سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

روزه در مزدیسنا، نخوردنِ گوشت و نیالودنِ دست به خونِ جانورانِ حلال گوشت در چهار روز در هر ماه است. ضمناً مزدیسنان در زمانِ روزه گرفتن ، در خوردنِ آب آزاد هستند. زیاد روزه گرفتن در مزدیسنا، چون باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. پس زیاده روی در این موارد در کیش زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است. در وندیداد، فرگرد سوم بند 33 آورده شده: «… آن کس که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد».

چهار روز روزه "نبر"
روزه در دین زرتشت چهار روز در هر ماه است. بعبارت دیگر، مزدیسنان حدودِ چهل و هشت روز در سال روزه می گیرند اما نه بصورتِ متناوب. زرتشتیان برای افراط نکردن در خوردن گوشت جانوران، روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می کنند. این چهار روز متعلق به چهار امشاسپندِ وهمن، ماه، گوش و رام می باشد. در نزد زرتشتیان برای هر سی روز ماه اسم خاصی وجود دارد. یکی از این روزها «وهومن» است که بعدها به نام بهمن تغییر شکل داده و به معنای منش نیک است. روز «ماه»، روز «گئوش» یا گوش و روز «رام» نیز به همراه روز «وهومن» روزهایی هستند که گوشت خوردن درآنها حرام است و اصطلاحا به آن نبر(Nabor) می گویند.

"نبُر" فعلی امریست. یعنی نبریدن و منظور از آن نکشتنِ حیوانات و سر آنها را نبریدن بوده است. در قدیم، برخی از زرتشتیان در کلِ ماه بهمن نیز لب به گوشت نمی زدند. دیدگاهِ از نظر من "افراطی" این دسته برای احترام به وهومن بوده است که خارج از دین و تندروی بوده است.

نیک است بدانید که نمادِ بهمن، سپیدی و پاکی است از همین رو موبدان زرتشتی سپید می پوشند چرا که، منش نیک یعنی سپیدی. همچنین برای اطلاعاتِ عمومی می گویم که وهومن نزدِ مزدیسنان احترام زیادی دارد. چراکه با وهومن است که یک مزدیسن هوخت/Hovakht و هورشت/Hovarasht را ادراک و رعایت می کند. یعنی با پندار نیک به کردار نیک و گفتار نیک نیز می رسد و منطقی می شود.

روزه معنوی زرتشتیان
زرتشتیان در تمام اوستا و بخصوص در گاتها بسیار به روزه معنوی تشویق شده اند و زمان آن در همهء طول سال است. در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود. اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی نزد موبدان عملی ستودنی است اما نه برای مردمِ عادی.

زرتشتیان باید در سه بخش معنویِ شنوایی، اندیشه و احساس همیشه روزه داشته باشند. یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی و "امر نیک" دور نشوند و “اندیشه و احساس و شنوایی” باید همیشه سرشاز از نیکی باشد. همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظِ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هر گونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان "روزه" یاد می شود.

  • وبگردی:

ادامه مطلب ...
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/٢۳

دادستانِ دینی (پهلوی: داتستان دینیگ) اثری است به فارسی میانه از منوچهر، پسر گشن جم که برادر زاد سپرم،هیربد و رئیس طبقهء روحانیان پارس و کرمان بود و در نیمهء دوم قرن سوم هجری(نهم میلادی) یعنی حدود دوازده قرن پیش می‌زیست.

منوچهر، افزون بر دادستان دینی، مؤلف سه نامه است مشهور به نامه‌های‌ منوچهر و در ردّ بدعت‌هایی که برادرش،زاد سپرم،در مورد ساده کردن مراسم تطهیر بر شنوم نهاده بود.

دادستان دینی به معنی«مجموعهء آرای دینی»،مشتمل بر یک مقدمه و 92 پرسش مهر خورشید، پسر آذرماه و بهدینان دیگر و پاسخ منوچهر به آنهاست. مقدمهء این‌ اثر، نثری پیچیده دارد. باتوجه به مقدمه می‌توان فهمید که این پرسش‌ها مکتوب بوده‌اند و منوچهر در فرصت مناسب به آنها پاسخ داده است. مطالب دادستان دینی بسیار متنوع‌اند و تقریبا به همهء مسائل دینی و موضوعاتی که به‌طور غیرمستقیم با دین ارتباط دارند،پرداخته‌ است. مانند مطالب مربوط به آیین‌های دینی، قوانین، حقوق، مسائل اجتماعی و اخلاقی و..

معرفی سازمان زنان زرتشتی تهران:

  • اهداف: سازمان زنان زرتشتی با هدف گردهم آوردن بانوان و دوشیزگان زرتشتی و بالا بردن سطح اگاهیهای دینی، فرهنگی‌، حقوقی، بهداشتی... و در نتیجه بهبود وضع زندگی‌ شخصی‌ و اجتماعی آنان و همچنین حمایت از همکیشان و هموطنان نیازمند، بدون دخالت در امور سیاسی تشکیل گردید. 
  • موسسین این سازمان عبارت بودند از روانشادان :
     فرنگیس خانم یگانگی منوّر آبادیان، فیروزه افسری، بانو بهزادیان، لعل جمشیدیان، منیژه شاهرخ، شیرین فروتن، پریدخت مهر.
  • موضوع فعالیت : فعالیت های فرهنگی اجتماعی مربوط به زنان زرتشتی.
  • نشانی : تهران – خیابان جمهوری – خیابان میرزا کوچک خان – کوی زرتشتیان – پلاک 8 طبقه سوم

    تلفکس : 66706419 / ایمیل: sazeman_zanan_zo_ir@yahoo.com
  • وبسایت: http://zananzartoshti.ir/

سخن زرتشت به پوروچیسته درباره ازدواج:

  • در گات‌ها، هات ۵۳، پند اشو زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است:

    اینک تو ای پوروچیستا، ای جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان راه راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.

مهرگان، دیروز و امروز (روش برگزاری جشن مهرگان)

+ راشین یا رَشْنْ از ایزدان بزرگ مزدیسنا و ایزد دادگری‌است.

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

گاهی برخی از "ناقدانِ کم خوانده اما همه چیزدان" به کسانی که از واژه های "پسر پارسی" یا "آریایی" استفاده می کنند، خرده می گیرند که اینها مفاهیمی من درآوردی هستند و ریشه تاریخی ندارند. من در این یادداشت ، به یکی از منابع مهم که نشاندهنده قدمتِ این کاربست ها هستند اشاره می کنم، گرچه محوریتِ این وبلاگ بر مسائل تاریخی نیست اما این یکبار را اشکالی نیست. البته با این فرض که از هر چیز، نکاتِ مثبتش را برداشت کنیم و کلاً مثبت فکر کنیم! یعنی از کاربستِ واژه ی آریایی، دیدگاهِ نژادپرستانه اش را برداشت نکنیم و مدِ نظرمان نباشد.

در سنگ‌نبشته‌ داریوش بزرگ در نقش رستم و در نخستین نبشته که در قسمت بالایی است و به DNa مشهور است چنین می گوید:

من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۱ - خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.
  • بند ۲ - من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۳ - داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این (است) کشورهائی که من جدا از پارس گرفتم.بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا کردند. قانون من ایشان را نگاهداشت. ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ – رخج - ث ت گوش گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائی‌های تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپدوکیه - سارد - یونان - سکائی‌های ماوراء دریا - سکودر - یونانی‌های سپر روی سر - لیبیها - حبشی‌ها - اهالی مک - کارئی ها.
  • بند ۴ - داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن آنرا به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آنرا در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آنرا کردند. اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکره‌ها راببین که تخت را می‌برند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) نیزهٔ مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.
  • بند ۵ - داریوش شاه گوید: این که کرده شده آن همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را بکردم. اهورامزدا من و خاندان سلطنتی ام را و این کشور را از زیان محفوظ دارد! این را من از اهورامزدا درخواست می کنم. این را اهورامزدا به من بدهاد!
  • بند ۶ - ای مرد! فرمان اهورامزدا، ان به نظر تو ناپسند نیاید! راه راست را ترک منما! شورش مکن!

با دقت در بندِ دیم از ترجمه کتیبه می بینیم که داریوش اول خود را یک پسر پارسی و یک اریایی معرفی می کند: من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.


اما در مورد لقب پدر که به کوروش هخامنشی نسبت داده می شود و از افتخاراتِ برخی ایرانیان است از کتابِ سوم هرودوت، بند 89  مثال می آورم که چنین می گوید:

the Persians say that Dareios was a shopkeeper, Cambyses a master, and Cyrus a father. [منبع]

ترجمه: پارس ها می گویند داریوش یک مغازه دار بود، کمبوجیه یک استاد و کوروش یک پدر.

 

پس می بینیم که با تکیه بر مفاهیم تاریخی می شود گفت که واژه هایی مانندِ پسر پارسی، آریایی ونسبت دادنِ لقب ِ پدر به کوروش کاملاً درست و پیشینه دار و بر اساسِ منابع مکتوب تاریخی هستند.

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۸

در دین زرتشت و مزدیسنا به فرد روحانی اصطلاحا موبد یا مغ گفته می‌شود. ریشه کلمه از ترکیب مغبد به معنی فرمانده و مهتر مغان (روحانیون) گرفته شده و اولین موبد کرتیر بوده است.[1]

موبد موبدان یا موبدان موبد نیز نام بزرگترین پیشوای روحانی در دین زرتشتی، در دورهٔ ساسانی بوده است که البته هم اکنون نیز این ترکیب واژگانی در مزدیسنای کنونی کاربرد دارد.

واژهٔ موبد در اوستا به صورت موغو یا مگه و در فارسی باستان موگو و در پهلوی موگ پت و در فارسی موبد گفته می‌شود.

کریستن سن،  دربارهٔ مغان که در دورهٔ ساسانی موبدان خوانده می شده‌اند و نفوذ آنان مطالبی آورده که قسمتی از آن چنین است، مغان در اصل قبیله‌ای از قبایل ماد یا طبقه‌ای از قوم مذکور بودند که ریاست روحانی دین مزدیسنی غیر زرتشتی به آنان تعلق داشت. آنگاه که شریعت زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد و دین باستانی را اصلاح کرد، مغان، رئیس دیانت جدید شدند. در عهد اشکانیان و ساسانیان، معمولاً این طایفه را مغان می خوانده‌اند و افراد این طایفه خود را از یک ریشه می‌دانستند. در زمان ساسانیان روحانیان و نجبای ملوک الطوایف قرین و همدوش یکدیگر بودند و معمولاً در ادوار ضعف و انحطاط دولت برای مخالفت پادشاه همدست می‌شدند. همیشه رؤسای روحانیون از میان طبقهٔ مغان انتخاب می شده‌اند، این طبقه هم به مرور زمان خیلی زیادتر شده بود و به استناد تاریخ افسانه‌آمیزی که داشتند برای خود شجره نسب پر افتخاری ترتیب می‌دادند که از حیث قدمت و شرافت با خاندان‌های بزرگ پهلو می‌زدند. موبدان مدعی بودند که نسب آنان به شاهنشاه داستانی ایران منوچهر می‌رسد.

روحانیون زرتشتی سلسله مراتبی داشتند که بسیار منظم بود اما اطلاع مفصلی از آن داریم. طایفه مجوس که آنان را مغان یا مگوان یا مگوکان گفته‌اند. طبقهٔ روحانیون فرودست را تشکیل می‌داده‌اند، ظاهراً رئیس معابد بزرگ را به لقب مغان مغ می خوانده‌اند، از این طبقه بالاتر مگوپت‌ها (موبدان) بوده اند. سرزمین ایران از حیث دین به مناطق مختلفی تقسیم می‌شد، هر ناحیه را موبدی خاص بود. رئیس همهٔ موبدان، موبد موبدان بود.

اولین بار که نام چنین صاحب مقامی را می‌شنویم آنجایی است که اردشیر یکم شخصی را که ظاهراً ماهداد، نام داشته، به مقام موبدان موبدی نصب کرده‌است. شاید این مقام پیش از اردشیر هم بوده است، لکن اهمیت آن از وقتی بالا گرفت که دین مزدیسنی در کشور ایران صورت رسمی یافت، پس از این شخص نام چند تن از موبد موبدان بزرگ را در دست داریم که یکی بهک، و دیگر آذرباد مهراسپندان که در عهد شاپور دوم می‌زیسته، بعد از او مهروراز و مهرا‌گویذ و مهر شاپور که در عهد بهرام پنجم بوده و دیگر آزاد شاه که در زمان خسرو انوشیروان این مقام را داشته‌است.

ریاست همه امور روحانی، با موبد موبدان بود که در جمیع مسائل به اجرای دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می‌داد و ریاست روحانی را در دست داشت.

موبد موبدان غیر از آنچه دربارهٔ مسائل دینی و هدایت معنوی و تعلیمات لازم را معمول می‌داشتند، عزل و نصب پادشاه را نیز در دست داشته و چنانچه پادشاهی طبق تعالیم روحانی اعظم، رفتار نمی‌کرد، نالایق به شمار می‌رفت و بوسیلهٔ موبدان عزل می‌شد. انتخاب پادشاه مخصوص عالی‌ترین نمایندگان طبقات روحانی و سپاهیان و دبیران بود و در صورت اختلاف میان آنان منحصر به موبد موبدان بود. در نامه تنسر در این باره مطالبی آمده‌است.[2]

 منابع

1- بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر 1350 دکتر پرویز رجبی

2- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. ص ۶۲۳ و ص ۶۲۴

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :