرار فرهنگ بر آدمیان را بر عهده دارد.

آهنگر در تاریخ، با نقشِ استوره ای خود که با «چیرگی بر آتش» آغاز گشت و در سراسرِ دنیا این تجربهء بنیادین بشر را در «چیرگی و از آن خود کردنِ یک نیروی برون انسانی و مقدس» گستراند، قابل احترام است و نزد کسانیکه آتش پدیده ایست سپندینه و ایزدی؛ چه بسا ارزش و احترامش نیز بیشتر است. پس از شناساییِ آتش توسطِ بشر، قدرتِ «تغییر» و تبدیل که در هر شعلهء آن نهفته است از سوی فرهنگ های گونه گون بعنوان عاملی برای همه گونه پاکسازی مورد «شناسایی و احترام» قرار گرفت.

از سوی دیگر؛ آهنگر همیشه دمخور با آتش و برافروزندهء همیشگی آن و از سوی دیگر کنترل کنندهء آنست. آتشی که خدایان از آن برخاسته اند. آتش سپند؛ آتش افشاگر؛ آتش گناهسوز و پاک کننده؛ دگرگونساز و اعتلابخش.

بر اساسِ اندیشه های کهنِ ایرانی، آزمونِ آتش یا «آتشِ فروزان» آزمایشی برای بازشناختنِ کِرفِه کار از گناهکار و اَشَوَن از دُروند است.[3] سیاوش نیز در تاریخِ ایرانیان به آزمونِ آتش محکوم گردید.. و براستی آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانندِ سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجودِ خود را بسوختن داده است. پس دیگر هیچ آتش و اژدهایی بر او کارگر نخواهد افتاد و تنها هموست که توان دارد تا جام و تختِ ربوده شده را از «اهریمن» بازستاند.

آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانندِ سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجودِ خود را بسوختن داده است.

از همان زمانها بود که آهنگر ماهیتِ آتشین یافت. کسیکه بسبب ماهیت و کیفیتِ حرفهء ویژهء خود، نقشی اجتماعی را متناسب با آتش نیز دریافت می دارد، بگونه ای که حتی ضحاکِ اهریمنی نیز از پرخاش های وی چشم پوشی می کند و از وی می هراسد. براستی چرا هیچکسِ دیگری بجز او نبود تا بتواند «شعله بکشد» و غریوش پوستینِ «شاه دروغین» را پاره کند؟! از سوی دیگر آن آتشِ روشنی بخش که در دلِ تاریکی ها و در دکانِ او می سوخت، نویدگر یک روشنایی نیز بود. چیزی که میتواند همهء چشمها و هوشها را بخود مشغول دارد تا بتواند وظیفهء انتشار نور را به اعماقِ تاریکی ها به انجام رساند.

سر انجام؛ آهنگر-قهرمانِ ما با قدرتِ دستان و نگاههای خیره بر آهن گداخته؛ همچنان ضرباتِ آهنگینی را بر پیکر «پولادِ زمان» فرود می آورد. او آهسته و پیوسته کار میکند و آهنِ گداخته که نمادِ «طبیعت» است تسلیم ضرباهنگِ آهنگر میگردد.[4]

بهر روی؛ آهنگر همچون نخستین و تنهاترین عاملِ «دگردیسیِ ارادیِ اشیاء و زنده گان» بدیده می آید. یا که شاید همچون نیای پیشین و دوردستِ پیشه وران و رزمندگان؟!.. آری؛ همانها که نه تنها رازِ زندگیِ روزانه که «قدرتِ مرگ و نابودی» و «راز زایشِ چیزهای خوب» را در اختیار دارند.

پانویس ها:

[1]پانویس: چو بشناخت، آهنگری پیشه کرد/از آهنگری اره و تیشه کرد(شاهنامه، داستان هوشنگ)

[2]پانویس: چراگاهِ مردم بدان برفزود/پراکند پس تخم و کِشت و دُرود

برنجید پس هرکسی نان خویش/بورزید و بشناخت سامانِ خویش(شاهنامه، داستان هوشنگ)

[3]پانویس: اوستا:کهنترین سرودها و متن های ایرانی، گزارش و پژوهشِ جلیل دوستخواه، ویرایش 2 – تهران: مروارید، 1371. جلد دوم،  صفحه 902، ذیل آهن گدازان.

[4]پانویس: بیارید داننده آهنگران/یکی گرز فرمود باید گران(شاهنامه، داستان ضحاک) 

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۳/٩/۱٧

آتش برای ما بهدینان سمبلی بسیارمهم میباشد. تقریباً تمام مراسم دینی زرتشتیان در حضور آتش انجام میشود. این آتش هم میتواند آتش بهرام(آتش ادرن) که آتشی است دائمی یا حتی آتشی باشد که صرفاً برای مراسم دینی آن روز( که یک آتش موقتی میباشد) بر پا شده باشد. آتش در تمام در مهرها (آتشکدها) کانون مرکزی آن در مهر میباشد و تمام نیایشها در روبروی آتش صورت میگیرد.

آتشهای مقدس دائمی برای زرتشتیان اهمیت خاص و والایی دارد. موبدان به وجهه اهمیت این نوع آتشها، آنها را آتش پادشاه لقب میدهند. زمانی که آتش از حالت فیزیکی آن تبدیل به یک سنبل والا و محترم میشود این لزوم را بوجود میاورد که ما نیز در باره اهمیت آن سنبل، اگاهیهائی را جویا بشویم برای مثال آیا این آتش مقدس نشانی از اهورمزد میباشد، یا فقط یکی ازنشانه یکی از قدرتهای پروردگار میباشد؟ آیا آتش سمبل تمایز بین دنیای فیزیکی و متافیزیکی میباشد؟

این نوشته بزودی گسترش می یابد

نویسنده: بیژن - ۱۳٩٢/۱٠/٥

اصفهان شهر بزرگی است.. اما با این وجود، این شهرِ بزرگ از لحاظِ جمعیتِ ساکن زرتشتی در آن، پس از زاهدان و اهواز کم جمعیت ترین شهر بزرگ از لحاظِ تجمعِ زرتشتی است. زرتشتیان در زمانِ ساسانیان تجمعِ زیادی در اصفهان و حومهء آن داشته اند اما بتدریج و پس از فروپاشیِ پادشاهیِ ساسانی و بویژه پس از روی کار آمدنِ صفویان و فشارهای آنان بر زرتشتیان -بجهتِ تغییر دینِ آنان- رو به کاهش گذاشتند و تمرکز خود را از اصفهان به یزد و کرمان معطوف کردند. امروزه در استان اصفهان حدود 200 نفر زرتشتی ساکن هستند.درب مهر اصفهان از این تعداد تقریبا 150 نفر در شهر اصفهان ساکنند، بقیه  نیز در شهرها و شهرک های اطراف مانند ملک شهر ساکن هستند. در طول سال بیش از 400 نفر در پذیرشگاهِ زرتشتیان اصفهان اقامت می کنند که بیشتر از نیمی از آنها در نوروز به اصفهان می آیند.

در اصفهان، خانه زرتشتیان اصفهان، دربِ مهر گوهر و مهربان و مجتمع فرهنگی خسروی بمنظور رفاهِ مزدیسنان سامان یافته است. اعضای انجمن زرتشتیان 9 نفر هستند. که به مدت 3 سال انتخاب می شوند. باید گفت که این انجمن هیچگونه وقفیاتی ندارد و درآمد آن تنها از دهش خیراندیشان و مسافران به دست می آید.

خانه زرتشتیان اصفهان

خانه زرتشتیان اصفهان، پیش از بازسازی نیز به همین نام مورد استفاده بود. زمین این خانه از سوی برادرانِ زرتشتی -ارباب مهربان زرتشتی و برادرشان شادروان ارباب فریدون زرتشتی- خریداری شد و در اختیار انجمن قرار گرفت. تا سال 82 ساختمان قدیمی آن مورد استفاده بود که با توجه به اینکه این ساختمان رو به خرابی می رفت و بیم ریزش داشت، با همیاری و مساعدت برادران زرتشتی، تخریب و نوسازی شد.زرتشتیان اصفهان را بهتر بشناسیم این ساختمان در 3 طبقه ساخته شد که شامل 10 اتاق است که یکی از آنها به عنوان نیایشگاه و دیگری به عنوان دبیرخانه انجمن مورد استفاده قرار می گیرد. بقیه اتاق ها با امکانت کاملی چون تخت و تشک، یخچال، سیستم گرمایشی و سرمایشی، تلویزیون در اختیار مسافرین مزدیسن قرار می گیرد. 1 اتاق دیگر این ساختمان نیز به عنوان کتابخانه مورد استفاده زرتشتیان ساکن در اینجا است که بیش از 1300 عنوان کتاب در زمینه های گوناگون، علمی، فرهنگی، دینی، هنری و ورزشی را در خود جای داده است.
اشکوب(طبقه) پایینی در خانه زرتشتیان اصفهان، به صورت سالن ساخته شده است که جشنها و گردهمآیی ها در آنجا برگزار می شود. امکانات ورزشی محدودی نیز دارد. جز این در ایام نوروز که مسافر زیاد است، برای مسافران نیز قابل استفاده است. گفتنی است که در سالن نیز پارتیشن بندی شده است تا مسافران راحتتر در آنجا اقامت کنند. کلاسهای دینی[کلاسهای دینی در طول سال و روزهای آدینه آن هم یک تا دو ساعت مورد استفاده قرار می گیرد.] در روز آدینه نیز در این خانه برگزار می شود. همچنین از اینجا به عنوان خوابگاه دختران زرتشتی نیز استفاده می شود. این خانه از پذیرش مسافرین مجرد در خانه زرتشتیان اصفهان معذور است.

کلاسهای دینیِ مرکز

حدود 21 نفر در این کلاسها عضو هستند. از اول تا پنجم دبستان یک کلاس، بقیه سالها نیز هر کدام یک کلاس دارند. کلاسهای دینی بنابر روال سایر انجمنها تشکیل می شود. غیر ازاین کلاسهای گاتاها خوانی نیز از سال پیش با کوشش خانم خادم آغاز شد و امسال توسط آقای کیخسرو توکلی ادامه یافت. برادران خیراندیش فریدون و مهربان زرتشتی در خیابان نظر غربی کوچه سیچان

برنامه های فرهنگی برای همکیشان اصفهانی

تمام جشنهای اصلی، گاهانبارها و جشن های ماهیانه در اصفهان برگزار می شود. در این جشنها ابتدا اوستای بایسته آن خوانده می شود. پس از آن هم برنامه های فرهنگی یا شاد، سخنرانی، گاتاها خوانی و... برگزار می شود. در بیشتر برنامه ها شام نیز داده می شود که با همیاری دهشمندان و همکیشان اصفهانی و انجمن تهیه می شود.

نشریه جامعه زرتشتیان اصفهان
ویستا نام نشریه داخلی انجمن زرتشتیان اصفهان است که ماهی یکبار چاپ می شود و در آن اخبار جامعه زرتشتیان اصفهان، مقالات مختلف اجتماعی و فرهنگی را منتشر می کنیم.


نشانیِ دربِ مهر اصفهان: خیابان نظر غربی-کوچه سیچان- ابتدای کوچه-نخستین کوچه سمتِ چپ - پلاک 27 - تلفن: 6278689-0311-0098

نویسنده: بیژن - ۱۳٩٢/٩/٢٦

از دیدگاه مزدیسنا، تاریکی نماینده اهریمن است و چون در طولانی‌ترین شب سال -تاریکی که اهریمنی ست بیشتر می‌پاید- ایرانیان آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملانِ اهریمنیِ آن نابود شده و بگریزند.

روش برگزاری

سفره شب یلدا در فرهنگِ مزدیسنان، «میَزد» -با تلفظِ Myazd- نام دارد و شامل میوه‌های تر و خشک، آجیل که زرتشتیان به آن «لُرک» -Lork- می گویند و از لوازم این جشن و ولیمه است، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید، بهمراهِ شب نشینی و خواندنِ گاهان [دانلود گاتها] و آثار ادبیِ بزرگانِ ایرانزمین در جمع خانواده و دوستان برگزار می شود. اما جز اینها، امسال[سال 92 خورشیدی] تقریباً همهء نهادهای زرتشتی به بزرگداشتِ این شب با برنامه های متنوع می پردازند:

نشان و زمان برگزاری این جشن در گردِ همآیی های مزدیسنی:

:: باشندگی در این برنامه ها برای زرتشتیان، آزاد و رایگان است. دیگر ایرانیانِ گرامی که بمنظور پژوهش در زمینهء یلدا و روشِ برگزاریِ آن نزدِ مزدیسنان، علاقه به حضور دارند بایسته است با "تلفن" یا دیگر روشها نسبت به هماهنگی با نزدیکترین مرکز اقدام نمایند.

کانون دانشجویان زرتشتی برنامه‌ی شب چله را ۶ دی‌ماه از ساعت 17 در تالار خسروی با اجرای گروه موسیقی، شاهنامه‌خوانی، نمایش و ... برپا خواهدشد. نشان: 
تهران- خیابان میرزاکوچک خان- کوی زرتشتیان- جنب تالار خسروی تلفن: 66706419-021-0098

 انجمن زرتشتیان کرج جشن شب چله را روز شنبه 30 آذر از ساعت 6 پسین در خانه دولت کرج با اجرا نمایش و برنامه های شاد برگزار میکند. نشان: کرج- شهرک رسالت- انتهای بلوار اقاقیا- خیابان یاس- کوچه نیلوفر- خانه دولت. تلفن: 2506267-0261-0098

روستای زرتشتی نشین اله‌آباد یزد برنامه‌ی شب چله‌، ٢۴ آذرماه از ساعت ١٨ در دربِ مِهر[Darb-e Mehr] این روستا برپا می‌شود. همکیشانِ مزدیسن برای باشندگی در این برنامه، می‌توانند در روز یاد شده در درمهر اله‌آباد حضور یابند. نشانی: یزد- اله‌آباد- کوچه شهید بهروز باستانی - تلفن: 6237073-0351-0098

انجمن زرتشتیان مریم آباد جشن شب چله را پنج شنبه 28 آذر از ساعت 6 پسین در سالن اجتماعات این محله با برنامه های شاد و جذاب برگزار میکند. نشان: 6259888-0351-0098

انجمن  یانش‌وران مانترهء یزد جشن شب چله  را همراه با  نمایشگاه تزیین میوه پسین  28 آذرماه 1392 در تالار ماهیار اردشیر در قاسم آباد با برنامه متنوع و شاد برگزار می‌کند و دوستداران برای تهیه‌ی بلیت و نام نویسی در نمایشگاه می‌توانند روزهای 21 تا 23 آذرماه 1392 ساعت ١٨ تا ٢٠ به انجمن یانش‌وران بروند. نشان: بلوار بسیج روبروی کتابخنانه مرکزی پلاک شش - 6237073-0351-0098

انجمن زرتشتیان اصفهان جشن شب چله را پنج شنبه 28 آذر از ساعت 6 پسین در خانه زرتشتیان با برنامه های شاد و جذاب برگزار میکند و باشندگان جهت تهیه ورودی تا 23 آذر به آقای کوشکی مراجعه و به تناسب نوع تغذیه ژتون تهیه نمایند. نشانی: اصفهان- خیابان نظر شرقی- کوچه سیچان- پلاک 27 - تلفن: 6278689-0311-0098

انجمن زرتشتیان شیراز نیز جشن شب چله را پنج شنبه 28 آذر از ساعت 6:30 پسین در باغ وقفی برگزار مینماید. نشانی: خیابان کریم خیابانان زند- حدفاصل خیابان انوری و خیام- پلاک 346 - تلفن: 2337856-0711-0098

خانه‌ء فرهنگ و هنر زرتشتیان تهران شب چله را پنج شنبه 28 آذرماه از ساعت 17 و 30 دقیقه با برنامه‌های موسیقی، آوازخوانی، شاهنامه‌خوانی  و بازی‌های گروهی برگزار می‌کند. نشان:[انجمن زرتشتیان تهران] تهران- خیابان میرزاکوچک‌ خان- جنب آتشکده- پلاک 8  - 66707740-021-0098

انجمن زرتشتیان کرمان روز آدینه 29 آذر از ساعت 5 پسین در باغچه بوداغ اباد جشن شب چله را برگزار میکند. نشان: کرمان- زریسف- خیابان شهدا- خیابان برزو آمیغی- کوچه آتشکده 3126686-0341-0098

انجمن زرتشتیان نصرت آباد  جشن شب چله را آدینه ۲۹ آذر از ساعت ۷:۳۰ پسین در سالن نصرت آباد این محله با برنامه های متنوع برگزار میکند و ورود برای عموم آزاد است. نشان: یزد- خیابان انقلاب- کوچه نرسی آباد- کوچه آتشکده تلفن: 5210043-0351-0098

باشگاه جهاندیدگانِ زرتشتیِ یزد (پورچیستا)، برنامه‌ی شب «چله» را با برگزاری جشن زادروز جهاندیدگانی که در پاییز زاده شده‌اند را در ساعت ٩ بامداد  ٢۴  آذرماه در باشگاه جهاندیدگان زرتشتی یزد بر می گزارد.

انجمن زرتشتیان نَرسی آباد جش چله را از ساعت  6 پسین روز شنبه 30 آذر  در سالن رستمی این محله با برنامه های شاد برگزار میکند. نشان: یزد- خیابان انقلاب- کوچه نرسی‌آباد- کوچه آتشکده - 5252815-0351-0098

در این همایش از شرکت‌کنندگان پذیرایی می‌شود و باشندگی در این برنامه تنها برای زرتشتیان آزاد و رایگان می باشد. دیگر ایرانیانِ گرامی که بمنظور پژوهش در زمینهء یلدا و ارتباطِ آن با مزدیسنا و مزدیسنان و روشِ برگزاریِ آن نزدِ مزدیسنان علاقه به حضور دارند بایسته است با تلفن یا دیگر روشها نسبت به هماهنگی با نزدیکترین مرکز اقدام نمایند.


* توجه: نشانی های این مراکز فقط جهتِ "آگاهی رسانی" در این وبلاگ آورده شده ، نه بمنظور تبلیغ برای مزدیسنا. بر اساسِ سیاستنامه سرود زرتشت، این وبلاگ یک پایگاهِ پژوهشی است نه تبلیغاتی!


ادامه مطلب ...
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٢/۸/۱٥

رؤسای هفت خانوادهٔ بزرگِ پارس در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کشتن گئومات مغ که به عنوان "بردیا" (فرزند کوروش بزرگ) بر تخت نشسته بود، پادشاهی را به داریوش بزرگ و خاندان هخامنشی بازگرداندند.[۱]

هوتن: به نظر من آن زمان گذشت که یک نفر از میان ما همه‌کاره باشد و خودسرانه فرمانروایی کند. راه و رسم حکومت استبداد نه خوشایند است و نه مایهٔ خیر و صلاح!

در جریان نشستی که پنج روز پس کشتنِ گئوماتَه برگزار شد، هوتن (با تلفظِ اُتانس در کتاب هرودوت و اوتانَه در کتیبه بیستون) از نظام دموکراسی دفاع کرد و در نکوهش نظام حکومتی پادشاهی سخن گفت. مگابیز ضمن تایید انتقادات هوتن به نظام پادشاهی، از نظام اولیگارشی دفاع کرد. اما داریوش از نظام پادشاهی دفاع کرد، و چون نظر چهار نفر دیگر حاضر در جلسه، موافق با داریوش بود، در نهایت نظام پادشاهی برای ایران(سرزمین پارس) تداوم یافت و تلاشهای اُتانَه برای نهادینه کردنِ سیستم دموکراسی در اذهانِ ایرانیان برای هزاره ها ناکام ماند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٢/٦/۱۳

در گاهشماریِ مَزدَیَسنا، ‌"وَرهرام" نام یکی از روزهای خجسته است. در این هنگام از هر ماه، مزدیسنان به نیایشگاه و آدریان رفته، ضمنِ نیایشِ خداوندِ یکتا(اَهورامَزدا) به "داد و دَهِش" نیز می پردازند.

اشوزرتشت همواره پیروانش را به یک پیشی جویی در نیکوکاری سفارش می کند. 
"هر یک از شما ، باید در کردارِ نیک از دیگری پیشی جوید و با این روش، زندگیِ خود را خوش و خرم سازد".. و اینست ماهیتِ میکوکاری و توجه به امر نیک در مزدیسنا.


در این بینش، انسان با پیمودنِ راهِ عرفان بر آن است تا به اهورامزدا نزدیک شود و با همین انگیزه باید برخی از ویژگی های پروردگار را در خود پرورش دهد . یکی از ویژگی های اهورایی ، بخشندگی و داد و دهشِ بی پایان است. از این رو هر فرد نیز با پرداختن به نیکوکاری و داد و دهش، خشنودیِ اهورامزدا و روانِ آفرینش را فراهم خواهد ساخت. 
در پیام اشوزرتشت آمده است : "داد و دهش را که پسندِ اهورامزدا و از نیکوکاری است از نیازمندان دریغ مدارید." 
از دیگرسو، دهش و نیکوکاری در فرهنگ زرتشتی کاری از روی نظم و حساب است زیرا دهِشمَند بایستی کردار نیک خود را برای ارزش آن انجام دهد و باور داشته باشد که این عمل در ساختار آفرینش لازم و تکمیل کننده بخشایش اهورایی است نه برای خودنمایی و رسیدن به مقام و جایگاه مادی.

اما این داد و دهش نیز برای خود فرمولهایی دارد و داد و دهشِ بی منطق نیز درست نمی نماید. در سرودِ " اَشِم وُهُو" که یکی از سرودهای ارزشمندِ اوستا است، انسان باید همراه با نظم اشا که قانونِ خلل ناپذیرِ راستی در هستی است همراه شود و در انجامِ نیکوکاریِ خود تنها به پویندگی و بالندگی ارزش های انسانی چشم داشته باشد. 
از سوی دیگر ، مزدیسنا با دریوزگی و بیکاری مخالف است. او انسان های کاهل و کسانی که توانایی کار و کوشش دارند ولی عادت به تنبلی کرده، ریاضت کشی و گدایی را برگزیده تا از دسترنجِ دیگران بهره مند شوند، نمی پسندد و یکی از روش های نیکوکاری را ایجاد کار برای بیکاران می داند. 
"بیکاران را که اندامِ سالم دارند و تواناییِ انجام کار، به کار وادار سازید." 
"به اندازه یی کار به نیازمندان رسانید تا بیکار و بدکار نمانند."

مهرافزون!

-------------------------------------

:: نوشته هایی که شاید برایتان سودمند باشند:

+ تشتر و اَپوش

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱۱/۱۱

چهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه در تقویم زرتشتی و در چهله‌ی زمستان، جشن سده ، به پهلوی "سَت" یا "سده سوزی" برگزار می‌شود که جشنِ پیدایش آتش است.

برخی داستان پیدایش سده را به اردشیر پاپکان، برخی به هوشنگِ پیشدادی و و برخی دیگر به گیومرت  نسبت داده اند. اما آنچه که اهمیت دارد اینست که این جشن را ما ابرانیان، سالها و سالهاست که بر می گزاریم.

سده جشنِ ملوکِ نامدار است   ز افریدون و از جم یادگار است

 

 

روش برگزاری جشن سده توسطِ مزدیسنان

مردم از روزهای قبل مشغولِ حمع آوریِ هیزم برای جشن می شوند و همه را در یکجا می انبارند. در عصر این روز پس ازغروب آفتاب، سه تن از موبدان با جامه‌ سپید به سوی توده‌ای از هیزم خشک که از پیش آماده گردیده می‌روند و گروهی از جوانان که آنان هم جامه‌ی سپید بر تن دارند با هموخ‌های (مشعل‌های) روشن، موبدان را همراهی می‌کنند. موبدان بخشی از اوستا که بیشتر آتش نیایش است را می‌سرایند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپید پوش با هموخ‌ها هیزم‌ها را می‌افروزند. سپس، گروه نوازندگان از آغاز تا پایان جشن، آهنگ می‌نوازند و همه با شادی، پیروزی روشن شدنِ آتش سده را جشن می‌گیرند. به همین سادگی!

 

اهمیتِ آتش نیایش در جشنِ سده

سروده آتش-نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود، واقعاً سروده ی زیبایی است و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست. سروده ی آتش نیایش به یسنای ۶۲ نیز معروف است. در ادامه بخشی از این سروده ی زیبا را می آوریم:

یتا اهو وییریو ! [دوبار]

ستایش و نیایش،

و هدیه خوب و هدیه ی آرزو شده ،

و هدیه دوستانه را آرزو دارم،

برای تو ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

قابل ستایش و نیایش هستی،

قابل ستایش و نیایش باشی،

در خانه ی مردمان.

خوشبخت باشد آن مرد،

که تو را بستاید، به راستی فراستاید.

هیزم در دست، برسم در دست.

شیر در دست، هاون در دست.

(۲)

هیزم [برایت] فراهم شود.

بوی خوش فراهم شود.

خورش فراهم شود.

اندوخته فراهم شود.

«برنایی» به نگاهبانی تو بواد!

«آگاهی» به نگاهبانی تو بواد!

ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

(۳)

سوزان باشی در این خانه.

بی گمان سوزان باشی در این خانه.

فروزان باشی در این خانه.

شعله ور باشی در این خانه.

به زمانی دیرپا.

تا به فرشگرد (=رستاخیز) توانا.

همچنان تا به فرشگردِ توانای نیک.

برای خواندنِ متنِ کاملِ آتش نیایش کلیک کنید!

برای برگزرایِ جشنِ سده به جمعیتهای زیاد و مراسمِ مذهبیِ آنچنانی نیاز نیست! مهم خلوصِ نیت و خواستار شادی بودن است. هرکس می تواند این شادوارگی را با عزیزانِ خود و در هرکجا برگزارد. مهم شاد بودن و سپاسگزاری از آتش و پدیده های مینویِ اهورا مزداست. سده ی خوشی داشته باشید!

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

روزه در مزدیسنا، نخوردنِ گوشت و نیالودنِ دست به خونِ جانورانِ حلال گوشت در چهار روز در هر ماه است. ضمناً مزدیسنان در زمانِ روزه گرفتن ، در خوردنِ آب آزاد هستند. زیاد روزه گرفتن در مزدیسنا، چون باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. پس زیاده روی در این موارد در کیش زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است. در وندیداد، فرگرد سوم بند 33 آورده شده: «… آن کس که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد».

چهار روز روزه "نبر"
روزه در دین زرتشت چهار روز در هر ماه است. بعبارت دیگر، مزدیسنان حدودِ چهل و هشت روز در سال روزه می گیرند اما نه بصورتِ متناوب. زرتشتیان برای افراط نکردن در خوردن گوشت جانوران، روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می کنند. این چهار روز متعلق به چهار امشاسپندِ وهمن، ماه، گوش و رام می باشد. در نزد زرتشتیان برای هر سی روز ماه اسم خاصی وجود دارد. یکی از این روزها «وهومن» است که بعدها به نام بهمن تغییر شکل داده و به معنای منش نیک است. روز «ماه»، روز «گئوش» یا گوش و روز «رام» نیز به همراه روز «وهومن» روزهایی هستند که گوشت خوردن درآنها حرام است و اصطلاحا به آن نبر(Nabor) می گویند.

"نبُر" فعلی امریست. یعنی نبریدن و منظور از آن نکشتنِ حیوانات و سر آنها را نبریدن بوده است. در قدیم، برخی از زرتشتیان در کلِ ماه بهمن نیز لب به گوشت نمی زدند. دیدگاهِ از نظر من "افراطی" این دسته برای احترام به وهومن بوده است که خارج از دین و تندروی بوده است.

نیک است بدانید که نمادِ بهمن، سپیدی و پاکی است از همین رو موبدان زرتشتی سپید می پوشند چرا که، منش نیک یعنی سپیدی. همچنین برای اطلاعاتِ عمومی می گویم که وهومن نزدِ مزدیسنان احترام زیادی دارد. چراکه با وهومن است که یک مزدیسن هوخت/Hovakht و هورشت/Hovarasht را ادراک و رعایت می کند. یعنی با پندار نیک به کردار نیک و گفتار نیک نیز می رسد و منطقی می شود.

روزه معنوی زرتشتیان
زرتشتیان در تمام اوستا و بخصوص در گاتها بسیار به روزه معنوی تشویق شده اند و زمان آن در همهء طول سال است. در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود. اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی نزد موبدان عملی ستودنی است اما نه برای مردمِ عادی.

زرتشتیان باید در سه بخش معنویِ شنوایی، اندیشه و احساس همیشه روزه داشته باشند. یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی و "امر نیک" دور نشوند و “اندیشه و احساس و شنوایی” باید همیشه سرشاز از نیکی باشد. همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظِ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هر گونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان "روزه" یاد می شود.

  • وبگردی:

ادامه مطلب ...
مطالب قدیمی تر »
:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :