سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱۱/۱۱

چهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه در تقویم زرتشتی و در چهله‌ی زمستان، جشن سده ، به پهلوی "سَت" یا "سده سوزی" برگزار می‌شود که جشنِ پیدایش آتش است.

برخی داستان پیدایش سده را به اردشیر پاپکان، برخی به هوشنگِ پیشدادی و و برخی دیگر به گیومرت  نسبت داده اند. اما آنچه که اهمیت دارد اینست که این جشن را ما ابرانیان، سالها و سالهاست که بر می گزاریم.

سده جشنِ ملوکِ نامدار است   ز افریدون و از جم یادگار است

 

 

روش برگزاری جشن سده توسطِ مزدیسنان

مردم از روزهای قبل مشغولِ حمع آوریِ هیزم برای جشن می شوند و همه را در یکجا می انبارند. در عصر این روز پس ازغروب آفتاب، سه تن از موبدان با جامه‌ سپید به سوی توده‌ای از هیزم خشک که از پیش آماده گردیده می‌روند و گروهی از جوانان که آنان هم جامه‌ی سپید بر تن دارند با هموخ‌های (مشعل‌های) روشن، موبدان را همراهی می‌کنند. موبدان بخشی از اوستا که بیشتر آتش نیایش است را می‌سرایند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپید پوش با هموخ‌ها هیزم‌ها را می‌افروزند. سپس، گروه نوازندگان از آغاز تا پایان جشن، آهنگ می‌نوازند و همه با شادی، پیروزی روشن شدنِ آتش سده را جشن می‌گیرند. به همین سادگی!

 

اهمیتِ آتش نیایش در جشنِ سده

سروده آتش-نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود، واقعاً سروده ی زیبایی است و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست. سروده ی آتش نیایش به یسنای ۶۲ نیز معروف است. در ادامه بخشی از این سروده ی زیبا را می آوریم:

یتا اهو وییریو ! [دوبار]

ستایش و نیایش،

و هدیه خوب و هدیه ی آرزو شده ،

و هدیه دوستانه را آرزو دارم،

برای تو ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

قابل ستایش و نیایش هستی،

قابل ستایش و نیایش باشی،

در خانه ی مردمان.

خوشبخت باشد آن مرد،

که تو را بستاید، به راستی فراستاید.

هیزم در دست، برسم در دست.

شیر در دست، هاون در دست.

(۲)

هیزم [برایت] فراهم شود.

بوی خوش فراهم شود.

خورش فراهم شود.

اندوخته فراهم شود.

«برنایی» به نگاهبانی تو بواد!

«آگاهی» به نگاهبانی تو بواد!

ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

(۳)

سوزان باشی در این خانه.

بی گمان سوزان باشی در این خانه.

فروزان باشی در این خانه.

شعله ور باشی در این خانه.

به زمانی دیرپا.

تا به فرشگرد (=رستاخیز) توانا.

همچنان تا به فرشگردِ توانای نیک.

برای خواندنِ متنِ کاملِ آتش نیایش کلیک کنید!

برای برگزرایِ جشنِ سده به جمعیتهای زیاد و مراسمِ مذهبیِ آنچنانی نیاز نیست! مهم خلوصِ نیت و خواستار شادی بودن است. هرکس می تواند این شادوارگی را با عزیزانِ خود و در هرکجا برگزارد. مهم شاد بودن و سپاسگزاری از آتش و پدیده های مینویِ اهورا مزداست. سده ی خوشی داشته باشید!

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/۱۱/۱٤


دوستان درود. بار دیگر و سالی دیگر نیز زرتشتیان، جشن سده را به نیکی گرامی داشتند. گرچه کمی برای شادباش گفتن دیرست اما ترجیح میدهم آنرا بهمه شادباش بگویم. دیگر اینکه از دوستانی که این مدت را به سرود زرتشت سر زدند و نوشتار نویی در آن ندیده اند صمیمانه پوزش می خواهم و تشکر میکنم. زین پس تلاش میکنم نوشته های تازه تری را در وبلاگ قرار دهم. دیگر آنکه تصمیم گرفته ام ازین پس سرای مهربانان را با سیستم بلاگ رولینگ تنظیم کنم تا اندیشه های تازه تر در دسترس تر قرار گیرند. بر آن هستم تا یک خبر نامه را نیز به سرود زرتشت بیافزایم که هرچند گاه یکبار به دوستانی که در آن عضو شوند فرستاده خواهد شد. این خبرنامه یک لینکدانی کوچک خواهد بود که شامل مطالب مفیدی ست که در نت بآن برخورد میکنم و آنها را برای باقی دوستان نیز خواندنی میبینم.  در پایان، باز هم از همه ی یاران سپاسگزاری میکنم.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۳/۱۱/٢

جشن سده جشن پیدایش آتش است. صد روز از پایان تابستان گذشته و یا صد شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن‌های نوروز و مهرگان می‌رسد.

shareef aabaadاز دیدگاه نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن، سال را به دو پارهبخش می‌کردند. تابستان که هفت ماه به درازا می‌کشید در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان می‌یافت. زمستان از آغاز آبان ماه میآغازید و تا پایان اسفند به طول می‌انجامید.جشن سده، سومین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به آغاز تابستان بود.

در تاریخ نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است که روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی می‌رفتند ناگهان چیزی دراز، تیره تن، و سیاه رنگ دید که ماری بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب کرد که آن را به کشد. سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقه‌ای) پدیدار شد، به بوته گرفت و مار فرار کرد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام کرد و این سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسی:

برآمد به سنگ گران سنگ خرد       هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ       دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین              نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد         همین آتش آنگاه قبیله نهاد

یکی جشن کرد آنشب و باده خورد      "سده" نام آن جشن فرخنده کرد

 از نظر دینی، این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری که از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نیست. قبله ای که در همه جا هست، درونی دل و جان همه نشانه‌هایی از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت دراوستا به نام روشنایی بی‌پایان خوانده شده است.

 

آیین جشن سده

حکیم عمر خیام در کتاب نورزنامه می‌نویسد:

"هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می‌آوردند، بعد از آن به امرور، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را برپا می‌داشتند."

هر چند نوشته شده است که مردآویج زیاری به سال 323 هجری (سده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شکوه برگزار کرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن‌های سده در برابر سلطان محمود قصیده‌ای درباره سده خواند که آغاز این است :

سده جشن ملوک نامدار است        زافریدون و از جم یادگار است

در ایران باستان، و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، با آتش افروزی آغاز می‌شد و امروز هم با همان سنت کوه‌هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست بخشی از اوستا که معمولن آتش نیایش میباشد را میسرایند، بوته‌ها را روشن کرده و مردمی که در ان جا جمع شده‌اند نماز آتش نیایش خوانده، و سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می‌چرخند، شادی و پایکوبی می‌کنند. این مراسم بوسیله انجمن زرتشتیان کرمان سده‌هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، کلیمی در ان جا گرد آمده و در شادی شرکت می‌کنند. در تهران نیز این جشن بیست و پنج سال با شکوه بوسیله سازمان فروهر در باغ ورجاوند برگزار شده است. آندسته از دوستان که مایل به شرکت در این جشن در شهر تهران می‌باشند بایسته است که با انجمن زرتشتیان تهران با شماره  6704369 و 6707740 و نیز با سازمان فروهر جوانان زرتشتی با شماره  8809665 -021 از پیش هماهنگی لازم را انجام دهند. (بنا بگفت یکی از دوستان)

جشن سده در اصفهان در زمان مرداویج

یکى از سردارانى که بر قسمت بزرگى از ایران حاکم شد، مرداویج بود. که در زمان خلفاى عباسى (المقتدر) مىزیست. از خصوصیات او احیاى آداب و سنن ایران قبل از اسلام بود و از جمله به برگزارى باشکوه «جشن سده» مىپرداخت، مسکویه در خصوص چگونگى برگزارى این جشن در اصفهان مىنویسد: «زمانى که شب آتشافروزى جشن سده فرا رسید، مرداویج از مدتى قبل از این دستور داده بود، از کوهها و نواحى دور دست هیزم گردآورند و به اطراف رودخانه زایندهرود حمل کنند، همچنین فرمان داد نفتاندازان و آتشافروزان و کسانى که در افروختن آتش مهارت داشتند و مىتوانستند وسائل آتشبازى را فراهم سازند در اصفهان جمع شوند. در اطراف اصفهان کوهى و تلى باقى نماند که در آن هیزم و بوتههاى خار تعبیه نکرده باشند، تعداد زیادى کلاغ و مرغان دیگر به چنگ آورده و به منقار و پاهاى آنها گردوهائى که از نفت و مواد سوزان انباشته شده بود مىبستند... مقصود از چنین کارهائى، این بود که در یک زمان، آتش، از قله کوهها و بالاى بلندیها و در صحرا و در مجلس جشن که خود مرداویج در آن حضور مىیافت، بوسیله مرغانى که رها مىساختند، زبانه کشد.

سده، پیشگام نوروز

در کهن روزگاران، سال درایران دو بخش داشت : تابستان و زمستان. تابستان ازنُخُستین روز آبان یا ماه آبها آغازمی شد و سده، سد روز پس از آغاز زمستان بزرگ بود.نیاکانمان برین باور بودندکه در آن زمان، زمستان سخت پایان یافته یا به گفته ای "کمرسرماشکسته می شد." آنها، به شادی پایان یافتن سختی زمستان، جشن برپا می کردندو آن را "جشن سده " می خواندند. پدران و مادرانمان، در درازای سال ، جشن های گوناگون برگزار می کردندکه بزرگترین و پرارزش ترین آنها نوروز و مهرگان بود. آنان باور داشتندکه: پروردگار جهان، گیتی و همه ی بودنی هایش را در شش زمان و در یک سال پدید آورد که آفرینش مردمان، واپسین و سرآمد کار آفرینش است و به بزرگداشت این رویداد بزرگ بود که نوروز را باشکوهی بی پایان برگزارمی کردند. گروهی برین اندیشه و باورند که پیشینیان ما با برگزاری "جشن سده" به گونهای با شکوه به پیشباز نوروز رفته اند. زیرا، در زمان برگزاری "جشن سده" سد شب و روز به نوروز مانده است. منوچهری از این گروه بوده و گفته است :
وینک بیامدست به پنجاه روز پیش
جشن سده، طلایه ی نوروز و نوبهار

امسال، کرمان میزبان جشن سده است

  •  در قصه اساطیر ایران بیابان های اطراف کرمان، جایی است که هوشنگ پیشدادی توانست در آنجا آتش را کشف کند. به همین مناسبت بزرگ ترین جشن سده که برای پیدایش آتش برپا می شود، در شهر کرمان است.

امسال این جشن با تورهایی که مردم تهران را به آن محل می آورد، برپا می شود.
کیوان بیانی ،مدیر عملیات تورهای سیران، گفت که این تورها از سال 1380 به راه افتاده اند . «سال گذشته به خاطر ضایعه زلزله بم این تور را برگزار نکردیم اما قصد داریم که امسال این تور را دوباره راه بیاندازیم
گردشگرانی که برای این تور بروند، یک نیمه روز را در یزد می مانند و بعد به طرف کرمان می روند. در جریان این تور قرار است که گردشگران از مکان های تاریخی یزد، کرمان و ماهان بازدید کنند.
بیانی گفت که در این تور درباره سه دین زرتشتی، میترائیسم و اسلام برای مسافران توضیح داده می شود.
جشن سده که برپایی آن سه ساعت به طول خواهد انجامید، از ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه دهم بهمن ماه آغاز می شود. سوزاندن هیزم هایی که تا آن روز در محلی مشخص جمع آوری شده اند حسن ختام این جشن و تور خواهد بود. سوزاندن آتش در این روز «سده سوزی» نامیده می شود. جلوی آتشکده کرمان زمینی است که در آنجا پشته های هیزم جمع می کنند و به هنگام سده سوزی که در غروب خورشید خواهد بود سه موبد و تعدادی جوان دور هیزم ها می چرخند و این هیمه ها را آتش می زنند.
پیش از آن مراسم سخنرانی و گات خوانی برپا می شود.
بیانی و همکارانش به دنبال رکودی که در کار گردشگران خارجی پس از واقعه یازده سپتامبر به وجود آمده بود، به فکر یک تور ایرانی افتادند و به این ترتیب تورهای جشن سده را برپا کردند.

جشن سده برابر با روز مهر شانزدهمین روز از ماه بهمن/ ۱۰ بهمن خورشیدی بر تمام ایرانیان شاد باد!

 sadeh

در همین باره:  + جشن سده

 

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۳/٤/٩

آتش یک پدیده ی سپندینه و ایزدی و مرتبط با آیینهای بیشتر دینهاست. در بیشتر کشورهای پیشرفته ی فرهنگی، آتش نماد زندگی است و درخشش خیره گرش از روشنی اهورامزداست. یک واسط میان انسان ها و ایزدان که پیشکشهای انسان را به ایزد می رساند و درست در میانه ی ایندو جای دارد. آتش پدیده ایست زمینی و هم ایزدی. در باور ایرانیان کهن آتش هفتمین آفرینش مادی هورمزد است که پس از آسمان، آب، زمین، گیاه، گوسپند و مردم آفریده شد. از دید زرتشتیان، اهورامزدا به آتش فرمود که تو را خویشکاری در دوران اهریمنی ، پرستاری مردم کردن و خورش ساختن و از میان بردن سردی وظیفه است. هنگامی که ترا چیز برنهند بیرون آی ، چون ترا هیزم برنهند، فراز گیر!

در گاتها سرودهای اشو زرتشت، واژه ی آتش هشت بار بکار برده شده است. در سرودهای گاهان، آتش پدیده ای مینوی و از آن مزداست. او پاداش دهنده به دو گروه راستکاران و دروغکاران است و نگاهبان و کمک دهنده ی  اشو زرتشت در برابر پلیدان و دروغکاران.

«مزدا از آتش مینوی خود پاداش میدهد» یسنا ۱-۳۱

«در برابر آذر فروزان مزدا، به سخن استوار باید گوش داد.» یسنا۱۹-۳۱

«آذر مزدا که از َاشا نیرومند است به دوستان رامش دهد و بدشمن رنج.» یسنا ۴-۳۴

«از گرمای آذر مزدا ، که از اشا نیرو گیرد،« منش نیک» به اشو زرتشت روی می کند.» یسنا ۴-۴۳

« با ارمغان نماز نزد آذر مزدا، اشو زرتشت به راستی میاندیشد.» یسنا ۹-۴۳

«آذر و منش مزدا نگاهبان زرتشت در برابر دروغکار است.» یسنا ۷-۴۶

« مزد دو گروه (نیک و بد ) از آذر مزدا داده خواهد شد.» یسنا ۶-۴۷

اشو زرتشت آتش را پیکره ای مینوی بخشید و انرا athra mainyu قرار داد که اهورا مزدا از راه ان به همه کس چه راستکاران و چه دروغکاران، «شادی» ارزانی میدارد. در اوستا از هفت گونه اتش نام برده شده که در جهان مینو و گیتی فروزان هستند: اسپنیشته spenishta : آتش پاک بهشتی/ خورنه xvarana : آتش فر و شکوه/ وازیشته vazishta : روشنایی ظاهری(نور برق و ستارگان)/ وهو فراینه vohu fraayna : گرمای طبیعی که نشان حیات است/ اوروازیشته urvazishta : گرمایی که در گیاهان است و بانی بالندگی و شادابی آنهاست/ برزی سونگه berezi savanha : گرمای میان سنگ و آب/ آتر atra : آدز یا آتش عادی.

در یسنای ۶۲ ، ستایش و نیایش آتش برای باروری و سود رسانی به انسان به گونه ی بسیار زیبایی در این یسن آمده است. آتش سپندینه ای که برای مردم ،شام و چاشت را می پزد و هدیه ی خوب آرزو میکند. چنانچه دوستان مایل هستند درباره آتش در باور ایرانیان بیشتر بدانند ؛ بدانان خواندن کتاب «نیایش آتش در دین زرتشتی» نوشته ی رستم وحیدی را پیشنهاد میکنم. در خواندن سرود زیرین بهوش باشید که خرد ایرانی چگونه در پی آگاهی، زندگی، برنایی و روان هوشیار است. خوش و سرو گون باشید.

برگردان اوستایی یسنای ۶۲ به پارسی

(۱)

یتا اهو وییریو ! [دوبار]

ستایش و نیایش،

و هدیه خوب و هدیه ی آرزو شده ،

و هدیه دوستانه را آرزو دارم،

برای تو ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

قابل ستایش و نیایش هستی،

قابل ستایش و نیایش باشی،

در خانه ی مردمان.

خوشبخت باشد آن مرد،

که تو را بستاید، به راستی فراستاید.

هیزم در دست، برسم [barsom] در دست.

شیر در دست، هاون در دست.

(۲)

هیزم [برایت] فراهم شود.

بوی خوش فراهم شود.

خورش فراهم شود.

اندوخته فراهم شود.

«برنایی» به نگاهبانی تو بواد!

«اگاهی» به نگاهبانی تو بواد!

ای آتش، ای پسر اهورا مزدا!

(۳)

سوزان باشی در این خانه.

بی گمان سوزان باشی در این خانه.

فروزان باشی در این خانه.

شعله ور باشی در این خانه.

به زمانی دیرپا.

تا به فرشگرد (=رستاخیز) توانا.

همچنان فرشگرد توانای نیک.

(۴)

بدهی به من ای آتش، ای پسر اهورا مزدا !

به زودی گشایش را، به زودی پناه را،

به زودی زندگی پر گشایش را،

پر پناه را، پر «زندگی» را.

«دانایی» را، «زبان شیوا» را، «پاک» را،

«روان هشیار» را،

پس از آن «خرد بزرگ» را.

فرا گیرنده ی نابود نشدنی را.

(۵)

[بدهی به من..]

پس آنگاه «مردانگی» را،

ورزیده، بر پای ایستاده،

بی خواب، استوار برجای.

بیدار، رسا ...

«کاردان فرزند» را،

«آیین گستر در کشور» ، انجمن آرا،

همیشه بالنده ، «نیک اندیش»،

«از تنگنا رهاننده» ، «هوشمند» .

تا اینکه برای من گسترش دهد

خانه را، ویس (=دهکده) را،

زنتو (=شهر) را، دهیو (= سرزمین) را،

آوازه ی دهیو (=سرزمین) را.

 

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :