سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳۸٩/٧/۱٩

ایرانیان، در گذشته سال خود را با دو فصلٍ بزرگٍ تابستان هفت ماهه و زمستان پنج‌ماهه آراسته بودند. گاهنبارها شش بار در سال و هریک بمدت پنج روز انجام می شوند. برخی آیین گاه انبارها را به پیش از اشو زرتشت نیز نسبت می دهند

«گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است.»

و چنین نظر میدهند که چنین جشنهایی نوعی تقویم ابتدایی بود که سال را به چهار فصل و چهار نیم-فصل تقسیم می کرد. اما هرچه هست، چنین جشنهایی هویتی برخاسته از طبیعت، با محوریت نجومی و با تکیه بر رویدادهای تاریخی دارند و از دیرباز از جشنهای موسمی زرتشتیان به شمار می آیند.

گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است. در هر گاهنبار بگونه ی سمبلیک، آفرینش یک پدیده از سوی اهورامزدا برای ایرانیان نیز جشن گرفته و پاس داشته می شود. ایرانیان در این شش گاه، انجمن ها و میهمانی و داد و دهش برپا می کردند و بار همگانی می دادند و پس از آن با خواندن اوستا و نیایش سپاس آفریده های اهورا مزدا را بجای می آوردند. نسبت دادن جشن آفرینشٍ شش پدیده ی (آسمان،آب،زمین،گیاه،جانوران،انسان) به شش گاهنبار از باورهای موجود در مزدیسنا برخاسته است. درین باورداشت، اهورامزدا جهان را در شش بار یا گاه آفرید اما نه همچون باورداشتٍ سامیان در شش روز بلکه در چرخه ی نمادین یکساله اینکار انجام شد. فصل 25 بندهش اشاره میکند که « اهورامزدا میگوید افرینش هستی در 365 روز * بوسیله من انجام گرفت پس شش جشن گهنبار در هر سال قرار داده شده است.»

لازمست گفته شود برخی معتقدند در مرحله ی نخست، نباید باورهای زرتشتی به گاهنبارها وارد می شد چرا که گاهنبارها در رابطه ی مستقیم با تقویم طبیعی و مردمان کشاورزند و نهایتا باین باور تندروانه معتقدند که وجود سمبل آفرینش در گاهنبارها در نتیجه ی تحریف گاهشمار انجام شده است که البته چنین باورهایی درست نیست.

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند» - فروردین یشت

 گاهنبارها اگر توسط خود اشو زرتشت ایجاد نشده باشند پس از ایشان و هنگام ریشه دواندن کشاورزی در ایران کهن ایجاد شده اند و رواست چنین باورهایی آنهم بشکل سمبلیک برای پاسداشت دین در آن انجام شده باشد.

 

نام‌هاى شش چهره گاهنبار و معنى و زمان آنها به این قرار است:

«میدیوزَرِم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیَـه» به معنای میانه ی فصل سبزی(میانه بهار) . زمان این جشن در نیمه بهار یعنى ۴۵ روز پس از نوروز جمشیدى از روز خور تا روز دی-بمهر است و هنگام برداشت خرمن گندم و جو برپا می شود. درین گاه، آسمان برپا شده است.

«میدیوشـِهم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوشِـمَـه» و به معنای میانه تابستان است. زمان این جشن - نقطه مرکزى تابستان بزرگٍ هفت ماهه یا دوره رپیتون (Raptihwan). از روز خور تا دی-بمهر در تیرماهٍ گاهشمار زرتشتیان است. درین گاه، آب برپا شده است.

«پَـتیَـه‌شَـهیم گاه» با گویش اوستایی «پَئیتیش‌هَهیَـه» به معنای پایان تابستان است. زمان جشن پَتَیه شَهیم از اشتاد تا انارام در شهریور ماه زرتشتی برابر با نیمه سال دینى سرٍذَه و ۱۸۰ روز پس از نوروز و هنگام فصل درو است. درین گاه، زمین آفریده شده است.

«اَیاسرِم گاه» با گویش اوستایی «اَیاثرِمَـه» به معنای آغاز سرما. جشن ایاثرم از روز اشتاد تا انارام در ماه مهر است و هنگام کاشت محصول یا محصولات زمستانی برپا می شود. آخر دوره رپیتون و آغاز زمستان پنج‌ماهه، ایرانیان با بزرگداشت‌هاى ویژه در روز آذر و دى آتش مى‌افروختند. درین گاه، روییدنی ها آفریده شده است.

«میدیارِم گاه» با گویش اوستایی «مئیذیائیریه» به معنای میانه سال(پایان فصل پاییز، بر مبنای سالی با مبدأ آغاز تابستان و یا نیمه زمستان پنج‌ماهه) . زمان میدیارم گاه از مهر تا ورهرام در دیماه است و بنوعی جشن استراحت کشاورزان است. در این گاه، جانوران آفریده شده اند .

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» با گویش اوستایی «هَـمَـسپَـت‌مَـئیدَیَـه» به معنای برابری شب و روز و برابری سرما و گرما (منظور پایان زمستان و جشن اعتدال بهاری است). زمان این جشن از اهنود تا وهشتو اٍشت گاه در پنج روز گاتها یا «پنجه وه» در اسپندماه است. این جشن بویژه ستایش برکات اهورامزدا و نیز یادآوری فره وشی درگذشتگان برگزار می شود. درین گاه و بنا به باورهای زرتشتی آدمیزاد آفریده شده است و فروهرهای درگذشتگان و نامداران در همین هنگام از سال برای ده شب بزمین باز می گردند. نخستین ماه سال را برای بزمین آمدن فروهر ها فروردین ماه میگویند. در همین راستا در فروردین یشت چنین آمده است :

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند»

ابوریحان بیرونی در مورد

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» می نویسد: «این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

در گهنبارها آخرین روز جشن مهمترین روز جشن است و ضمنا گهنبارها دارای فواصل مساوی نسبت بهم نیستند.

در تقویم ایران باستان درازترین روز برابر است با نخستین روز گاهنبار میدیوشَهٍم گاه که جشن موسمى نیمه تابستان بزرگ مى‌باشد. این جشن درست ۱۰۰ روز پس از نوروز قرار مى‌گیرد. طلوع و غروب آفتاب در ۵۰ درجه عرض شمالی، درازترین روز در هشتم تیرماه قرار مى‌گیرد. به‌عبارت دیگر، ایرانیان باستان جشن نیمه تابستان را در خیر ایزد و تیرماه مى‌گرفتند که گاهنبار میدیوشَهم است، بنابراین نوروز ۱۰۰ روز پیش از این جشن بوده که هرمزد روز و فروردین ماه باشد، یعنى 90 روز مدت فروردین و اردیبهشت و خردارد ماه و ۱۰ روز هم از ماه تیر، روى هم ۱۰۰ روز مى‌شود و کوتاه‌ترین روز در ایران باستان در پنجمین روزگاهنبار میدیارم گاه مى‌افتد که ورهرام ایزد و دى‌ماه است.

«این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

بنابراین باز هم نوروز ۷۵ روز پس از این جشن مى‌آید.

بدیگر گفت؛ نخستین گهنبار در چهل و پنجمین روز سال، دومین گهنبار در صدوپنجمین روز سال، سومین گهنبار در صدوهشتادمین روز سال، چهارمین گهنبار در دویست و دهمین روز سال، پنجمین گهنبار در دویست و نودمین روز سال و ششمین گهنبار نیز در سیصدوشصت و پنجمین روز سال برگزار می شده است.

گاهانبارها در خانه و یا تالارهای عمومی برگزار می‌شود. در جشنٍ گاهنبارها موبدان به خواندن جشن و نیایش می پردازند و مردم و حاضرین در جشن نیز دست یکدیگر را می گیرند و «همازور» می شوند. آنها در همازوری یگانه می شوند و خود را از نظر روحی و اجتماعی برای یاری و پشتیبانی یکدیگر در هرگونه خوشی و ناخوشی در زندگی شان آماده می کنند. شرکت در گاهنبارها وظیفه ای دینی برای همه بوده و هزینه آنرا همه بصورت داوطلبانه و هرکس باندازه توان و درآمدش تامین می کند اما همه در جشن به یک اندازه در آن هم بهره می شوند. کوتاه سخن آنکه جدای از دیدگاههای گاهشمارانه، همکاری و شرکت درین جشن بخشی از فرمان «نیکوکاری و دهش» است که در دین زرتشت ستوده و سفارش شده است.

 

درین نوشتار از یشتها ، ابراهیم پورداوود و فلسفه زرتشت، فرهنگ مهر سود جسته شده است

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :