سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۸

در دین زرتشت و مزدیسنا به فرد روحانی اصطلاحا موبد یا مغ گفته می‌شود. ریشه کلمه از ترکیب مغبد به معنی فرمانده و مهتر مغان (روحانیون) گرفته شده و اولین موبد کرتیر بوده است.[1]

موبد موبدان یا موبدان موبد نیز نام بزرگترین پیشوای روحانی در دین زرتشتی، در دورهٔ ساسانی بوده است که البته هم اکنون نیز این ترکیب واژگانی در مزدیسنای کنونی کاربرد دارد.

واژهٔ موبد در اوستا به صورت موغو یا مگه و در فارسی باستان موگو و در پهلوی موگ پت و در فارسی موبد گفته می‌شود.

کریستن سن،  دربارهٔ مغان که در دورهٔ ساسانی موبدان خوانده می شده‌اند و نفوذ آنان مطالبی آورده که قسمتی از آن چنین است، مغان در اصل قبیله‌ای از قبایل ماد یا طبقه‌ای از قوم مذکور بودند که ریاست روحانی دین مزدیسنی غیر زرتشتی به آنان تعلق داشت. آنگاه که شریعت زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد و دین باستانی را اصلاح کرد، مغان، رئیس دیانت جدید شدند. در عهد اشکانیان و ساسانیان، معمولاً این طایفه را مغان می خوانده‌اند و افراد این طایفه خود را از یک ریشه می‌دانستند. در زمان ساسانیان روحانیان و نجبای ملوک الطوایف قرین و همدوش یکدیگر بودند و معمولاً در ادوار ضعف و انحطاط دولت برای مخالفت پادشاه همدست می‌شدند. همیشه رؤسای روحانیون از میان طبقهٔ مغان انتخاب می شده‌اند، این طبقه هم به مرور زمان خیلی زیادتر شده بود و به استناد تاریخ افسانه‌آمیزی که داشتند برای خود شجره نسب پر افتخاری ترتیب می‌دادند که از حیث قدمت و شرافت با خاندان‌های بزرگ پهلو می‌زدند. موبدان مدعی بودند که نسب آنان به شاهنشاه داستانی ایران منوچهر می‌رسد.

روحانیون زرتشتی سلسله مراتبی داشتند که بسیار منظم بود اما اطلاع مفصلی از آن داریم. طایفه مجوس که آنان را مغان یا مگوان یا مگوکان گفته‌اند. طبقهٔ روحانیون فرودست را تشکیل می‌داده‌اند، ظاهراً رئیس معابد بزرگ را به لقب مغان مغ می خوانده‌اند، از این طبقه بالاتر مگوپت‌ها (موبدان) بوده اند. سرزمین ایران از حیث دین به مناطق مختلفی تقسیم می‌شد، هر ناحیه را موبدی خاص بود. رئیس همهٔ موبدان، موبد موبدان بود.

اولین بار که نام چنین صاحب مقامی را می‌شنویم آنجایی است که اردشیر یکم شخصی را که ظاهراً ماهداد، نام داشته، به مقام موبدان موبدی نصب کرده‌است. شاید این مقام پیش از اردشیر هم بوده است، لکن اهمیت آن از وقتی بالا گرفت که دین مزدیسنی در کشور ایران صورت رسمی یافت، پس از این شخص نام چند تن از موبد موبدان بزرگ را در دست داریم که یکی بهک، و دیگر آذرباد مهراسپندان که در عهد شاپور دوم می‌زیسته، بعد از او مهروراز و مهرا‌گویذ و مهر شاپور که در عهد بهرام پنجم بوده و دیگر آزاد شاه که در زمان خسرو انوشیروان این مقام را داشته‌است.

ریاست همه امور روحانی، با موبد موبدان بود که در جمیع مسائل به اجرای دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می‌داد و ریاست روحانی را در دست داشت.

موبد موبدان غیر از آنچه دربارهٔ مسائل دینی و هدایت معنوی و تعلیمات لازم را معمول می‌داشتند، عزل و نصب پادشاه را نیز در دست داشته و چنانچه پادشاهی طبق تعالیم روحانی اعظم، رفتار نمی‌کرد، نالایق به شمار می‌رفت و بوسیلهٔ موبدان عزل می‌شد. انتخاب پادشاه مخصوص عالی‌ترین نمایندگان طبقات روحانی و سپاهیان و دبیران بود و در صورت اختلاف میان آنان منحصر به موبد موبدان بود. در نامه تنسر در این باره مطالبی آمده‌است.[2]

 منابع

1- بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر 1350 دکتر پرویز رجبی

2- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. ص ۶۲۳ و ص ۶۲۴

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٩/٧/۱٩

ایرانیان، در گذشته سال خود را با دو فصلٍ بزرگٍ تابستان هفت ماهه و زمستان پنج‌ماهه آراسته بودند. گاهنبارها شش بار در سال و هریک بمدت پنج روز انجام می شوند. برخی آیین گاه انبارها را به پیش از اشو زرتشت نیز نسبت می دهند

«گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است.»

و چنین نظر میدهند که چنین جشنهایی نوعی تقویم ابتدایی بود که سال را به چهار فصل و چهار نیم-فصل تقسیم می کرد. اما هرچه هست، چنین جشنهایی هویتی برخاسته از طبیعت، با محوریت نجومی و با تکیه بر رویدادهای تاریخی دارند و از دیرباز از جشنهای موسمی زرتشتیان به شمار می آیند.

گاه انبار یا «گاههای بارٍ همگانی» یا «میهمانی» در اوستا «یااٍریه» نامیده شده و از واژه ی «یاره» آمده که بمعنای جشن سال است. در هر گاهنبار بگونه ی سمبلیک، آفرینش یک پدیده از سوی اهورامزدا برای ایرانیان نیز جشن گرفته و پاس داشته می شود. ایرانیان در این شش گاه، انجمن ها و میهمانی و داد و دهش برپا می کردند و بار همگانی می دادند و پس از آن با خواندن اوستا و نیایش سپاس آفریده های اهورا مزدا را بجای می آوردند. نسبت دادن جشن آفرینشٍ شش پدیده ی (آسمان،آب،زمین،گیاه،جانوران،انسان) به شش گاهنبار از باورهای موجود در مزدیسنا برخاسته است. درین باورداشت، اهورامزدا جهان را در شش بار یا گاه آفرید اما نه همچون باورداشتٍ سامیان در شش روز بلکه در چرخه ی نمادین یکساله اینکار انجام شد. فصل 25 بندهش اشاره میکند که « اهورامزدا میگوید افرینش هستی در 365 روز * بوسیله من انجام گرفت پس شش جشن گهنبار در هر سال قرار داده شده است.»

لازمست گفته شود برخی معتقدند در مرحله ی نخست، نباید باورهای زرتشتی به گاهنبارها وارد می شد چرا که گاهنبارها در رابطه ی مستقیم با تقویم طبیعی و مردمان کشاورزند و نهایتا باین باور تندروانه معتقدند که وجود سمبل آفرینش در گاهنبارها در نتیجه ی تحریف گاهشمار انجام شده است که البته چنین باورهایی درست نیست.

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند» - فروردین یشت

 گاهنبارها اگر توسط خود اشو زرتشت ایجاد نشده باشند پس از ایشان و هنگام ریشه دواندن کشاورزی در ایران کهن ایجاد شده اند و رواست چنین باورهایی آنهم بشکل سمبلیک برای پاسداشت دین در آن انجام شده باشد.

 

نام‌هاى شش چهره گاهنبار و معنى و زمان آنها به این قرار است:

«میدیوزَرِم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیَـه» به معنای میانه ی فصل سبزی(میانه بهار) . زمان این جشن در نیمه بهار یعنى ۴۵ روز پس از نوروز جمشیدى از روز خور تا روز دی-بمهر است و هنگام برداشت خرمن گندم و جو برپا می شود. درین گاه، آسمان برپا شده است.

«میدیوشـِهم گاه» با گویش اوستایی «مَـئیذیوشِـمَـه» و به معنای میانه تابستان است. زمان این جشن - نقطه مرکزى تابستان بزرگٍ هفت ماهه یا دوره رپیتون (Raptihwan). از روز خور تا دی-بمهر در تیرماهٍ گاهشمار زرتشتیان است. درین گاه، آب برپا شده است.

«پَـتیَـه‌شَـهیم گاه» با گویش اوستایی «پَئیتیش‌هَهیَـه» به معنای پایان تابستان است. زمان جشن پَتَیه شَهیم از اشتاد تا انارام در شهریور ماه زرتشتی برابر با نیمه سال دینى سرٍذَه و ۱۸۰ روز پس از نوروز و هنگام فصل درو است. درین گاه، زمین آفریده شده است.

«اَیاسرِم گاه» با گویش اوستایی «اَیاثرِمَـه» به معنای آغاز سرما. جشن ایاثرم از روز اشتاد تا انارام در ماه مهر است و هنگام کاشت محصول یا محصولات زمستانی برپا می شود. آخر دوره رپیتون و آغاز زمستان پنج‌ماهه، ایرانیان با بزرگداشت‌هاى ویژه در روز آذر و دى آتش مى‌افروختند. درین گاه، روییدنی ها آفریده شده است.

«میدیارِم گاه» با گویش اوستایی «مئیذیائیریه» به معنای میانه سال(پایان فصل پاییز، بر مبنای سالی با مبدأ آغاز تابستان و یا نیمه زمستان پنج‌ماهه) . زمان میدیارم گاه از مهر تا ورهرام در دیماه است و بنوعی جشن استراحت کشاورزان است. در این گاه، جانوران آفریده شده اند .

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» با گویش اوستایی «هَـمَـسپَـت‌مَـئیدَیَـه» به معنای برابری شب و روز و برابری سرما و گرما (منظور پایان زمستان و جشن اعتدال بهاری است). زمان این جشن از اهنود تا وهشتو اٍشت گاه در پنج روز گاتها یا «پنجه وه» در اسپندماه است. این جشن بویژه ستایش برکات اهورامزدا و نیز یادآوری فره وشی درگذشتگان برگزار می شود. درین گاه و بنا به باورهای زرتشتی آدمیزاد آفریده شده است و فروهرهای درگذشتگان و نامداران در همین هنگام از سال برای ده شب بزمین باز می گردند. نخستین ماه سال را برای بزمین آمدن فروهر ها فروردین ماه میگویند. در همین راستا در فروردین یشت چنین آمده است :

«فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می ستاییم که در هنگام هَمَسپَتدم از آرامگاهان خویش پرواز می کنند و بمدت ده شب پی در پی درینجا بسر برند»

ابوریحان بیرونی در مورد

«هَـمَـس پَـت‌مَـیدَم گاه» می نویسد: «این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

در گهنبارها آخرین روز جشن مهمترین روز جشن است و ضمنا گهنبارها دارای فواصل مساوی نسبت بهم نیستند.

در تقویم ایران باستان درازترین روز برابر است با نخستین روز گاهنبار میدیوشَهٍم گاه که جشن موسمى نیمه تابستان بزرگ مى‌باشد. این جشن درست ۱۰۰ روز پس از نوروز قرار مى‌گیرد. طلوع و غروب آفتاب در ۵۰ درجه عرض شمالی، درازترین روز در هشتم تیرماه قرار مى‌گیرد. به‌عبارت دیگر، ایرانیان باستان جشن نیمه تابستان را در خیر ایزد و تیرماه مى‌گرفتند که گاهنبار میدیوشَهم است، بنابراین نوروز ۱۰۰ روز پیش از این جشن بوده که هرمزد روز و فروردین ماه باشد، یعنى 90 روز مدت فروردین و اردیبهشت و خردارد ماه و ۱۰ روز هم از ماه تیر، روى هم ۱۰۰ روز مى‌شود و کوتاه‌ترین روز در ایران باستان در پنجمین روزگاهنبار میدیارم گاه مى‌افتد که ورهرام ایزد و دى‌ماه است.

«این عید ده روز طول میکشیده. آخرین پنج روز اسفند ماه را نخستین فروردگان و پنجه وه را دومین فروردگان می گفته اند.»

بنابراین باز هم نوروز ۷۵ روز پس از این جشن مى‌آید.

بدیگر گفت؛ نخستین گهنبار در چهل و پنجمین روز سال، دومین گهنبار در صدوپنجمین روز سال، سومین گهنبار در صدوهشتادمین روز سال، چهارمین گهنبار در دویست و دهمین روز سال، پنجمین گهنبار در دویست و نودمین روز سال و ششمین گهنبار نیز در سیصدوشصت و پنجمین روز سال برگزار می شده است.

گاهانبارها در خانه و یا تالارهای عمومی برگزار می‌شود. در جشنٍ گاهنبارها موبدان به خواندن جشن و نیایش می پردازند و مردم و حاضرین در جشن نیز دست یکدیگر را می گیرند و «همازور» می شوند. آنها در همازوری یگانه می شوند و خود را از نظر روحی و اجتماعی برای یاری و پشتیبانی یکدیگر در هرگونه خوشی و ناخوشی در زندگی شان آماده می کنند. شرکت در گاهنبارها وظیفه ای دینی برای همه بوده و هزینه آنرا همه بصورت داوطلبانه و هرکس باندازه توان و درآمدش تامین می کند اما همه در جشن به یک اندازه در آن هم بهره می شوند. کوتاه سخن آنکه جدای از دیدگاههای گاهشمارانه، همکاری و شرکت درین جشن بخشی از فرمان «نیکوکاری و دهش» است که در دین زرتشت ستوده و سفارش شده است.

 

درین نوشتار از یشتها ، ابراهیم پورداوود و فلسفه زرتشت، فرهنگ مهر سود جسته شده است

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۸/۱٢/٥

 راه در جهان یکیست و آن راهِ راستیست.

 

اش ( ash ) : رسیدن ، رفتن . ( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 160)

اشَه ( asha ) :

1- فراوانی فراخی .2- دانه خورد شده ، آرد 3- راستی ، درستی ، پاکی ، پارسائی ، دستور دهنده پاک سپنتائی 4- نماز اشم وهو 5- اشا وهیشتا (اردیبهشت ، سومین از هفت امشاسپندان ) 6- نام روز سوم هر ماه 7- نام دومین ماه سال ( اردیبهشت )( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 161)

اشا ( ashA ) : در اوستا پاکی و راستی است . ( دانشنامه مزدیسنا-- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 113)

اشو ( ashu ) : پاک و مقدس از ریشه اشا می باشد . این واژه در زند و پازند به معنی بهشتی در برابر دوزخی می باشد  که واژگان اشو رئوچه : کسی که فروغ و روشنایی ( اشا ) و راستی با اوست ، اشون ، اشونت ، اشه‌وهیشته برگرفته از آن هستند . ( دانشنامه مزدیسنا-- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص111)

اشه ( asha ) : (= اشا ) به معنی راستی و جزئ اصلی نام امشاسپند اردیبهشت (در اوستا اشه وهیشته ) . معنی اشه را در گزارشهای گاهان در هند و اروپا و ایران ، راستی ، حق ، حقیقت ، دادگری ، سامان ، آفاق ، قانون ابدی آفرینش ، نظم و ترتیب کامل ، سامان مقرر مزدایی و تعبیرهای دیگری از این دست نوشته اند . با این حال هنوز کسی حرف آخر را نزده و نتوانسته تعریف جامع و مانعی از این اصل و اصطلاح گاهانی بدست دهد ....(اوستا – گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه – ص 919 )

اشی ( ashi ) : پاکی ، راستی ، پرهیزگاری ، پارسائی ، ورجاوندی ، بالاترین و نیکوترین منش آدمی ، پرتو و فروغ راستی در آدمی ، چشم ، دیده . ( فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی – ص 176 )

اشی ( ashi ) : گاهی اسم مجرد است به معنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهی هم اسم خاص ایزدی است که نگهبان ثروت و دارائی به عهده اوست . ( دانشنامه مزدیسنا -- دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 114 – ذیل اشی ونگوهی )

همچنین این واژه در ترکیباتش دارای معانی نظیر : توانگری ، راستی افزا ، آراسته بزیور پارسائی و پاکی ، پیشرفت در پاکی و پارسائی و به بلند ترین آوازه نیک رسیدن ، باندازه ، نیرومند ، زورمند . شکوه پارسائی و پاکی ، درخشیدن با پاکی و پارسائی ، خرد و اندیشه پاک ، پیرو راه راستین ، وابسته به راه راست ، پاک نژاد ، نژاده ، پاک زاد ، راستی دوست ، راستی جوی ، راستی خواه ، توانگر کردن ، راست و بلند و پاک کردن ، ستاینده راستی ، برترین کس در پاکی و راتی و پارسائی ، آسمان ، چرخ ، سپهر ، کیهان ، در پناه راستی ، رسا ، دلیر ، شایسته ، پاکان ، شادمان و خرسند کردن پارسا ، شاد گردانیدن مردمان ، نیرو دادن از راستی ، پایدار در راستی ، ورجاوند ، پارسا ، دارای نهاد راستین ، پارسا زاده ، داده پاکی و راستی ، پارسائی ، پاکی ، فرزند راست و خلف ، دودمان راستی و پاکی ، ساخته شده بدست پاکی ، پارساتر، پاکتر، راست ، پارساترین ، پاکترین ، راست تر ، خوشبختی دهنده ، سرپاکی ، هنرمند پرهیزگار ، داشتن منش پارسائی و پاکی ، دارای نیروی مینویی ، پاداش پروردگار به کسی که پاک و پرهیزگار است ، پیشرفت راستی و پاکی ، جا و مکان راستی و پاکی ، مقام پاکی و راستی ، ارج نهادن به پاکان و راستان ، آرزوی راستی ، راست نهادی ، پارسائی پیروی کردن از قانون راستی ، نماز راستی ، داشتن گرایش و خواهش و میل دادخواهی و دادگری برای پاکی و راستی ، دارنده خواهش و میل دادخواهی و دادگری برای پاکی و راستی ، درخشانترین ، شکوهمند ترین ، روشن بین ، دارای بالاترین هوش یاری ، بسیار خردمند ، یاریگر راستی ، فرشته نگهدارنده تندرستی و دارای و خوشبختی و... می باشد .

اشی ونگوهی : یا اشیش ونگوهی همان ایزد ارد و ارت است . ونگهو صفت است و به معنی نیک و خوب . لغت وه یا به فارسی از این ماده است . گاهی اسم مجرد است به معنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهی هم اسم خاص ایزدی است که نگهبان ثروت و دارائی به عهده اوست .... ( دانشنامه مزدیسنا** دکتر جهانگیر اوشیدری ، ص 114 – ذیل اشی ونگوهی )

 با بهره گیری و یاری از :

1- اوستا - گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه - چاپ سوم 1375 - مروارید

2- دانشنامه مزدیسنا - دکتر جهانگیر اوشیدری – 1371 - مرکز

٣- بدانیم و سربلند باشیم فشرده ای از آموزه های زرتشت - دکتر منوچهرمنوچهرپور- 1377 - فروهر

۴- فرهنگ واژه های اوستا – احسان بهرامی - بلخ – چاپ نخست 1369

۵-  تاریخ جامع ادیان – جان ا. ناس ،؛ ترجمه : علی اصغر حکمت - انتشارات علمی و فرهنگی – چاپ سیزدهم بهار 1382

۶- بینش زرتشت – خداداد خنجری – پژوهنده با همکاری ماهنامه چیستا – چاپ دوم 1380

٧- بندهش – فرنبغ دادگی – گزراش دکتر مهرداد بهار – توس – چاپ دوم پاییز 1380

٨- شناخت اساطیر ایران – جان هلینز ، ترجمه : ژاله اموزگار و احمد تفضلی – چشمه – چاپ هشتم زمستان 1382

٩- از اسطوره تا تاریخ – دکتر مهرداد بهار – چشمه – چاپ سوم تابستان 1381

در همین زمینه : مفهوم واژه اَشا وهیشتا 

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٦/٥/۸

گاتها، نگارش موبد فیروز آذرگشسپ

گاتها، نگارش موبد رستم شهزادی

گاتها ، نگارش حسین وحیدی

Gatha, Firouz Azargoshasp ,English

:: چنانچه در خارج از ایران زندگی میکنید و دسترسی به نسخه کاغذی آن ندارید بهترست از صفحات گاتاها "پرینت" بگیرید.

:: برای دانلود باید بر روی گزینه "راست-کلیک" کنید و از منوی پیشِ رویتان، گزینه save target as را انتخاب نمایید.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٥/۱۱/۱

«ای اهورا مزدا! بیاری من آ..! . من پرستنده ی یک خدا ، اهورامزدا، هستم. من زرتشتی ام و با باور کامل آن دین را می پذیرم. من اندیشه و گفتار و کردار نیک را می ستایم. من دین زرتشتی را که استوار کننده هم آهنگی و آشتی و دور کننده ی ناهم-آهنگی و دشمنی است می پذیرم. دینی که از همه ی ادیان و روش های زندگی ، چه آنها که در گذشته بوده و چه آنها که در آینده آید بهتر و والاتر است. دینی که زرتشت آورنده ی آن است.»

این نماز کوتاه در پایان مراسم «سدره پوشی» توسط نودین خوانده می شود و در پایان خواندن آن، وی رسما زرتشتی اعلام شده و مسئولیت بهدینی را می پذیرد. دین زرتشت دارای آیینهای بسیار شاد و روحبخشی است. ازین پس در کنار سایر مطالب پژوهشی به بازگویی آیینها و چرایی آنها و چگونگی برگزاری آنها اشاره خواهد شد، شاید که در روشن شدن دیدگاه برخی نویسندگان نسبت بدین زرتشت کمکی بوده باشد. چراکه لازمه ی شناخت فلسفه زرتشت علاوه بر خواندن کتابها و منابع گوناگون ، همانا همنشینی و زیستن با بهدینان و شنیدن سخنان آنان و جمع آوری یک تاریخ و فرهنگ شفاهی از ایشان است.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/٢/٧

درین نوشته بگونه ای کوتاه آورده می شود که بر اساس باورهای زرتشتی، زرتشت از چه و چگونه ساخته شد و برای چه پا بدین دنیا گذاشت و دلیل مبارزه اش چیست.

از انروز که اهریمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و درین مدت، اهرمن دوبار با (آفات و دیوان و تاریکی و بیماری و درد و نیاز و خشم و دروغ) به جهان هورمزد کمین زده و آب و خاک و گیاه و حیوان و مردم را آزار کرده بود. در سه هزار سال سوم، هورمزد برای رهایی ازین آفت ها ، زرتشت را به این گیتی فرستاد و دین و آیینهای خود را به او سپرد تا مردمان را به سوی نیکی راهبری کند و جهان را به راستی و پاکی و آبادانی از شر و بدیِ اهریمن آزاد گرداند تا پیروزی هورمزد به انجام برسد. در پایان آن سه هزار سال، (رستاخیز) خواهد شد و بدی و زشتی و ناپاکی از میان بر خواهد خاست و دست اهریمن تا ابد از دامان آفریدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و جهان، پاک و فرِ نخستین را باز خواهد یافت.

 بنابر گفتارهای زرتشتی ، برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا بهم پیوست: نخست، فره ی زرتشت که فروغ و شکوه ایزدی بود، دوم روان بود و سوم، تن.

بنابر گفتارهای زرتشتی ، برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا بهم پیوست: نخست، فره ی زرتشت که فروغ و شکوه ایزدی بود، دوم روان بود و سوم، تن. اینک بهترست به تشریح هریک ازین سه عنصر و چگونگی همگون شدن انها برای زایش اشو زرتشت پرداخته شود تا خواننده ای که بتازگی به کاوش در دین زرتشت علاقمند شده است بداند که خوشحالی و شگفتی زرتشتیان از زایش اشو زرتشت از چه روست.

فره ی زرتشت

فره ی زرتشت را اهورا مزدا از «روشنایی بیکران» که در «سپهر ششم» بود بنا کرد و از آنجا به خورشید و از آنجا به ماه و از انجا به سپهر ستارگان که در زیر سپهر ماه بود، فرود آورد. از «سپهر ستارگان» ، فره ی زرتشت به آتشگاه خاندان «فِراهیم روان زُیش» فرود آمد. از آن پس ، آتشگاه فراهیم بدون نیازمندی به چوب و هیمه ، پیوسته و با فروغ بسیار می سوخت. فراهیم نیای زرتشت شد و فره ی زرتشت از اتشگاه خانه در وجود زن فراهیم که فرزندی را آبستن بود داخل شد. پس از چندی زن فراهیم دختری بدنیا اورد که نامش را «دغدوا» یا «دغدو» گذاردند. دغدوا همچون دیگر کودکان رشد میکرد و چون فره ی ایزدی را در وجود خود داشت چون چراغ میدرخشید و نور می پراکند.

اهریمنان که از زادن زرتشت بیم داشتند ، وسیله انگیختند تا «فراهیم» و دیگر مردمان گمان کنند که «دغدوا؛ مادر زرتشت» ازینرو انچنان میدرخشد که با جادوگران راه دارد.

از دیگر سو، اهریمنان که از زادن زرتشت بیم داشتند ، وسیله انگیختند تا فراهیم و دیگر مردمان گمان کنند که دغدوا ازینرو انچنان میدرخشد که با جادوگران راه دارد. پس فراهیم فریب خورد و دغدوا را از خانه و قبیله ی خویش راند. دغدوا در مسیر آوارگی خود به قبیله ی «سپیتمان» رسید و در خانه ی سرور قبیله فرود آمد. پس از چندی دغدو با «پوروشَسپ»، فرزند رئیس قبیله ازدواج کرد. بدین گونه بود که فره ی زرتشت از خاندان فراهیم به خاندان سپیتمان و پوروشسپ، پدر زرتشت رسید.

روان زرتشت

روان زرتشت را هورمزد بگونه ی «ایزدان بهشتی» آفرید. پیش از آنکه زرتشت به جهان زیرین بیاید، روان وی در جهان بالا میزیست. چون زمان زادن زردشت رسید «بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهر ششم که جایگاه روشنایی بیکران است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیانه داشتند فرود آوردند.

«بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهرششم که جایگاه «روشنایی بیکران» است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند.

«مار»ی به آشیانه راه یافت و چوجه ی مرغان را فرو برد. آنگاه ساقه ی هوم، مار را کشت و مرغکان را رهایی بخشید. آنگاه روزی پوروشسپ که تازه دغدوا را بزنی گرفته بود درپی گله به چراگاه رفت . در راه ، بهمن و اردیبهشت بر او آشکار شدند و او را بسوی درختی که ساقه ی هوم برآن بود رهبری کردند. پوروشسپ بیاری این دو مهین-فرشته، ساقه ی مقدس را بدست آورد و آنرا بخانه برد و بزن خویش سپرد تا آنرا نگاه دارد.

تن زرتشت

گوهرِ تن اشو زرتشت از «آب و گیاه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ایزد دیگر از یاوران هورمزد ساخته شد. خورداد، «ایزد آبها» ست و امرداد ، «ایزد گیاهان». پس خورداد و مرداد در آسمان، ابر انگیختند و باران فروانی بر زمین بارید. چارپایان و مردمان شاد شدند و گیاهان، تازه و خرم گردیدند. مایه ی تن زرتشت، که خورداد و امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمین رسید و در دل گیاه جای گرفت.

 گوهرِ تن زرتشت از «آب» و«گیاه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ایزد دیگر از یاوران هورمزد ساخته شد.

مایه ی تن زرتشت، که خورداد و امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمین رسید و در دل «گیاه» جای گرفت.

آنگاه پوروشسپ براهنمایی خورداد و امرداد، شش گاو پرمایه برداشت و به چراگاه برد. گاوان از گیاهانی که مایه ی تن زرتشت در آنها بود خوردند. بزودی پستانهای گاوان پرشیر شد و مایه ی تن زرتشت به شیر انها آمیخت. پوروشسپ گاوان را بخانه برد و به دغدو سپردشان تا انها را بدوشد. آنگاه زن و شوی اش ، ساقه ی گیاه مقدس هوم را که بیاری بهمن و اردیبهشت بدست آورده بودند ، نرم کردند و در شیر آمیختند و از آن خوردند.

بدین گونه؛ روان زرتشت و مایه ی تن وی در وجود دغدوا با فره ی زرتشت گرد آمد و پس از چندی زرتشت برای راهبری دین و آیین هورمزد در ششم فروردینگان از مادرش دغدوا در کنار دریای چی چست ارومیه زاده شد.

* پاسخ دوستانی که با ایمیل پرسشهایی را مطرح کرده بودند نیز بزودی داده خواهد شد.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۳/۱۱/٢

جشن سده جشن پیدایش آتش است. صد روز از پایان تابستان گذشته و یا صد شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن‌های نوروز و مهرگان می‌رسد.

shareef aabaadاز دیدگاه نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن، سال را به دو پارهبخش می‌کردند. تابستان که هفت ماه به درازا می‌کشید در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان می‌یافت. زمستان از آغاز آبان ماه میآغازید و تا پایان اسفند به طول می‌انجامید.جشن سده، سومین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به آغاز تابستان بود.

در تاریخ نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است که روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی می‌رفتند ناگهان چیزی دراز، تیره تن، و سیاه رنگ دید که ماری بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب کرد که آن را به کشد. سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقه‌ای) پدیدار شد، به بوته گرفت و مار فرار کرد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام کرد و این سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسی:

برآمد به سنگ گران سنگ خرد       هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ       دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین              نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد         همین آتش آنگاه قبیله نهاد

یکی جشن کرد آنشب و باده خورد      "سده" نام آن جشن فرخنده کرد

 از نظر دینی، این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری که از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نیست. قبله ای که در همه جا هست، درونی دل و جان همه نشانه‌هایی از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت دراوستا به نام روشنایی بی‌پایان خوانده شده است.

 

آیین جشن سده

حکیم عمر خیام در کتاب نورزنامه می‌نویسد:

"هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می‌آوردند، بعد از آن به امرور، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را برپا می‌داشتند."

هر چند نوشته شده است که مردآویج زیاری به سال 323 هجری (سده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شکوه برگزار کرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن‌های سده در برابر سلطان محمود قصیده‌ای درباره سده خواند که آغاز این است :

سده جشن ملوک نامدار است        زافریدون و از جم یادگار است

در ایران باستان، و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، با آتش افروزی آغاز می‌شد و امروز هم با همان سنت کوه‌هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست بخشی از اوستا که معمولن آتش نیایش میباشد را میسرایند، بوته‌ها را روشن کرده و مردمی که در ان جا جمع شده‌اند نماز آتش نیایش خوانده، و سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می‌چرخند، شادی و پایکوبی می‌کنند. این مراسم بوسیله انجمن زرتشتیان کرمان سده‌هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، کلیمی در ان جا گرد آمده و در شادی شرکت می‌کنند. در تهران نیز این جشن بیست و پنج سال با شکوه بوسیله سازمان فروهر در باغ ورجاوند برگزار شده است. آندسته از دوستان که مایل به شرکت در این جشن در شهر تهران می‌باشند بایسته است که با انجمن زرتشتیان تهران با شماره  6704369 و 6707740 و نیز با سازمان فروهر جوانان زرتشتی با شماره  8809665 -021 از پیش هماهنگی لازم را انجام دهند. (بنا بگفت یکی از دوستان)

جشن سده در اصفهان در زمان مرداویج

یکى از سردارانى که بر قسمت بزرگى از ایران حاکم شد، مرداویج بود. که در زمان خلفاى عباسى (المقتدر) مىزیست. از خصوصیات او احیاى آداب و سنن ایران قبل از اسلام بود و از جمله به برگزارى باشکوه «جشن سده» مىپرداخت، مسکویه در خصوص چگونگى برگزارى این جشن در اصفهان مىنویسد: «زمانى که شب آتشافروزى جشن سده فرا رسید، مرداویج از مدتى قبل از این دستور داده بود، از کوهها و نواحى دور دست هیزم گردآورند و به اطراف رودخانه زایندهرود حمل کنند، همچنین فرمان داد نفتاندازان و آتشافروزان و کسانى که در افروختن آتش مهارت داشتند و مىتوانستند وسائل آتشبازى را فراهم سازند در اصفهان جمع شوند. در اطراف اصفهان کوهى و تلى باقى نماند که در آن هیزم و بوتههاى خار تعبیه نکرده باشند، تعداد زیادى کلاغ و مرغان دیگر به چنگ آورده و به منقار و پاهاى آنها گردوهائى که از نفت و مواد سوزان انباشته شده بود مىبستند... مقصود از چنین کارهائى، این بود که در یک زمان، آتش، از قله کوهها و بالاى بلندیها و در صحرا و در مجلس جشن که خود مرداویج در آن حضور مىیافت، بوسیله مرغانى که رها مىساختند، زبانه کشد.

سده، پیشگام نوروز

در کهن روزگاران، سال درایران دو بخش داشت : تابستان و زمستان. تابستان ازنُخُستین روز آبان یا ماه آبها آغازمی شد و سده، سد روز پس از آغاز زمستان بزرگ بود.نیاکانمان برین باور بودندکه در آن زمان، زمستان سخت پایان یافته یا به گفته ای "کمرسرماشکسته می شد." آنها، به شادی پایان یافتن سختی زمستان، جشن برپا می کردندو آن را "جشن سده " می خواندند. پدران و مادرانمان، در درازای سال ، جشن های گوناگون برگزار می کردندکه بزرگترین و پرارزش ترین آنها نوروز و مهرگان بود. آنان باور داشتندکه: پروردگار جهان، گیتی و همه ی بودنی هایش را در شش زمان و در یک سال پدید آورد که آفرینش مردمان، واپسین و سرآمد کار آفرینش است و به بزرگداشت این رویداد بزرگ بود که نوروز را باشکوهی بی پایان برگزارمی کردند. گروهی برین اندیشه و باورند که پیشینیان ما با برگزاری "جشن سده" به گونهای با شکوه به پیشباز نوروز رفته اند. زیرا، در زمان برگزاری "جشن سده" سد شب و روز به نوروز مانده است. منوچهری از این گروه بوده و گفته است :
وینک بیامدست به پنجاه روز پیش
جشن سده، طلایه ی نوروز و نوبهار

امسال، کرمان میزبان جشن سده است

  •  در قصه اساطیر ایران بیابان های اطراف کرمان، جایی است که هوشنگ پیشدادی توانست در آنجا آتش را کشف کند. به همین مناسبت بزرگ ترین جشن سده که برای پیدایش آتش برپا می شود، در شهر کرمان است.

امسال این جشن با تورهایی که مردم تهران را به آن محل می آورد، برپا می شود.
کیوان بیانی ،مدیر عملیات تورهای سیران، گفت که این تورها از سال 1380 به راه افتاده اند . «سال گذشته به خاطر ضایعه زلزله بم این تور را برگزار نکردیم اما قصد داریم که امسال این تور را دوباره راه بیاندازیم
گردشگرانی که برای این تور بروند، یک نیمه روز را در یزد می مانند و بعد به طرف کرمان می روند. در جریان این تور قرار است که گردشگران از مکان های تاریخی یزد، کرمان و ماهان بازدید کنند.
بیانی گفت که در این تور درباره سه دین زرتشتی، میترائیسم و اسلام برای مسافران توضیح داده می شود.
جشن سده که برپایی آن سه ساعت به طول خواهد انجامید، از ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه دهم بهمن ماه آغاز می شود. سوزاندن هیزم هایی که تا آن روز در محلی مشخص جمع آوری شده اند حسن ختام این جشن و تور خواهد بود. سوزاندن آتش در این روز «سده سوزی» نامیده می شود. جلوی آتشکده کرمان زمینی است که در آنجا پشته های هیزم جمع می کنند و به هنگام سده سوزی که در غروب خورشید خواهد بود سه موبد و تعدادی جوان دور هیزم ها می چرخند و این هیمه ها را آتش می زنند.
پیش از آن مراسم سخنرانی و گات خوانی برپا می شود.
بیانی و همکارانش به دنبال رکودی که در کار گردشگران خارجی پس از واقعه یازده سپتامبر به وجود آمده بود، به فکر یک تور ایرانی افتادند و به این ترتیب تورهای جشن سده را برپا کردند.

جشن سده برابر با روز مهر شانزدهمین روز از ماه بهمن/ ۱۰ بهمن خورشیدی بر تمام ایرانیان شاد باد!

 sadeh

در همین باره:  + جشن سده

 

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :