سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/٢۳

دادستانِ دینی (پهلوی: داتستان دینیگ) اثری است به فارسی میانه از منوچهر، پسر گشن جم که برادر زاد سپرم،هیربد و رئیس طبقهء روحانیان پارس و کرمان بود و در نیمهء دوم قرن سوم هجری(نهم میلادی) یعنی حدود دوازده قرن پیش می‌زیست.

منوچهر، افزون بر دادستان دینی، مؤلف سه نامه است مشهور به نامه‌های‌ منوچهر و در ردّ بدعت‌هایی که برادرش،زاد سپرم،در مورد ساده کردن مراسم تطهیر بر شنوم نهاده بود.

دادستان دینی به معنی«مجموعهء آرای دینی»،مشتمل بر یک مقدمه و 92 پرسش مهر خورشید، پسر آذرماه و بهدینان دیگر و پاسخ منوچهر به آنهاست. مقدمهء این‌ اثر، نثری پیچیده دارد. باتوجه به مقدمه می‌توان فهمید که این پرسش‌ها مکتوب بوده‌اند و منوچهر در فرصت مناسب به آنها پاسخ داده است. مطالب دادستان دینی بسیار متنوع‌اند و تقریبا به همهء مسائل دینی و موضوعاتی که به‌طور غیرمستقیم با دین ارتباط دارند،پرداخته‌ است. مانند مطالب مربوط به آیین‌های دینی، قوانین، حقوق، مسائل اجتماعی و اخلاقی و..

معرفی سازمان زنان زرتشتی تهران:

  • اهداف: سازمان زنان زرتشتی با هدف گردهم آوردن بانوان و دوشیزگان زرتشتی و بالا بردن سطح اگاهیهای دینی، فرهنگی‌، حقوقی، بهداشتی... و در نتیجه بهبود وضع زندگی‌ شخصی‌ و اجتماعی آنان و همچنین حمایت از همکیشان و هموطنان نیازمند، بدون دخالت در امور سیاسی تشکیل گردید. 
  • موسسین این سازمان عبارت بودند از روانشادان :
     فرنگیس خانم یگانگی منوّر آبادیان، فیروزه افسری، بانو بهزادیان، لعل جمشیدیان، منیژه شاهرخ، شیرین فروتن، پریدخت مهر.
  • موضوع فعالیت : فعالیت های فرهنگی اجتماعی مربوط به زنان زرتشتی.
  • نشانی : تهران – خیابان جمهوری – خیابان میرزا کوچک خان – کوی زرتشتیان – پلاک 8 طبقه سوم

    تلفکس : 66706419 / ایمیل: sazeman_zanan_zo_ir@yahoo.com
  • وبسایت: http://zananzartoshti.ir/

سخن زرتشت به پوروچیسته درباره ازدواج:

  • در گات‌ها، هات ۵۳، پند اشو زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است:

    اینک تو ای پوروچیستا، ای جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان راه راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.

مهرگان، دیروز و امروز (روش برگزاری جشن مهرگان)

+ راشین یا رَشْنْ از ایزدان بزرگ مزدیسنا و ایزد دادگری‌است.

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

گاهی برخی از "ناقدانِ کم خوانده اما همه چیزدان" به کسانی که از واژه های "پسر پارسی" یا "آریایی" استفاده می کنند، خرده می گیرند که اینها مفاهیمی من درآوردی هستند و ریشه تاریخی ندارند. من در این یادداشت ، به یکی از منابع مهم که نشاندهنده قدمتِ این کاربست ها هستند اشاره می کنم، گرچه محوریتِ این وبلاگ بر مسائل تاریخی نیست اما این یکبار را اشکالی نیست. البته با این فرض که از هر چیز، نکاتِ مثبتش را برداشت کنیم و کلاً مثبت فکر کنیم! یعنی از کاربستِ واژه ی آریایی، دیدگاهِ نژادپرستانه اش را برداشت نکنیم و مدِ نظرمان نباشد.

در سنگ‌نبشته‌ داریوش بزرگ در نقش رستم و در نخستین نبشته که در قسمت بالایی است و به DNa مشهور است چنین می گوید:

من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۱ - خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.
  • بند ۲ - من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۳ - داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این (است) کشورهائی که من جدا از پارس گرفتم.بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا کردند. قانون من ایشان را نگاهداشت. ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ – رخج - ث ت گوش گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائی‌های تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپدوکیه - سارد - یونان - سکائی‌های ماوراء دریا - سکودر - یونانی‌های سپر روی سر - لیبیها - حبشی‌ها - اهالی مک - کارئی ها.
  • بند ۴ - داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن آنرا به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آنرا در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آنرا کردند. اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکره‌ها راببین که تخت را می‌برند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) نیزهٔ مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.
  • بند ۵ - داریوش شاه گوید: این که کرده شده آن همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را بکردم. اهورامزدا من و خاندان سلطنتی ام را و این کشور را از زیان محفوظ دارد! این را من از اهورامزدا درخواست می کنم. این را اهورامزدا به من بدهاد!
  • بند ۶ - ای مرد! فرمان اهورامزدا، ان به نظر تو ناپسند نیاید! راه راست را ترک منما! شورش مکن!

با دقت در بندِ دیم از ترجمه کتیبه می بینیم که داریوش اول خود را یک پسر پارسی و یک اریایی معرفی می کند: من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.


اما در مورد لقب پدر که به کوروش هخامنشی نسبت داده می شود و از افتخاراتِ برخی ایرانیان است از کتابِ سوم هرودوت، بند 89  مثال می آورم که چنین می گوید:

the Persians say that Dareios was a shopkeeper, Cambyses a master, and Cyrus a father. [منبع]

ترجمه: پارس ها می گویند داریوش یک مغازه دار بود، کمبوجیه یک استاد و کوروش یک پدر.

 

پس می بینیم که با تکیه بر مفاهیم تاریخی می شود گفت که واژه هایی مانندِ پسر پارسی، آریایی ونسبت دادنِ لقب ِ پدر به کوروش کاملاً درست و پیشینه دار و بر اساسِ منابع مکتوب تاریخی هستند.

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۸

در دین زرتشت و مزدیسنا به فرد روحانی اصطلاحا موبد یا مغ گفته می‌شود. ریشه کلمه از ترکیب مغبد به معنی فرمانده و مهتر مغان (روحانیون) گرفته شده و اولین موبد کرتیر بوده است.[1]

موبد موبدان یا موبدان موبد نیز نام بزرگترین پیشوای روحانی در دین زرتشتی، در دورهٔ ساسانی بوده است که البته هم اکنون نیز این ترکیب واژگانی در مزدیسنای کنونی کاربرد دارد.

واژهٔ موبد در اوستا به صورت موغو یا مگه و در فارسی باستان موگو و در پهلوی موگ پت و در فارسی موبد گفته می‌شود.

کریستن سن،  دربارهٔ مغان که در دورهٔ ساسانی موبدان خوانده می شده‌اند و نفوذ آنان مطالبی آورده که قسمتی از آن چنین است، مغان در اصل قبیله‌ای از قبایل ماد یا طبقه‌ای از قوم مذکور بودند که ریاست روحانی دین مزدیسنی غیر زرتشتی به آنان تعلق داشت. آنگاه که شریعت زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد و دین باستانی را اصلاح کرد، مغان، رئیس دیانت جدید شدند. در عهد اشکانیان و ساسانیان، معمولاً این طایفه را مغان می خوانده‌اند و افراد این طایفه خود را از یک ریشه می‌دانستند. در زمان ساسانیان روحانیان و نجبای ملوک الطوایف قرین و همدوش یکدیگر بودند و معمولاً در ادوار ضعف و انحطاط دولت برای مخالفت پادشاه همدست می‌شدند. همیشه رؤسای روحانیون از میان طبقهٔ مغان انتخاب می شده‌اند، این طبقه هم به مرور زمان خیلی زیادتر شده بود و به استناد تاریخ افسانه‌آمیزی که داشتند برای خود شجره نسب پر افتخاری ترتیب می‌دادند که از حیث قدمت و شرافت با خاندان‌های بزرگ پهلو می‌زدند. موبدان مدعی بودند که نسب آنان به شاهنشاه داستانی ایران منوچهر می‌رسد.

روحانیون زرتشتی سلسله مراتبی داشتند که بسیار منظم بود اما اطلاع مفصلی از آن داریم. طایفه مجوس که آنان را مغان یا مگوان یا مگوکان گفته‌اند. طبقهٔ روحانیون فرودست را تشکیل می‌داده‌اند، ظاهراً رئیس معابد بزرگ را به لقب مغان مغ می خوانده‌اند، از این طبقه بالاتر مگوپت‌ها (موبدان) بوده اند. سرزمین ایران از حیث دین به مناطق مختلفی تقسیم می‌شد، هر ناحیه را موبدی خاص بود. رئیس همهٔ موبدان، موبد موبدان بود.

اولین بار که نام چنین صاحب مقامی را می‌شنویم آنجایی است که اردشیر یکم شخصی را که ظاهراً ماهداد، نام داشته، به مقام موبدان موبدی نصب کرده‌است. شاید این مقام پیش از اردشیر هم بوده است، لکن اهمیت آن از وقتی بالا گرفت که دین مزدیسنی در کشور ایران صورت رسمی یافت، پس از این شخص نام چند تن از موبد موبدان بزرگ را در دست داریم که یکی بهک، و دیگر آذرباد مهراسپندان که در عهد شاپور دوم می‌زیسته، بعد از او مهروراز و مهرا‌گویذ و مهر شاپور که در عهد بهرام پنجم بوده و دیگر آزاد شاه که در زمان خسرو انوشیروان این مقام را داشته‌است.

ریاست همه امور روحانی، با موبد موبدان بود که در جمیع مسائل به اجرای دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می‌داد و ریاست روحانی را در دست داشت.

موبد موبدان غیر از آنچه دربارهٔ مسائل دینی و هدایت معنوی و تعلیمات لازم را معمول می‌داشتند، عزل و نصب پادشاه را نیز در دست داشته و چنانچه پادشاهی طبق تعالیم روحانی اعظم، رفتار نمی‌کرد، نالایق به شمار می‌رفت و بوسیلهٔ موبدان عزل می‌شد. انتخاب پادشاه مخصوص عالی‌ترین نمایندگان طبقات روحانی و سپاهیان و دبیران بود و در صورت اختلاف میان آنان منحصر به موبد موبدان بود. در نامه تنسر در این باره مطالبی آمده‌است.[2]

 منابع

1- بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر 1350 دکتر پرویز رجبی

2- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. ص ۶۲۳ و ص ۶۲۴

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/٩/۳٠

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای نوزایی خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی هم از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.

روش برگزاری

در ایران مردم در این شب بگرد بستگان خود جمع می شوند و به شادی، خوردن میوه و آجیل و شب زنده داری می پردازند. ایرانی ها از دوره باستان تا کنون به بلند بودن این شب آگاهی داشته اند، گرچه که همگی یک شب را بعنوان یلدا جشن نمی گرفته اند و از نظر زمان برگزاری سالانه این جشن تفرق آرا وجود داشته است. اما بهر حال؛ این جشن و برگزاریش یک سنت باستانی است.

سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.

یلدا از دیدگاه فرهنگ اوستایی

اما از دیدگاه مزدیسنا، تاریکی نماینده اهریمن است و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند . با نگاه به فرهنگ اوستایی، از انجا که

سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.

در این شب مردم گرد هم جمع

شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.

در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد. جشن یلدا جشنی میهنی است و متعلق به هیچ دسته و گروه وِیژه ای نیست.

انار خوری یک هموطن و اماده شدن برای جشن شب یلدا

 

شب یلدای خوشی را برای همه ایرانیان آرزومندم!

+ پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها در آسایشگاه خیریه کهریزک:
:: مشرق نیوز(عکس) :: مهرنیوز(عکس)

+ گزارش تصویری ایسنا از شب یلدا در کرمان

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱/۱٢

فرا رسیدن نوروز و آغاز سال نوی 1391 خورشیدی را به همه ی ایرانی تباران و فارسی زبانان در هر گوشه ی عالم تبریک و شادباش می گوییم و امیدواریم سال خوب و خجسته ای در پیش داشته باشند. سرود زرتشت -به رسم این وبلاگ در سالهای پیشین- از ادب، متانت و بزرگواری خوانندگانش خاکسارانه سپاسگزاری می کند و امیدوار است در سالِ پیشِ رو نیز از پشتیبانی و یاری رسانیِ شما عزیزان برخوردار باشد.

 

سفره نوروزی در دربِ مهر اصفهان

  • برگزاری آخرین چهره گهنبار سال (پیشواز نوروز): گهنبار چهره همس پت میدیم گاه در تهران با حضور موبدان، موبدیاران و همکیشان تهرانی در چند مکان و توسط نهادهای زرتشتی برگزار شد. در کنار برگزاری این آیین دینی به همراه عکس هایی از نمایشگاه آیین و فرهنگ زرتشتیان که به همت انجمن موبدان و با همکاری کانون دانشجویان زرتشتی در یکی از تالارهای آدریان تهران برگزار شد، از باشندگان نبز پذیرایی شد. انجمن زرتشتیان تفت و توابع مقیم تهران، هم گهنبار چهره همس پت میدیم گاه، آخرین چهره گاهنبار سال را برگزار کرد. در تهران پارس هم بامداد روز آدینه این آیین در محل رستم باغ برگزار‌شد.(25/12/90)
  • روز ششم فروردین ، برابر با روز زایش اشو زرتشت بر شما فرخنده باد! (6/1/91)
  • زیارت پیر هریشت: از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردین در گاهشمار زرتشتی برابر با هفتم تا یازدهم فروردین در گاهشمار خورشیدی، زرتشتیان در زیارتگاه پیر هریشت(Pir-e-Herisht) بمدت پنج روز با گردهمآیی درین مکان به برگزاری آرام آیین های دینی و سنتی خود می پردازند و به درگاه "اهورامزدا" نیایش و ستایش میکنند. زیارتگاه پیر هریشت در ۹۰ کیلومتری یزد و ۱۴ کیلومتری روستای شریف آباد یزد قرار دارد. (9/1/91)
  • برپایی "جشن فرودگ" در نوزدهم فروردین بعنوان نخستین جشن از جشنهای ماهانه زرتشتیان. (19/1/91)
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٠/۸/٢٩

سدره پیراهنی است نخی، گشاد، سپید رنگ و بدون یقه و با آستینهای کوتاه که از پارچه سفید ساخته شده و دارای دو کیسه بسیار کوچک، یکی در جلوی سینه و نزدیک قلب که گریبان خوانده می‌شود و دیگری در پشت که گرده نامیده می‌شود. کمربند انرا هم کشتی می نامند.

واژه سدره در اوستا "vohumanu vastra" است که به معنی جامه ی نیک‌ اندیشی است. برخی هم آن را از ریشه vastra در زباان اوستایی می‌دانند که برابر رخت و تنپوش است. برخی هم آن را گرفته شده از واژه‌های عربی صدره(نیم‌تنه) و ستره(پوشش) دانسته‌اند.

زرتشتیان در ساخت سدره، نمادهایی را در نظر گرفته اند و انها را نشانه مسئولیتها و وظیفه‌هایی می دانند که هرکس در زندگانی به عهده دارد. مثلا بخش "گریبان" را که "کیسه کرفه" یا "کیسه کار نیک" هم خوانده می‌شود، یادآور این می دانند که همه کردارهای نیک بروی هم انباشت شده و نهایتا آدمی را به خوشبختی میرساند. نزدیک قلب بودن آن هم نشانه ای است از اینکه کارهای نیک باید قلباً و خالصانه انجام گیرد. کمربندی از پشم گوسفند هم به نام کشتی به کمر می بندند که نمایانگر بی آزاری و سود رسانی می دانندش.

امروزه هنگامیکه پسر یا دختر زرتشتی به "سن بلوغ" رسید برای او مراسم سدره پوشی گرفته می‌شود و از آن پس وی به عنوان یک فرد زرتشتی شناخته می شود. همچنین زرتشتیان سدره را از ململ سفید درست می‌کنند ولی در عهد باستان از پشم و پنبه و حتی گاهی از ابریشم درست می‌شد.

در کل، سدره پوشی را می توان نشانه ای از "مهر و دوستی و بلوغ" و نیز نماد و وسیله ای از آغاز دوره "تعهد دینی فرد مزدیسن" دانست.

مزدیسنان کسانی هستند که پیرو راه راستی و زرتشت هستند.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٩/۱۱/۸

 برای نخستین‌بار، هشت بانوی زرتشتی به انتخاب انجمن کنکاش موبدان، جهت احراز مقام موبدی برگزیده شدند. به گزارش تارنمای خبری - تحلیلی "برساد"، انجمن موبدان از موبدیار شدنِ هشت بانوی زرتشتی در آینده‌ای نزدیک خبر داد. بر اساس این گزارش، دکتر موبد اردشیر خورشیدیان با اعلام این مطلب، گفت: «از سال‌ها پیش و از زمان موبدان آذرگشسب وشهزادی مساله موبدی بانوان همواره مطرح بوده است، ولی شاید هیچ‌گاه این شرایط پیشنیامد». وی به برابری زنان و مردان در باور زرتشتیان اشارهکرد و افزود: «در طول تاریخ هم اگرچه اسمی از موبدان زن باقی نمانده، ولی همواره زناننقش بزرگی را در نگهداری و پاسداری از دین داشته اند». رئیس انجمن موبدان درباره علت انتخاب این هشت بانو به موبدی گفت: «انجمن موبدان در این زمینهبیشتر به دانش دینی، پاسخگویی شایسته و زیباخوانی اوستا توسط بانوان توجه کرده است». 

انجمن موبدان تصمیم گرفته تا موبدی زنان که یک اصل بازمانده دینی است و اتفاقاً کاملاً منطبق بر پایه‌های باور زرتشتی می‌باشد را اجرا نماید..

 

موبد پدرام سروش‌پور، دیگر هموند انجمن موبدان نیز با تاکید به برابری زنان و مردان در دین زرتشتی در سخنانش به پوروچیستا دختر اشوزرتشت اشاره نمود و گفت: «در گات‌ها، اشوزرتشت دختر خود را پورچیستا نام می‌برد، چیستا بهمعنی دانش دین است و پور یعنی زیاد، پس او دختر خود را دارنده دانش بالای دین نام می‌برد».  

وی در ادامه افزود: «بر این اساس انجمن موبدان تصمیم گرفته تا موبدیزنان که یک اصل بازمانده دینی است و اتفاقا کاملا منطبق بر پایه‌های باور زرتشتیمی‌باشد را اجرا نماید، وی از تنظیم آیین‌نامه جدیدی جهت موبد‌شدن خبر داد که براساس آن بانوان نیز می‌توانند موبد شوند و در ادامه به توضیح نحوه انتخاب این بانوان پرداخت و از معیارهایی چون سابقه و شخصیت اجتماعی، تحصیلات و سوابق پژوهشی و بالاخره آوای خوش اوستا‌خوانی و نگاه زیبا به دین، در این انتخاب سخن گفت.  

از معیارهای تعیین شده برای خانم ها می توان به سابقه و شخصیت اجتماعی، تحصیلات و سوابق پژوهشی و بالاخره آوای خوش اوستا‌خوانی و نگاه زیبا به دین، در این انتخاب سخن گفت

از نگاه "موبد سروش پور" وجود پتانسیل بسیار بالای دانش دینی یکی ازدلایل این انتخاب از سوی انجمن موبدان بوده و با اشاره به برگزاری 17 دوره همایشمانتره توسط کانون دانشجویان زرتشتی گفت: «این برنامه باعث تربیت گروه زیادی ازبانوان شده که هم دین را زیبا درک می‌کنند و هم زیبا بیان می‌کنند». این هموندانجمن موبدان سپس به برگزاری دوره‌های مختلف تکمیلی موبدیاری در یک سال گذشته اشارهکرد و گفت: «درحال حاضر این افراد آزمون‌های نهایی دوره را پشت سر می گذارند تا پس ازآن طی مراسمی رسما به عنوان موبدیار معرفی شده و در لباس موبدی به پاسداری از دینو فرهنگ زرتشتی بپردازند.  

میترا مرادپور، راشین جهانگیری، سرور تاراپوروالا، پروا نمیرانیان، فریبا مالی، بهناز نعیم آبادی، پریا ماوندی و مهرزاد کاویانی از شهرهای تهران، یزد، کرمان و کرج، هشت بانویی هستند که از سوی انجمن موبدان برای موبدی انتخاب شده اند و به زودی در جشنی باشکوه به جرگه موبدیاران خواهند پیوست.

 

منابع:  + پایگاه خبری برساد + برای نخستین‌بار، زنان به مقام موبدی دست خواهند یافت(دکتر شاهین سپنتا/ایران نامه)  + چشم به راه موبدیاران زن باشید (امرداد)

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٩/٧/۱٩

ایرانیان، در گذشته سال خود را با دو فصلٍ بزرگٍ تابستان هفت ماهه و زمستان پنج‌ماهه آراسته بودند. گاهنبارها شش بار در سال و هریک بمدت پنج روز انجام می شوند. برخی آیین گاه انبارها را به پیش از اشو زرتشت نیز نسبت می دهند

«گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است.»

و چنین نظر میدهند که چنین جشنهایی نوعی تقویم ابتدایی بود که سال را به چهار فصل و چهار نیم-فصل تقسیم می کرد. اما هرچه هست، چنین جشنهایی هویتی برخاسته از طبیعت، با محوریت نجومی و با تکیه بر رویدادهای تاریخی دارند و از دیرباز از جشنهای موسمی زرتشتیان به شمار می آیند.

گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است. در هر گاهنبار بگونه ی سمبلیک، آفرینش یک پدیده از سوی اهورامزدا برای ایرانیان نیز جشن گرفته و پاس داشته می شود. ایرانیان در این شش گاه، انجمن ها و میهمانی و داد و دهش برپا می کردند و بار همگانی می دادند و پس از آن با خواندن اوستا و نیایش سپاس آفریده های اهورا مزدا را بجای می آوردند. نسبت دادن جشن آفرینشٍ شش پدیده ی (آسمان،آب،زمین،گیاه،جانوران،انسان) به شش گاهنبار از باورهای موجود در مزدیسنا برخاسته است. درین باورداشت، اهورامزدا جهان را در شش بار یا گاه آفرید اما نه همچون باورداشتٍ سامیان در شش روز بلکه در چرخه ی نمادین یکساله اینکار انجام شد. فصل 25 بندهش اشاره میکند که « اهورامزدا میگوید افرینش هستی در 365 روز * بوسیله من انجام گرفت پس شش جشن گهنبار در هر سال قرار داده شده است.»

لازمست گفته شود برخی معتقدند در مرحله ی نخست، نباید باورهای زرتشتی به گاهنبارها وارد می شد چرا که گاهنبارها در رابطه ی مستقیم با تقویم طبیعی و مردمان کشاورزند و نهایتا باین باور تندروانه معتقدند که وجود سمبل آفرینش در گاهنبارها در نتیجه ی تحریف گاهشمار انجام شده است که البته چنین باورهایی درست نیست.

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند» - فروردین یشت

 گاهنبارها اگر توسط خود اشو زرتشت ایجاد نشده باشند پس از ایشان و هنگام ریشه دواندن کشاورزی در ایران کهن ایجاد شده اند و رواست چنین باورهایی آنهم بشکل سمبلیک برای پاسداشت دین در آن انجام شده باشد.

 

نام‌هاى شش چهره گاهنبار و معنى و زمان آنها به این قرار است:

«میدیوزَرِم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیَـه» به معنای میانه ی فصل سبزی(میانه بهار) . زمان این جشن در نیمه بهار یعنى ۴۵ روز پس از نوروز جمشیدى از روز خور تا روز دی-بمهر است و هنگام برداشت خرمن گندم و جو برپا می شود. درین گاه، آسمان برپا شده است.

«میدیوشـِهم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوشِـمَـه» و به معنای میانه تابستان است. زمان این جشن - نقطه مرکزى تابستان بزرگٍ هفت ماهه یا دوره رپیتون (Raptihwan). از روز خور تا دی-بمهر در تیرماهٍ گاهشمار زرتشتیان است. درین گاه، آب برپا شده است.

«پَـتیَـه‌شَـهیم گاه» با گویش اوستایی «پَئیتیش‌هَهیَـه» به معنای پایان تابستان است. زمان جشن پَتَیه شَهیم از اشتاد تا انارام در شهریور ماه زرتشتی برابر با نیمه سال دینى سرٍذَه و ۱۸۰ روز پس از نوروز و هنگام فصل درو است. درین گاه، زمین آفریده شده است.

«اَیاسرِم گاه» با گویش اوستایی «اَیاثرِمَـه» به معنای آغاز سرما. جشن ایاثرم از روز اشتاد تا انارام در ماه مهر است و هنگام کاشت محصول یا محصولات زمستانی برپا می شود. آخر دوره رپیتون و آغاز زمستان پنج‌ماهه، ایرانیان با بزرگداشت‌هاى ویژه در روز آذر و دى آتش مى‌افروختند. درین گاه، روییدنی ها آفریده شده است.

«میدیارِم گاه» با گویش اوستایی «مئیذیائیریه» به معنای میانه سال(پایان فصل پاییز، بر مبنای سالی با مبدأ آغاز تابستان و یا نیمه زمستان پنج‌ماهه) . زمان میدیارم گاه از مهر تا ورهرام در دیماه است و بنوعی جشن استراحت کشاورزان است. در این گاه، جانوران آفریده شده اند .

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» با گویش اوستایی «هَـمَـسپَـت‌مَـئیدَیَـه» به معنای برابری شب و روز و برابری سرما و گرما (منظور پایان زمستان و جشن اعتدال بهاری است). زمان این جشن از اهنود تا وهشتو اٍشت گاه در پنج روز گاتها یا «پنجه وه» در اسپندماه است. این جشن بویژه ستایش برکات اهورامزدا و نیز یادآوری فره وشی درگذشتگان برگزار می شود. درین گاه و بنا به باورهای زرتشتی آدمیزاد آفریده شده است و فروهرهای درگذشتگان و نامداران در همین هنگام از سال برای ده شب بزمین باز می گردند. نخستین ماه سال را برای بزمین آمدن فروهر ها فروردین ماه میگویند. در همین راستا در فروردین یشت چنین آمده است :

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند»

ابوریحان بیرونی در مورد

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» می نویسد: «این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

در گهنبارها آخرین روز جشن مهمترین روز جشن است و ضمنا گهنبارها دارای فواصل مساوی نسبت بهم نیستند.

در تقویم ایران باستان درازترین روز برابر است با نخستین روز گاهنبار میدیوشَهٍم گاه که جشن موسمى نیمه تابستان بزرگ مى‌باشد. این جشن درست ۱۰۰ روز پس از نوروز قرار مى‌گیرد. طلوع و غروب آفتاب در ۵۰ درجه عرض شمالی، درازترین روز در هشتم تیرماه قرار مى‌گیرد. به‌عبارت دیگر، ایرانیان باستان جشن نیمه تابستان را در خیر ایزد و تیرماه مى‌گرفتند که گاهنبار میدیوشَهم است، بنابراین نوروز ۱۰۰ روز پیش از این جشن بوده که هرمزد روز و فروردین ماه باشد، یعنى 90 روز مدت فروردین و اردیبهشت و خردارد ماه و ۱۰ روز هم از ماه تیر، روى هم ۱۰۰ روز مى‌شود و کوتاه‌ترین روز در ایران باستان در پنجمین روزگاهنبار میدیارم گاه مى‌افتد که ورهرام ایزد و دى‌ماه است.

«این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

بنابراین باز هم نوروز ۷۵ روز پس از این جشن مى‌آید.

بدیگر گفت؛ نخستین گهنبار در چهل و پنجمین روز سال، دومین گهنبار در صدوپنجمین روز سال، سومین گهنبار در صدوهشتادمین روز سال، چهارمین گهنبار در دویست و دهمین روز سال، پنجمین گهنبار در دویست و نودمین روز سال و ششمین گهنبار نیز در سیصدوشصت و پنجمین روز سال برگزار می شده است.

گاهانبارها در خانه و یا تالارهای عمومی برگزار می‌شود. در جشنٍ گاهنبارها موبدان به خواندن جشن و نیایش می پردازند و مردم و حاضرین در جشن نیز دست یکدیگر را می گیرند و «همازور» می شوند. آنها در همازوری یگانه می شوند و خود را از نظر روحی و اجتماعی برای یاری و پشتیبانی یکدیگر در هرگونه خوشی و ناخوشی در زندگی شان آماده می کنند. شرکت در گاهنبارها وظیفه ای دینی برای همه بوده و هزینه آنرا همه بصورت داوطلبانه و هرکس باندازه توان و درآمدش تامین می کند اما همه در جشن به یک اندازه در آن هم بهره می شوند. کوتاه سخن آنکه جدای از دیدگاههای گاهشمارانه، همکاری و شرکت درین جشن بخشی از فرمان «نیکوکاری و دهش» است که در دین زرتشت ستوده و سفارش شده است.

 

درین نوشتار از یشتها ، ابراهیم پورداوود و فلسفه زرتشت، فرهنگ مهر سود جسته شده است

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۸/۱٢/٥

 راه در جهان یکیست و آن راهِ راستیست.

 

اش ( ash ) : رسیدن ، رفتن . ( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 160)

اشَه ( asha ) :

1- فراوانی فراخی .2- دانه خورد شده ، آرد 3- راستی ، درستی ، پاکی ، پارسائی ، دستور دهنده پاک سپنتائی 4- نماز اشم وهو 5- اشا وهیشتا (اردیبهشت ، سومین از هفت امشاسپندان ) 6- نام روز سوم هر ماه 7- نام دومین ماه سال ( اردیبهشت )( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 161)

اشا ( ashA ) : در اوستا پاکی و راستی است . ( دانشنامه مزدیسنا-- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 113)

اشو ( ashu ) : پاک و مقدس از ریشه اشا می باشد . این واژه در زند و پازند به معنی بهشتی در برابر دوزخی می باشد  که واژگان اشو رئوچه : کسی که فروغ و روشنایی ( اشا ) و راستی با اوست ، اشون ، اشونت ، اشه‌وهیشته برگرفته از آن هستند . ( دانشنامه مزدیسنا-- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص111)

اشه ( asha ) : (= اشا ) به معنی راستی و جزئ اصلی نام امشاسپند اردیبهشت (در اوستا اشه وهیشته ) . معنی اشه را در گزارشهای گاهان در هند و اروپا و ایران ، راستی ، حق ، حقیقت ، دادگری ، سامان ، آفاق ، قانون ابدی آفرینش ، نظم و ترتیب کامل ، سامان مقرر مزدایی و تعبیرهای دیگری از این دست نوشته اند . با این حال هنوز کسی حرف آخر را نزده و نتوانسته تعریف جامع و مانعی از این اصل و اصطلاح گاهانی بدست دهد ....(اوستا – گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه – ص 919 )

اشی ( ashi ) : پاکی ، راستی ، پرهیزگاری ، پارسائی ، ورجاوندی ، بالاترین و نیکوترین منش آدمی ، پرتو و فروغ راستی در آدمی ، چشم ، دیده . ( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 176 )

اشی ( ashi ) : گاهی اسم مجرد است به معنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهی هم اسم خاص ایزدی است که نگهبان ثروت و دارائی به عهده اوست . ( دانشنامه مزدیسنا -- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 114 – ذیل اشی ونگوهی )

همچنین این واژه در ترکیباتش دارای معانی نظیر : توانگری ، راستی افزا ، آراسته بزیور پارسائی و پاکی ، پیشرفت در پاکی و پارسائی و به بلند ترین آوازه نیک رسیدن ، باندازه ، نیرومند ، زورمند . شکوه پارسائی و پاکی ، درخشیدن با پاکی و پارسائی ، خرد و اندیشه پاک ، پیرو راه راستین ، وابسته به راه راست ، پاک نژاد ، نژاده ، پاک زاد ، راستی دوست ، راستی جوی ، راستی خواه ، توانگر کردن ، راست و بلند و پاک کردن ، ستاینده راستی ، برترین کس در پاکی و راتی و پارسائی ، آسمان ، چرخ ، سپهر ، کیهان ، در پناه راستی ، رسا ، دلیر ، شایسته ، پاکان ، شادمان و خرسند کردن پارسا ، شاد گردانیدن مردمان ، نیرو دادن از راستی ، پایدار در راستی ، ورجاوند ، پارسا ، دارای نهاد راستین ، پارسا زاده ، داده پاکی و راستی ، پارسائی ، پاکی ، فرزند راست و خلف ، دودمان راستی و پاکی ، ساخته شده بدست پاکی ، پارساتر، پاکتر، راست ، پارساترین ، پاکترین ، راست تر ، خوشبختی دهنده ، سرپاکی ، هنرمند پرهیزگار ، داشتن منش پارسائی و پاکی ، دارای نیروی مینویی ، پاداش پروردگار به کسی که پاک و پرهیزگار است ، پیشرفت راستی و پاکی ، جا و مکان راستی و پاکی ، مقام پاکی و راستی ، ارج نهادن به پاکان و راستان ، آرزوی راستی ، راست نهادی ، پارسائی پیروی کردن از قانون راستی ، نماز راستی ، داشتن گرایش و خواهش و میل دادخواهی و دادگری برای پاکی و راستی ، دارنده خواهش و میل دادخواهی و دادگری برای پاکی و راستی ، درخشانترین ، شکوهمند ترین ، روشن بین ، دارای بالاترین هوش یاری ، بسیار خردمند ، یاریگر راستی ، فرشته نگهدارنده تندرستی و دارای و خوشبختی و... می باشد .

اشی ونگوهی : یا اشیش ونگوهی همان ایزد ارد و ارت است . ونگهو صفت است و به معنی نیک و خوب . لغت وه یا به فارسی از این ماده است . گاهی اسم مجرد است به معنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهی هم اسم خاص ایزدی است که نگهبان ثروت و دارائی به عهده اوست .... ( دانشنامه مزدیسنا** دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 114 – ذیل اشی ونگوهی )

 با بهره گیری و یاری از :

1- اوستا - گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه - چاپ سوم 1375 - مروارید

2- دانشنامه مزدیسنا - دکتر جهانگیر اوشیدری – 1371 - مرکز

٣- بدانیم و سربلند باشیم فشرده ای از آموزه های زرتشت - دکتر منوچهرمنوچهرپور- 1377 - فروهر

۴- فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی - بلخ – چاپ نخست 1369

۵-  تاریخ جامع ادیان – جان ا. ناس ،؛ ترجمه : علی اصغر حکمت - انتشارات علمی و فرهنگی – چاپ سیزدهم بهار 1382

۶- بینش زرتشت – خداداد خنجری – پژوهنده با همکاری ماهنامه چیستا – چاپ دوم 1380

٧- بندهش – فرنبغ دادگی – گزراش دکتر مهرداد بهار – توس – چاپ دوم پاییز 1380

٨- شناخت اساطیر ایران – جان هلینز ، ترجمه : ژاله اموزگار و احمد تفضلی – چشمه – چاپ هشتم زمستان 1382

٩- از اسطوره تا تاریخ – دکتر مهرداد بهار – چشمه – چاپ سوم تابستان 1381

در همین زمینه : مفهوم واژه اَشا وهیشتا 

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٧/۱٢/٢۳

نوروز برای ما ایرانیان، سرشار از خاطره هاست. خاطراتی خوش، با دوستان. با خانواده و بستگان. نوروز، چشممان را از سبزی و خرمی پر می کند و دلهامان را هم شاید به یک زندگی آرامتر، امیدوار.

نوروزتان خجسته و شادان!

مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر
:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :