سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۸

در دین زرتشت و مزدیسنا به فرد روحانی اصطلاحا موبد یا مغ گفته می‌شود. ریشه کلمه از ترکیب مغبد به معنی فرمانده و مهتر مغان (روحانیون) گرفته شده و اولین موبد کرتیر بوده است.[1]

موبد موبدان یا موبدان موبد نیز نام بزرگترین پیشوای روحانی در دین زرتشتی، در دورهٔ ساسانی بوده است که البته هم اکنون نیز این ترکیب واژگانی در مزدیسنای کنونی کاربرد دارد.

واژهٔ موبد در اوستا به صورت موغو یا مگه و در فارسی باستان موگو و در پهلوی موگ پت و در فارسی موبد گفته می‌شود.

کریستن سن،  دربارهٔ مغان که در دورهٔ ساسانی موبدان خوانده می شده‌اند و نفوذ آنان مطالبی آورده که قسمتی از آن چنین است، مغان در اصل قبیله‌ای از قبایل ماد یا طبقه‌ای از قوم مذکور بودند که ریاست روحانی دین مزدیسنی غیر زرتشتی به آنان تعلق داشت. آنگاه که شریعت زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد و دین باستانی را اصلاح کرد، مغان، رئیس دیانت جدید شدند. در عهد اشکانیان و ساسانیان، معمولاً این طایفه را مغان می خوانده‌اند و افراد این طایفه خود را از یک ریشه می‌دانستند. در زمان ساسانیان روحانیان و نجبای ملوک الطوایف قرین و همدوش یکدیگر بودند و معمولاً در ادوار ضعف و انحطاط دولت برای مخالفت پادشاه همدست می‌شدند. همیشه رؤسای روحانیون از میان طبقهٔ مغان انتخاب می شده‌اند، این طبقه هم به مرور زمان خیلی زیادتر شده بود و به استناد تاریخ افسانه‌آمیزی که داشتند برای خود شجره نسب پر افتخاری ترتیب می‌دادند که از حیث قدمت و شرافت با خاندان‌های بزرگ پهلو می‌زدند. موبدان مدعی بودند که نسب آنان به شاهنشاه داستانی ایران منوچهر می‌رسد.

روحانیون زرتشتی سلسله مراتبی داشتند که بسیار منظم بود اما اطلاع مفصلی از آن داریم. طایفه مجوس که آنان را مغان یا مگوان یا مگوکان گفته‌اند. طبقهٔ روحانیون فرودست را تشکیل می‌داده‌اند، ظاهراً رئیس معابد بزرگ را به لقب مغان مغ می خوانده‌اند، از این طبقه بالاتر مگوپت‌ها (موبدان) بوده اند. سرزمین ایران از حیث دین به مناطق مختلفی تقسیم می‌شد، هر ناحیه را موبدی خاص بود. رئیس همهٔ موبدان، موبد موبدان بود.

اولین بار که نام چنین صاحب مقامی را می‌شنویم آنجایی است که اردشیر یکم شخصی را که ظاهراً ماهداد، نام داشته، به مقام موبدان موبدی نصب کرده‌است. شاید این مقام پیش از اردشیر هم بوده است، لکن اهمیت آن از وقتی بالا گرفت که دین مزدیسنی در کشور ایران صورت رسمی یافت، پس از این شخص نام چند تن از موبد موبدان بزرگ را در دست داریم که یکی بهک، و دیگر آذرباد مهراسپندان که در عهد شاپور دوم می‌زیسته، بعد از او مهروراز و مهرا‌گویذ و مهر شاپور که در عهد بهرام پنجم بوده و دیگر آزاد شاه که در زمان خسرو انوشیروان این مقام را داشته‌است.

ریاست همه امور روحانی، با موبد موبدان بود که در جمیع مسائل به اجرای دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می‌داد و ریاست روحانی را در دست داشت.

موبد موبدان غیر از آنچه دربارهٔ مسائل دینی و هدایت معنوی و تعلیمات لازم را معمول می‌داشتند، عزل و نصب پادشاه را نیز در دست داشته و چنانچه پادشاهی طبق تعالیم روحانی اعظم، رفتار نمی‌کرد، نالایق به شمار می‌رفت و بوسیلهٔ موبدان عزل می‌شد. انتخاب پادشاه مخصوص عالی‌ترین نمایندگان طبقات روحانی و سپاهیان و دبیران بود و در صورت اختلاف میان آنان منحصر به موبد موبدان بود. در نامه تنسر در این باره مطالبی آمده‌است.[2]

 منابع

1- بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر 1350 دکتر پرویز رجبی

2- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. ص ۶۲۳ و ص ۶۲۴

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٩/۱۱/۸

 برای نخستین‌بار، هشت بانوی زرتشتی به انتخاب انجمن کنکاش موبدان، جهت احراز مقام موبدی برگزیده شدند. به گزارش تارنمای خبری - تحلیلی "برساد"، انجمن موبدان از موبدیار شدنِ هشت بانوی زرتشتی در آینده‌ای نزدیک خبر داد. بر اساس این گزارش، دکتر موبد اردشیر خورشیدیان با اعلام این مطلب، گفت: «از سال‌ها پیش و از زمان موبدان آذرگشسب وشهزادی مساله موبدی بانوان همواره مطرح بوده است، ولی شاید هیچ‌گاه این شرایط پیشنیامد». وی به برابری زنان و مردان در باور زرتشتیان اشارهکرد و افزود: «در طول تاریخ هم اگرچه اسمی از موبدان زن باقی نمانده، ولی همواره زناننقش بزرگی را در نگهداری و پاسداری از دین داشته اند». رئیس انجمن موبدان درباره علت انتخاب این هشت بانو به موبدی گفت: «انجمن موبدان در این زمینهبیشتر به دانش دینی، پاسخگویی شایسته و زیباخوانی اوستا توسط بانوان توجه کرده است». 

انجمن موبدان تصمیم گرفته تا موبدی زنان که یک اصل بازمانده دینی است و اتفاقاً کاملاً منطبق بر پایه‌های باور زرتشتی می‌باشد را اجرا نماید..

 

موبد پدرام سروش‌پور، دیگر هموند انجمن موبدان نیز با تاکید به برابری زنان و مردان در دین زرتشتی در سخنانش به پوروچیستا دختر اشوزرتشت اشاره نمود و گفت: «در گات‌ها، اشوزرتشت دختر خود را پورچیستا نام می‌برد، چیستا بهمعنی دانش دین است و پور یعنی زیاد، پس او دختر خود را دارنده دانش بالای دین نام می‌برد».  

وی در ادامه افزود: «بر این اساس انجمن موبدان تصمیم گرفته تا موبدیزنان که یک اصل بازمانده دینی است و اتفاقا کاملا منطبق بر پایه‌های باور زرتشتیمی‌باشد را اجرا نماید، وی از تنظیم آیین‌نامه جدیدی جهت موبد‌شدن خبر داد که براساس آن بانوان نیز می‌توانند موبد شوند و در ادامه به توضیح نحوه انتخاب این بانوان پرداخت و از معیارهایی چون سابقه و شخصیت اجتماعی، تحصیلات و سوابق پژوهشی و بالاخره آوای خوش اوستا‌خوانی و نگاه زیبا به دین، در این انتخاب سخن گفت.  

از معیارهای تعیین شده برای خانم ها می توان به سابقه و شخصیت اجتماعی، تحصیلات و سوابق پژوهشی و بالاخره آوای خوش اوستا‌خوانی و نگاه زیبا به دین، در این انتخاب سخن گفت

از نگاه "موبد سروش پور" وجود پتانسیل بسیار بالای دانش دینی یکی ازدلایل این انتخاب از سوی انجمن موبدان بوده و با اشاره به برگزاری 17 دوره همایشمانتره توسط کانون دانشجویان زرتشتی گفت: «این برنامه باعث تربیت گروه زیادی ازبانوان شده که هم دین را زیبا درک می‌کنند و هم زیبا بیان می‌کنند». این هموندانجمن موبدان سپس به برگزاری دوره‌های مختلف تکمیلی موبدیاری در یک سال گذشته اشارهکرد و گفت: «درحال حاضر این افراد آزمون‌های نهایی دوره را پشت سر می گذارند تا پس ازآن طی مراسمی رسما به عنوان موبدیار معرفی شده و در لباس موبدی به پاسداری از دینو فرهنگ زرتشتی بپردازند.  

میترا مرادپور، راشین جهانگیری، سرور تاراپوروالا، پروا نمیرانیان، فریبا مالی، بهناز نعیم آبادی، پریا ماوندی و مهرزاد کاویانی از شهرهای تهران، یزد، کرمان و کرج، هشت بانویی هستند که از سوی انجمن موبدان برای موبدی انتخاب شده اند و به زودی در جشنی باشکوه به جرگه موبدیاران خواهند پیوست.

 

منابع:  + پایگاه خبری برساد + برای نخستین‌بار، زنان به مقام موبدی دست خواهند یافت(دکتر شاهین سپنتا/ایران نامه)  + چشم به راه موبدیاران زن باشید (امرداد)

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/۸/٦

«کسی که با یک نفر عهد میبندد نباید آنرا بشکند. خواه یک نفر مزدیسنی باشد خواه با دیویسنی و دُروَند. زیرا عهد با هرکه بسته شد درست و سزاوار احترام است (مهریشت)

بیگمان هر ایرانی تاکنون بارها نام مهرگان را شنیده و تصوری از آن و عمدتا تحت نام «جشن و گردهمایی ویژه ی زرتشتیان» در ذهن خویش دارد. جشن پربار ملی و پر از شادی دیروز ؛ در گذر سالیان به «گردهمایی اقلیت زرتشتی» دگرگون شده و ارزش اش را برای عامه از دست داده است بگونه ای که شاید بتوان گفت امروزه بجز زرتشتیان تنها مورد توجه طبقه ی پژوهشگر و تحصیل کرده ی ایرانیان می باشد. بهتر میبینم نخست به توضیحاتی درباره ی چیستی و چگونگی پیدایش جشن مهرگان (مهرگانِ دیروز) بپردازم و پس از آن روند برگزاری این جشن ملی را در ایران امروز بررسی کنم.

مهر و مهرگان

ایرانیان بپاسداشت رهایی از چنگال اندیشه و ظلم بیگانه «جشن مهرگان» را بنیاد گذاشتند.

«مهر» از پایه های معنوی همه ی ادیان بوده ٬ در اوستا ٬ بودا و مسیحیت صریحا به آن اشاره شده است. واژه ی مهر در کیش زرتشت تنها بمعنی مهر و محبت نیست بلکه بمعنی راستی و درستی٬ راست کرداری٬ میانه روی و وفای به پیمان نیز می باشد.اتلاق واژه ی مهرگان نیز بمعنای آنچه متعلق به مهر است  می باشد. سرچشمه ی آغازین جشن مهرگان را تاحدودی بدلیل پیوند خوردن مناسبت این جشن با اسطوره های ایرانی و مناسباتی که در طی سالیان دراز در ایران پیش آمده و با این جشن پیوند خورده است شاید بدرستی نتوان تشخیص داد. در تاریخ گفته شده که چون «فریدون» بهمراهی «کاوه آهنگر»(۲) بر ضحاک ٬ پادشاه فرهنگ سوز و ظالم تازی پیروز شدند٬ ایرانیان بپاسداشت رهایی از چنگال اندیشه و ظلم بیگانه «جشن مهرگان» را بنیاد گذاشتند. دیدگاه موازی و تکمیل کننده ی دیگر به کشاورز بودن بیشتر ایرانیان باز میگردد. بر روال تقویم ایرانیان باستان، هرسال دربرگیرنده ی دو فصل بوده: تابستان بزرگ و زمستان بزرگ و جشن مهرگان درست در میانه ی ایندو تحول بزرگ جای داشته است. زمانیکه فصل برداشت محصول فرا میرسیده و خرمن ها انبار شده و از غله پر می گشته است. در چنین شرایطی و بپاسداشت فراوانی و برداشت محصول، این جشن نیز با شکوه یک امر ملی مهم و همه گیر همچون جشن نوروز و پس از یکدوره ی طولانی کار و فعالیت برگزار می شد و همه ی واحد های اجتماع را بتکاپوی جشن می انداخت. 

 دلایل اصلی کم توجهی به این جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دین اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از میان رفتن رنگ و بوی ملی و هویتی این جشن  و نیز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی برشمرد..

از دیدگاه تاریخی، برگزاری این جشن تا هنگامیکه پادشاهان ایرانی -پیش از حمله تازیان- بر ایران تسلط داشتند همواره بمدت شش روز با شکوه بسیار دنبال میشده است و پس از تسلط فیزیکی تازیان نیز آنچنان خللی در برگزاری این جشن حاصل نیامد و تنها چون دیگر دولتی وجود نداشته تا آنرا قدر بگذارد کمی از شکوه برگزاری اش کاسته شد. دیگر رویداد مهم و اثرگذار بر دوام و پویایی این جشن، حمله ی مغولان(۳) به ایران بوده است که تقریبا برای مدت زیادی ایرانیان را از خود و اندیشه ی بخود غافل نمود و ضربه های مرگباری بر پیکره ی فرهنگ ایران وارد آورد اما اینان نیز همچون تازیان، هنگامیکه آتش نخستینشان فرو نشست و بمرحله ی آدمیت و شهریگری نزدیک شدند در فرهنگ ایران حل گردیدند و ایرانیان باز هم در مبارزه ی اصلی که همانا جنگ هویت و فرهنگ هاست پیروز بیرون آمدند. بگمانم پس از آن و بتدریج این جشن، بواسطه ی وجود پیوندهای دینی مهر با زرتشتیان در اختیار آنها قرار گرفت و از سوی دیگر مردمان کمتر مورد توجه قرار گرفت. از دیدگاه من، دلایل اصلی کم توجهی به این جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دین اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از میان رفتن رنگ و بوی ملی و هویتی این جشن  و نیز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی(۴) برشمرد.

مهرگان امروز

 بسیاری گمان میکنند که جشن مهرگان تنها ویژه ی زرتشتیان است و از« معانی ملی» آن بی خبرند.

همانگونه که پیشتر گفتم بسیاری گمان میکنند که جشن مهرگان تنها ویژه ی زرتشتیان است و از معانی ملی آن بی خبرند. بسیاری انتظار دارند که برای شرکت درین جشن در میان زرتشتیان حضور یابند و چگونگی انجام آنرا همچون یک «راز» دریابند. از دیگر سو؛ منابع خوب و در دسترس برای علاقه-مندان به پژوهش درین مقولات فرهنگی نیز بسیار کم است.

چیزی که بیش از همه برای دوستان علاقمند مورد پرسش است اینست که این جشن را چگونه برگزار میکنند و اگر خود بخواهند چنین جشنی برپا دارند چه باید بکنند. در پاسخ به پرسش هایی ازین دست باید بگویم که روند برگزاری این جشن بسیار ساده و به بی پیرایگی جشن نوروز است. بدین روش که مردم در خانه های خود سفره هایی برپا میکنند و برآن خوراک های رنگارنگ می چینند. آب ، آویشن، انار و گل و گلاب و آینه و شمعدان بر آن میگذارند. به دید و بازدید خانوادگی می روند و الخ. روش برگزاری جشن در مراسم ها و گردهمایی های بزرگتر و کلاسیک

 امروزه جشن مهرگان را چگونه برگزار میکنند و اگر خود بخواهند چنین جشنی برپا دارند چه باید بکنند؟

زرتشتی نیز تقریبا بر همین منوال است. یعنی معمولا کار را با گاهان-خوانی می آغازند و قسمتهایی از گاتها را می خوانند، پس از آن هموندان به گفتگو و بیان دیدگاهها و مشکلات خود می پردازند و از شادی ها و غمهایشان می گویند. پس از آن نیز به شاهنامه خوانی ، مقاله خوانی ، شعر خوانی و کارهای فرهنگیی ازین دست می پردازند. آنگاه با خاطره ای خوش و آرزوهای نیک برای یکدیگر از هم جدا میشوند. این چکیده ی برگزاری یک جشن مهرگان امروزی می تواند باشد. یادمان باشد، که مهرگان جشنی میهنی ست و باید انرا جدا از مرام های دینی و مسلک های سیاسی پاس داشت! .. مهر-افزون!

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/٢/٧

درین نوشته بگونه ای کوتاه آورده می شود که بر اساس باورهای زرتشتی، زرتشت از چه و چگونه ساخته شد و برای چه پا بدین دنیا گذاشت و دلیل مبارزه اش چیست.

از انروز که اهریمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و درین مدت، اهرمن دوبار با (آفات و دیوان و تاریکی و بیماری و درد و نیاز و خشم و دروغ) به جهان هورمزد کمین زده و آب و خاک و گیاه و حیوان و مردم را آزار کرده بود. در سه هزار سال سوم، هورمزد برای رهایی ازین آفت ها ، زرتشت را به این گیتی فرستاد و دین و آیینهای خود را به او سپرد تا مردمان را به سوی نیکی راهبری کند و جهان را به راستی و پاکی و آبادانی از شر و بدیِ اهریمن آزاد گرداند تا پیروزی هورمزد به انجام برسد. در پایان آن سه هزار سال، (رستاخیز) خواهد شد و بدی و زشتی و ناپاکی از میان بر خواهد خاست و دست اهریمن تا ابد از دامان آفریدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و جهان، پاک و فرِ نخستین را باز خواهد یافت.

 بنابر گفتارهای زرتشتی ، برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا بهم پیوست: نخست، فره ی زرتشت که فروغ و شکوه ایزدی بود، دوم روان بود و سوم، تن.

بنابر گفتارهای زرتشتی ، برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا بهم پیوست: نخست، فره ی زرتشت که فروغ و شکوه ایزدی بود، دوم روان بود و سوم، تن. اینک بهترست به تشریح هریک ازین سه عنصر و چگونگی همگون شدن انها برای زایش اشو زرتشت پرداخته شود تا خواننده ای که بتازگی به کاوش در دین زرتشت علاقمند شده است بداند که خوشحالی و شگفتی زرتشتیان از زایش اشو زرتشت از چه روست.

فره ی زرتشت

فره ی زرتشت را اهورا مزدا از «روشنایی بیکران» که در «سپهر ششم» بود بنا کرد و از آنجا به خورشید و از آنجا به ماه و از انجا به سپهر ستارگان که در زیر سپهر ماه بود، فرود آورد. از «سپهر ستارگان» ، فره ی زرتشت به آتشگاه خاندان «فِراهیم روان زُیش» فرود آمد. از آن پس ، آتشگاه فراهیم بدون نیازمندی به چوب و هیمه ، پیوسته و با فروغ بسیار می سوخت. فراهیم نیای زرتشت شد و فره ی زرتشت از اتشگاه خانه در وجود زن فراهیم که فرزندی را آبستن بود داخل شد. پس از چندی زن فراهیم دختری بدنیا اورد که نامش را «دغدوا» یا «دغدو» گذاردند. دغدوا همچون دیگر کودکان رشد میکرد و چون فره ی ایزدی را در وجود خود داشت چون چراغ میدرخشید و نور می پراکند.

اهریمنان که از زادن زرتشت بیم داشتند ، وسیله انگیختند تا «فراهیم» و دیگر مردمان گمان کنند که «دغدوا؛ مادر زرتشت» ازینرو انچنان میدرخشد که با جادوگران راه دارد.

از دیگر سو، اهریمنان که از زادن زرتشت بیم داشتند ، وسیله انگیختند تا فراهیم و دیگر مردمان گمان کنند که دغدوا ازینرو انچنان میدرخشد که با جادوگران راه دارد. پس فراهیم فریب خورد و دغدوا را از خانه و قبیله ی خویش راند. دغدوا در مسیر آوارگی خود به قبیله ی «سپیتمان» رسید و در خانه ی سرور قبیله فرود آمد. پس از چندی دغدو با «پوروشَسپ»، فرزند رئیس قبیله ازدواج کرد. بدین گونه بود که فره ی زرتشت از خاندان فراهیم به خاندان سپیتمان و پوروشسپ، پدر زرتشت رسید.

روان زرتشت

روان زرتشت را هورمزد بگونه ی «ایزدان بهشتی» آفرید. پیش از آنکه زرتشت به جهان زیرین بیاید، روان وی در جهان بالا میزیست. چون زمان زادن زردشت رسید «بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهر ششم که جایگاه روشنایی بیکران است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیانه داشتند فرود آوردند.

«بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهرششم که جایگاه «روشنایی بیکران» است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند.

«مار»ی به آشیانه راه یافت و چوجه ی مرغان را فرو برد. آنگاه ساقه ی هوم، مار را کشت و مرغکان را رهایی بخشید. آنگاه روزی پوروشسپ که تازه دغدوا را بزنی گرفته بود درپی گله به چراگاه رفت . در راه ، بهمن و اردیبهشت بر او آشکار شدند و او را بسوی درختی که ساقه ی هوم برآن بود رهبری کردند. پوروشسپ بیاری این دو مهین-فرشته، ساقه ی مقدس را بدست آورد و آنرا بخانه برد و بزن خویش سپرد تا آنرا نگاه دارد.

تن زرتشت

گوهرِ تن اشو زرتشت از «آب و گیاه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ایزد دیگر از یاوران هورمزد ساخته شد. خورداد، «ایزد آبها» ست و امرداد ، «ایزد گیاهان». پس خورداد و مرداد در آسمان، ابر انگیختند و باران فروانی بر زمین بارید. چارپایان و مردمان شاد شدند و گیاهان، تازه و خرم گردیدند. مایه ی تن زرتشت، که خورداد و امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمین رسید و در دل گیاه جای گرفت.

 گوهرِ تن زرتشت از «آب» و«گیاه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ایزد دیگر از یاوران هورمزد ساخته شد.

مایه ی تن زرتشت، که خورداد و امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمین رسید و در دل «گیاه» جای گرفت.

آنگاه پوروشسپ براهنمایی خورداد و امرداد، شش گاو پرمایه برداشت و به چراگاه برد. گاوان از گیاهانی که مایه ی تن زرتشت در آنها بود خوردند. بزودی پستانهای گاوان پرشیر شد و مایه ی تن زرتشت به شیر انها آمیخت. پوروشسپ گاوان را بخانه برد و به دغدو سپردشان تا انها را بدوشد. آنگاه زن و شوی اش ، ساقه ی گیاه مقدس هوم را که بیاری بهمن و اردیبهشت بدست آورده بودند ، نرم کردند و در شیر آمیختند و از آن خوردند.

بدین گونه؛ روان زرتشت و مایه ی تن وی در وجود دغدوا با فره ی زرتشت گرد آمد و پس از چندی زرتشت برای راهبری دین و آیین هورمزد در ششم فروردینگان از مادرش دغدوا در کنار دریای چی چست ارومیه زاده شد.

* پاسخ دوستانی که با ایمیل پرسشهایی را مطرح کرده بودند نیز بزودی داده خواهد شد.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/۱/٧

در فرخنده روز ششم فروردینگان و در زمان فرمانروایی لهراسپ شاه، اشو زرتشت در خانه ی پدرش در کنار رود درجی که بدریای چی چَست می ریخت با چهره ای نورانی از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود او را زرتشت اسپنتمان نام نهادند . او در روز خورداد و فروردین ماه در زمان گشتاسپ کیانی از جانب اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد. ازینرو همواره این روز را زرتشتیان در گذر هزاره ها و در فراخنای تاریخ، بزرگ داشته اند و باید دانست که این روز برای ما از بهترین و خجسته ترین روزهای سال می باشد. پیامبرِ ایرانیان با پیشنهاد نیک خواهانه ی پندار نیک- کردار نیک - گفتار نیک نام خود را بعنوان یک انسان آسمانی و خیرخواه نسل بشر در اندیشه ی تاریخی انسان ثبت کرده است. باشد که همه ی ما ایرانیان بتوانیم گفتار و پندهای نیک او را در زندگی مان بکار گیریم و از زیان های دنیایی نیک بودن نهراسیم.

 

 در خوان نوروزی نباید در گذاردن حرف سین یا حروف دیگر پافشاری داشته باشیم  بلکه باید بهترین داده های اهورایی را بر سر سفره اماده کنیم.

 

نوروز از نخستین روز بهار، برابر با روز اورمزد و فروردین ماه از سالنمای زرتشتیان آغاز و بنا به گفت تاریخ نویسان در روزگار باستان ، یکماه به درازا می کشیده است و امروزه تا سیزده روز ادامه دارد. آنچنان که همه میدانند نوروز بزرگترین جشن ملی ایران است که از روزگاران بسیار دور برای ما از سوی نیاکانمان بیادگار مانده است و گروهی بنیاد آنرا به جمشید شاه پیشدادی نسبت میدهند و حتا امروزه نیز در مبان برخی ، نوروز بنام نوروزِ جمشیدی مشهور است. گویند روزگاری بدوران جمشید شاه ، سرما و طوفان بزرگی ایرانویج (ایران) را فرا گرفته و پس از سه سال امتداد سرما در اغاز بهار، سرما و طوفان بپایان می رسد و بشادی آن جشن بزرگی از سوی ایرانیان برپا می شود که نوروز مینامندش.

 

نوروز از نخستین روز بهار و همراه با آغاز سرسبزی طبیعت و همواره با شادیِ بسیار از سوی ایرانیان آغاز شده است. اما از سوی دیگر و با دیدی دیگر، نوروز از مفاهیمی ست که ایرانیان بر نیستی و عدم بسته اند تا توجیهی برای بوده گی خود در این دنیا بنا کنند و نسبت خود را در زمان با آن مفاهیم بسنجند. ایرانیان بگفت هگل نخستین قوم تاریخی هستند که زمان را شناختند و یکبار چرخش کامل انرا با شادی جشن گرفتند و بدین منوال خود را هرساله اماه ی چرخش نوینی در خود و طبیعت پیرامون نمودند.

 ماهی سرخ ، ریشه در باورهای پارینه ی ایرانیان دارد و نمادی ست از آناهیتا فرشته ی آب و باروری. سه قاب سبزه نیز نمادی هستند از اندیشه ی نیک - گفتار نیک - کردار نیک.

زرتشتیان نیز همچون باقی ایرانیان و پابپای آنان در سفره ی خود سه قاب ازسبزه گذاشته اند که این سه قاب سبزه نمادی هستند از اندیشه ی نیک - گفتار نیک - کردار نیک. و نیز رنگ سبز نیز نمادی ست از سبزی و باروری که همواره رنگ ملی ایرانیان بوده و نیز نماد امرداد امشاسپند می باشد. سیب سرخ نمادی ست از عشق و باروری و زایش. سرکه نمادی ست از گندزدایی و زدودن نسوش ها از درون و پیرامون خود برای آغازی نوین. سماق، چاشنی زندگیست و ماهی سرخ ، ریشه در باورهای پارینه ی ایرانیان دارد و نمادی ست از آناهیتا فرشته ی آب و باروری. سکه نمادی از شهریور امشاسپند می باشد . کتاب اوستا نیز که بهمراه ان آینه و شمعدان و نان و شیر و پنیر و سبزی و نقل و شیرینی و آجیل و..الخ بر سفره می نهند همگی نمادی از داده های اهورایی اورمزد می باشند که بدین روش پاس داشته می شوند. زرتشتیان در نخستین بامداد نوروز در پایین چهارچوب در خانه کمی آویشن می ریزند تا برقراری جشن و سرور را در درون خانه اعلام کرده باشند و آنگاه در نخستین روز از سال نوین به نیایشگاه محل زندگی خود می روند تا سال نو را با همازوری و همبستگی با یکدیگر و نیایش بدرگاه اهورا مزدا اغاز نمایند و پس از آن نیز به دیدار بزرگان فامیل و دوستان و آشنایان می روند و بدین گونه فصل نوینی را در زندگی خویش می آغازند. بایسته است گفته شود که در خوان نوروزی نباید در گذاردن حرف سین یا حروف دیگر پافشاری داشته باشیم  بلکه باید بهترین داده های اهورایی را بر سر سفره اماده کنیم.

-----------------------

دوستان گرامی! در آستانه ی سال نو، سالی پر از اندیشه های نیک و خوشی های پایان ناپذیر را برایتان آرزو دارم. امیدوارم امسال را پیروزمندانه و با تندرستی هرچه بیشتر بگذرانید و از دم بدم آن بتوانید لذت ببرید. بکوشید دلهای تان را از گناه بزرگی بنام غم دور نگاه دارید و بیش از پیش در جشنهای میهنی شرکت جویید. ناتوانان را پاس بدارید و بهر حال، بهرجا ناتوان دیدی، توان باش!

همچنین بایسته است که از ادب و بردباری و متانت همه ی دوستانی که در گفتگو های این بلاگ شرکت می کنند سپاس گزاری کنم و نیز سپاس ویژه دارم از دوستانی که نوروز را بمن شاد باش گفتند.

----------------------

در زیر، نام سازمانها و انجمن های زرتشتی خارج از ایران را جهت مراجعه ی آن دوستانی که با ایمیل این نشانی ها را خواستار شده بودند میآورم:

انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی - هندوستان

خیابان پیروزشا مهته - فورت بمبئی

The iranian zoroastrian anjuman

kermani building

sir firouzshah meta road

Fort. Bombay 1-india

Tel: 220 40 401

 

انجمن پارسی پنچایت - بمبئی - هندوستان

The bombay Parsi punchayat

209 Dr. D. N. Road bombay 40001

India Tel: 2267 421-3

 

انجمن ایالتی زرتشتیان هند - دهلی نو

The Federation of the Parsi

Zoroastrian Anjuman of India

C/0 Machine Tools (india) Ltd.

D-24, south extensiori part- ||

New Dehli - 110 049 - india

Tel: 669551

 

انجمن زرتشتیان کراچی - پاکستان

Karachi Parsi Anjuman Trust Funds

Parsi anjuman Bagh

Johar street Ranchore lines

Karachi Pakistan

Tel: 730281

 

اروپا:

انجمن زرتشتیان لندن- انگلستان

The Zoroastrian Trust Funds of

Europe (Inc). Zoroastrian House ,

88 Compayne Gardens

London, NW6, England

Tel: 01-328-6018

 

انجمن زرتشتیان هامبورگ

Zarathustrischer Verein

Post Fach 11 07 21

2000 Humburg || - Gremany

 

انجمن زرتشتیان فرانسه

Association Zoroastrian de France

40. Avenue de Saxe - 75007 Paris France.

 

انجمن زرتشتیان ایتالیا

Associazione culturale Dell Iran antica

Membro Dell Unione Zoroastrian in Italia

Largo Malpigri 17

06100 Perugia , Italy

Tel: 075-754472

 

انجمن مزدایسنان آلمان

The German Mazdayasnan

Neuzeitlich. Diat. und Lebenschule e.v.

Bad - Wildungen W. Germany

Tel: 05623/4025

 

آمریکا:

انجمن زرتشتیان نیویورک

Zoroastrian Center New York

Arbab R. Give Darbe Mehre.

106 Pomona Road Suffern N.Y 10901

U.S.A

 

انجمن زرتشتیان واشنگتن

Zoroastrian Association of Metropolitan

Washington, Inc.

The Fali chotia charitable trust

4639 bettswood Drive, Olney.

Marryland 20832 U.S.A.

Tel: 301 - 774 - 0841

301 - 774 - 1555

 

انجمن مرکزی زرتشتیان کالیفرنیا

California Zoroastrian Center

8952 Hazard Avenue Westminister C.A

92683 U.S.A.

Tel: (818) 882 - 1212 119

 

انجمن زرتشتیان سن خوزه (شمال کالیفرنیا)

Persian zozroastrian Association

Darb Mehre Rostam & Morvarid Guiv

10468 Crothers Road.

San jose, California 95127 U.S.A.

Tel: (408) 251 - 7403

 

انجمن زرتشتیان ایالت واشنگتن

Zoroastrian Society of Washington

State Mra. Dabestani P.O.BOX 969

Marysville , WA 98270 U.S.A.

 

انجمن جهانی مزدایسنان

The Internatinal Mazdayasnan

Oorder- P.o.box 3387

Eugene , Oregon 97403 - U.S.A.

 

کانادا:

انجمن زرتشتیان تورنتو

Zoroastrian Society of Ontario

Mehraban Give Darbe Mehre

3590 Bayview Ave. Willowdale

Toronto On. MAM 356 - Tel: 416 7334586

 

انجمن زرتشتیان گوبک

 

اقیانوسیه:

انجمن زرتشتیان استرالیا- سیدنی

Aaustralian Zoroastrian Association Aza House

196 Annangrove Road

Annongrove N.S.W. 2154

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :