سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/٦/۱٢

شما با شنیدن نام آهنگر بیاد چه چیز می افتید؟ چه کیفیتی در ذهنتان جان می گیرید؟ و در آخر، این آهنگر قدیمی که ما اینهمه از آن می شنویم و در کتابها ازو می خوانیم؛کیست؟ براستی کیست! او با چرم و سندانش در کجای تاریخ و فرهنگ ما یا بهتر بگویم تاریخ فرهنگی ما ایستاده است. چه میکند و چرا هنوز پس از هزاران سال هنوز نمرده است! اما نخست٬ بهترست از پیشه ی آهنگران یاد کنیم.


 آهنگر، قهرمانیست «تمدن ساز» که رسالت بزرگی همچون بازسازی کاینات؛ سازماندهی دوباره ی دنیا و افشای اسرار فرهنگ بر آدمیان را بر عهده دارد. او همیشه-قهرمانیست که دقیقا میداند کی و کجا بمیدان بیاید و ضد قهرمان دوران را از بیشه بدر کند. ایرانیان از آنجا که همه و همه شان ذهن تاریخی دارند و تاریخ را میفهمند٬ کاوه ی (آهنگر) را دوست میدارند و میشناسند و البته تحسینش میکنند. آهنگر با نقش استوره ای خود که با (چیرگی بر آتش) آغازش کرد و در سراسر دنیا این تجربه ی بنیادین بشر را در «چیرگی و از آن خود کردن یک نیروی برون انسانی و مقدس» گستراند قابل احترام است. و نزد کسانیکه آتش پدیده ایست سپندینه و ایزدی ؛ چه بسا ارزش و احترامش نیز بیشتر است. قدرت «تغییر» و تبدیل  که در هر شعله ی آتش نهفته است از سوی فرهنگ های گونه گون و بویژه گل سرسبد همه ی آنها ایران؛ بعنوان عاملی برای همه گونه پاکسازی مورد «شناسایی» و احترام قرار گرفت. از سوی دیگر؛ کاوه ی آهنگر همیشه دمخور با آتش و برافروزنده ی همیشگی آن و از سوی دیگر کنترل کننده ی آنست. آتشی که خدایان از آن بر خاسته اند.آتش سپند؛ آتش افشاگر؛ آتش گناهسوز پاک کننده؛ دگرگونساز و اعتلا بخش.

آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانند سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجود خود را بسوختن داده است . پس دیگر هیچ آتش و اژدهایی بر او کارگر نخواهد افتاد و تنها هموست که توان دارد تا جام و تخت ربوده شده را از اهریمن باز ستاند.

 آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانند سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجود خود را بسوختن داده است .

از همان زمانها بود که آهنگر ماهیت آتشین یافت. کسیکه بسبب ماهیت و کیفیت حرفه ی ویژه خود نقشی اجتماعی را متناسب با آتش نیز دریافت می دارد. براستی چرا هیچکس دیگری بجز او نبود تا بتواند «شعله بکشد» و غریوش پوستین «شاه دروغین» را پاره کند؟! از سوی دیگر آن آتش روشنی بخش که در دل تاریکی ها و در دکان او می سوخت نوید گر یک روشنایی نیز بود. چیزی که میتواند همه ی چشمها و هوشها را بخود مشغول دارد. تا بتواند وظیفه ی انتشار نور را به اعماق تاریکی ها به انجام رساند. سر انجام؛ آهنگر-قهرمان ما با قدرت دستان و نگاههای خیره بر آهن گداخته ؛ همچنان ضربات آهنگینی را بر پیکر «پولاد زمان» فرود می آورد . او آهسته و پیوسته کار میکند و آهن گداخته که نماد «طبیعت» ست تسلیم ضرباهنگ آهنگر میگردد.

 

بهر روی؛ آهنگر همچون نخستین و تنهاترین عامل «دگردیسی ارادی اشیاع و زنده گان» بدیده میآید . یا که شاید همچون نیای پیشین و دوردست پیشه وران و رزمندگان؟!.. آری؛ همانها که نه تنها راز زندگی روزانه که «قدرت مرگ و نابودی» و «راز زایش چیزهای خوب» را در اختیار دارند.

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :