سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳۸٥/۳/۱٢

درود!

امروز می خواهم از دو اشتباه مهم (سهوی و غیر-سهوی) در کاربردی ترین نشان هایی که به دین زرتشت نسبت می دهند سخن بگویم. البته شاید چنین آغازی کمی عجیب بنظر برسد. اینروزها از چیزهایی که در وبلاگشهر میبینم اینست که برخی، دین زرتشت را «آیین زرتشت» و گاهی نیز «زرتشتی گری» می خوانند و می نویسند. این یک اشتباه است، یک اشتباه ترجمه ای-نگارشی.

اینروزها «آیین» ، واژه و استعاره ی محبوب مترجمان دین پژوه است، بویژه مترجمانی که دستی در ترجمه ی کتابهای ادیان غیر ابراهیمی دارند. وسعت کاذبِ واژهء "آیین"، چه در عرصه فهم و چه دلالت (بمعناى شاعرانگى ، کوچکی و مهربانی اش نسبت به دین) بالقوه قادر است همه چیز را بپوشاند، یکدست کند و طبیعى سازد. بنوعی می شود گفت؛ در روش ترجمه ای آنها، ایده ی آشتى-جویى و صلح با "مفهوم آیین" گره خورده است. چرا که در "آیین" بناست همه چیز آرام و ذآ-ذن-وار باشد، همه چیز مهربانانه سر جاى خودش باشد. مردم هم گویی طنین صداى آیین را در گوشهایشان خوشتر دارند. 

 اندیشه ای که میکوشد دین زرتشت را آیین زرتشت جا بیندازد و چنین وانمود کند که «این اصلا دین نیست» بلکه یک آیین است، بخطا رفته است. کسانی هم که می خواهند با این کاربست، آنرا تا حد آیینهای درویشی و «دم را غنیمت شمار و خوش باش»  تنزل دهند نیز به بیراهه رفته اند، چرا که مفاهیم و حجم دین زرتشت با هیچیک ازین ادعاها منطبق نیست. معمولا در دگم بودن و پافشارى بر یک باور بظاهر منسوخ، حقیقت بیشترى نهفته است تا در رهیافت هاى همه-گرا که معجونى اند از دیدگاه ها و گفتارهاى رنگارنگ. بنابراین گفتار یک فقیه متعصب و سرسخت، در قیاس با سخنان ظاهرا جامع و روشن بینانه کسانى مثل پائولو کوئیلو یا الهى قمشه اى، بیشتر واجد رگه اى از حقیقت است. حقیقتِ امر کلى ریشه در نوعى یکسو-نگرى، وسواس و پافشارى دارد. این نکته پیوند میان حقیقت و گونه اى زهد را نشان مى دهد. 

این سیر ، روش اخته کردن یک دین است و کوچک کردن آن تا حد یک آیین. البته در جامعه ای که انسانها روزبروز بیشتر بسمت ماشینیزه و اخته کردن محیط خود پیش می روند این کار یک امر اجتناب ناپذیر است، فرهنگ اخته شده شیفته ی دین اخته شده است. تا اینجا روی سخنم با کسانی بود که کین ورزانه دین زرتشت را آیین می نامند. 

 آیین دارای معانی گونه گونیست. معانیی که «حسن عمید» برای آن شمرده اینهاست:

  «aadvَen» آئین: دستور،روش، رسم و عادت،نظم و قاعده،سنت،کیش|| زیب و زینت و آرایش.

آیین معمولا یک سلسله کارهای باقاعده و روشمند است و مخصوصا نظم زمانی خاص خودش را دارد. هیچگاه یک آیین نمی تواند همه ی موجودیت یک دین باشد. دین میتواند دارای مجموعه ای از آیین ها باشد اما آیین نمی تواند مجموعه ای باشد از دین ها. پس ما نمی توانیم به «آیین نوروز» بگوییم دین نوروز. تفاوت ایندو درست از همینجاست. مسئله اینست که دین و آیین دو هویت و دو موجودیت جداگانه دارند و روا نیست با اشتباهات ترجمه ای و یا گاهاً جهتِ تنوع و تفاوت نگارشی ایندو را با هم یکی کنیم یا بجای یکدیگر در متن بکارشان بگیریم.

کاربرد زرتشتی-گری نیز جریان جالبیست. اصولا پسوند «گر» را در مورد ادیان بکار نمی گیرند چرا که مفهومی شغل-وار و بازاری به آن دین داده و ارزش آن دین را بلحاظ معنوی تنزل می دهد. بهمین روال، نسبت دادن اسلامیگری، بودایی گری و مسیحیگری نیز به پیروان این ادیان نارواست. می اندیشم که «مزدیسنا» جایگزین مناسبی می تواند برای واژه ی زرتشتیگری باشد.

خوش باشید

 
نویسنده: بیژن - ۱۳۸٥/۳/٤

دوستان درود

من همواره با هدف گردآوری و تدوین نگاشته ها و اندیشه های سودرسان برای جویندگان دین زرتشت در نت این بلاگ را نگاشته ام. ناگفته پیداست که هدفی ارزشمند است و ارزش صرف وقت و انرژی فکری خاص خودش را نیز دارد. من تلاش کردم روند حرکتی سرود زرتشت را هدفمند کنم و از همین رو بود که «کتابخانه» و « فرهنگ و اندیشه» را نیز بر فعالیتهایم در نت افزودم. افزون برین ؛ چون بلاگ محیطی گفتگو-وار و دوطرفه دارد میتوان پس از خوانش متن توسط خواننده منتظر چالش ها و کاستی های متن نیز بود و نگاشته را تعالی بخشید و این از دیدگاه من از برتری های وبلاگ بر کتاب و روزنامه است. واقعیت دیگر این است که وبلاگ با خوانندگانش زنده است و متن بی خواننده ، گویی هیچ است. خواننده پژواک اندیشه ی نگارنده در محیطی دیگرست، من ازین بابت بسیار خوشحالم که این بلاگ همواره خوانندگان خود را داشته است و همواره توانسته است مطالبی را بنگارد که دوستانی را بخود جلب کند.

دوستان! از آنجا که من چندگاهی را نمی توانم مطلب تازه ای در سرود زرتشت بنگارم و از سوی دیگر ، گونه ای پافشاری بر ادامه ی روند حرکتی سرود زرتشت دارم، لذا چند ماه کار نگارش در سرود زرتشت را به دوست خود «مانی بختیار» می سپارم. امیدوارم دوستان و همراهان این بلاگ همچنانکه مرا همراهی کرده اند درین دوره ی نوین از فعالیتهای سرود زرتشت ، باز هم این بلاگ را تا بازگشتم همراهی کنند و سرود زرتشت را از مهر و یاری اندیشه ی خود محروم نگردانند.

شادزیوید و مهر-افزون!

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :