سرود زرتشت
تارنگاری درباره ی زرتشت ، زرتشتیان و مطالب پیرامون آنها
پیوند به سرود زرتشت
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بیژن - ۱۳٩٢/٦/۱۳

در گاهشماریِ مَزدَیَسنا، ‌"وَرهرام" نام یکی از روزهای خجسته است. در این هنگام از هر ماه، مزدیسنان به نیایشگاه و آدریان رفته، ضمنِ نیایشِ خداوندِ یکتا(اَهورامَزدا) به "داد و دَهِش" نیز می پردازند.

اشوزرتشت همواره پیروانش را به یک پیشی جویی در نیکوکاری سفارش می کند. 
"هر یک از شما ، باید در کردارِ نیک از دیگری پیشی جوید و با این روش، زندگیِ خود را خوش و خرم سازد".. و اینست ماهیتِ میکوکاری و توجه به امر نیک در مزدیسنا.


در این بینش، انسان با پیمودنِ راهِ عرفان بر آن است تا به اهورامزدا نزدیک شود و با همین انگیزه باید برخی از ویژگی های پروردگار را در خود پرورش دهد . یکی از ویژگی های اهورایی ، بخشندگی و داد و دهشِ بی پایان است. از این رو هر فرد نیز با پرداختن به نیکوکاری و داد و دهش، خشنودیِ اهورامزدا و روانِ آفرینش را فراهم خواهد ساخت. 
در پیام اشوزرتشت آمده است : "داد و دهش را که پسندِ اهورامزدا و از نیکوکاری است از نیازمندان دریغ مدارید." 
از دیگرسو، دهش و نیکوکاری در فرهنگ زرتشتی کاری از روی نظم و حساب است زیرا دهِشمَند بایستی کردار نیک خود را برای ارزش آن انجام دهد و باور داشته باشد که این عمل در ساختار آفرینش لازم و تکمیل کننده بخشایش اهورایی است نه برای خودنمایی و رسیدن به مقام و جایگاه مادی.

اما این داد و دهش نیز برای خود فرمولهایی دارد و داد و دهشِ بی منطق نیز درست نمی نماید. در سرودِ " اَشِم وُهُو" که یکی از سرودهای ارزشمندِ اوستا است، انسان باید همراه با نظم اشا که قانونِ خلل ناپذیرِ راستی در هستی است همراه شود و در انجامِ نیکوکاریِ خود تنها به پویندگی و بالندگی ارزش های انسانی چشم داشته باشد. 
از سوی دیگر ، مزدیسنا با دریوزگی و بیکاری مخالف است. او انسان های کاهل و کسانی که توانایی کار و کوشش دارند ولی عادت به تنبلی کرده، ریاضت کشی و گدایی را برگزیده تا از دسترنجِ دیگران بهره مند شوند، نمی پسندد و یکی از روش های نیکوکاری را ایجاد کار برای بیکاران می داند. 
"بیکاران را که اندامِ سالم دارند و تواناییِ انجام کار، به کار وادار سازید." 
"به اندازه یی کار به نیازمندان رسانید تا بیکار و بدکار نمانند."

مهرافزون!

-------------------------------------

:: نوشته هایی که شاید برایتان سودمند باشند:

+ تشتر و اَپوش

نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

روزه در مزدیسنا، نخوردنِ گوشت و نیالودنِ دست به خونِ جانورانِ حلال گوشت در چهار روز در هر ماه است. ضمناً مزدیسنان در زمانِ روزه گرفتن ، در خوردنِ آب آزاد هستند. زیاد روزه گرفتن در مزدیسنا، چون باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. پس زیاده روی در این موارد در کیش زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است. در وندیداد، فرگرد سوم بند 33 آورده شده: «… آن کس که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد».

چهار روز روزه "نبر"
روزه در دین زرتشت چهار روز در هر ماه است. بعبارت دیگر، مزدیسنان حدودِ چهل و هشت روز در سال روزه می گیرند اما نه بصورتِ متناوب. زرتشتیان برای افراط نکردن در خوردن گوشت جانوران، روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می کنند. این چهار روز متعلق به چهار امشاسپندِ وهمن، ماه، گوش و رام می باشد. در نزد زرتشتیان برای هر سی روز ماه اسم خاصی وجود دارد. یکی از این روزها «وهومن» است که بعدها به نام بهمن تغییر شکل داده و به معنای منش نیک است. روز «ماه»، روز «گئوش» یا گوش و روز «رام» نیز به همراه روز «وهومن» روزهایی هستند که گوشت خوردن درآنها حرام است و اصطلاحا به آن نبر(Nabor) می گویند.

"نبُر" فعلی امریست. یعنی نبریدن و منظور از آن نکشتنِ حیوانات و سر آنها را نبریدن بوده است. در قدیم، برخی از زرتشتیان در کلِ ماه بهمن نیز لب به گوشت نمی زدند. دیدگاهِ از نظر من "افراطی" این دسته برای احترام به وهومن بوده است که خارج از دین و تندروی بوده است.

نیک است بدانید که نمادِ بهمن، سپیدی و پاکی است از همین رو موبدان زرتشتی سپید می پوشند چرا که، منش نیک یعنی سپیدی. همچنین برای اطلاعاتِ عمومی می گویم که وهومن نزدِ مزدیسنان احترام زیادی دارد. چراکه با وهومن است که یک مزدیسن هوخت/Hovakht و هورشت/Hovarasht را ادراک و رعایت می کند. یعنی با پندار نیک به کردار نیک و گفتار نیک نیز می رسد و منطقی می شود.

روزه معنوی زرتشتیان
زرتشتیان در تمام اوستا و بخصوص در گاتها بسیار به روزه معنوی تشویق شده اند و زمان آن در همهء طول سال است. در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود. اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی نزد موبدان عملی ستودنی است اما نه برای مردمِ عادی.

زرتشتیان باید در سه بخش معنویِ شنوایی، اندیشه و احساس همیشه روزه داشته باشند. یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی و "امر نیک" دور نشوند و “اندیشه و احساس و شنوایی” باید همیشه سرشاز از نیکی باشد. همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظِ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هر گونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان "روزه" یاد می شود.

  • وبگردی:

ادامه مطلب ...
نویسنده: بیژن - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

گاهی برخی از "ناقدانِ کم خوانده اما همه چیزدان" به کسانی که از واژه های "پسر پارسی" یا "آریایی" استفاده می کنند، خرده می گیرند که اینها مفاهیمی من درآوردی هستند و ریشه تاریخی ندارند. من در این یادداشت ، به یکی از منابع مهم که نشاندهنده قدمتِ این کاربست ها هستند اشاره می کنم، گرچه محوریتِ این وبلاگ بر مسائل تاریخی نیست اما این یکبار را اشکالی نیست. البته با این فرض که از هر چیز، نکاتِ مثبتش را برداشت کنیم و کلاً مثبت فکر کنیم! یعنی از کاربستِ واژه ی آریایی، دیدگاهِ نژادپرستانه اش را برداشت نکنیم و مدِ نظرمان نباشد.

در سنگ‌نبشته‌ داریوش بزرگ در نقش رستم و در نخستین نبشته که در قسمت بالایی است و به DNa مشهور است چنین می گوید:

من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۱ - خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.
  • بند ۲ - من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۳ - داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این (است) کشورهائی که من جدا از پارس گرفتم.بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا کردند. قانون من ایشان را نگاهداشت. ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ – رخج - ث ت گوش گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائی‌های تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپدوکیه - سارد - یونان - سکائی‌های ماوراء دریا - سکودر - یونانی‌های سپر روی سر - لیبیها - حبشی‌ها - اهالی مک - کارئی ها.
  • بند ۴ - داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن آنرا به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آنرا در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آنرا کردند. اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکره‌ها راببین که تخت را می‌برند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) نیزهٔ مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.
  • بند ۵ - داریوش شاه گوید: این که کرده شده آن همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را بکردم. اهورامزدا من و خاندان سلطنتی ام را و این کشور را از زیان محفوظ دارد! این را من از اهورامزدا درخواست می کنم. این را اهورامزدا به من بدهاد!
  • بند ۶ - ای مرد! فرمان اهورامزدا، ان به نظر تو ناپسند نیاید! راه راست را ترک منما! شورش مکن!

با دقت در بندِ دیم از ترجمه کتیبه می بینیم که داریوش اول خود را یک پسر پارسی و یک اریایی معرفی می کند: من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.


اما در مورد لقب پدر که به کوروش هخامنشی نسبت داده می شود و از افتخاراتِ برخی ایرانیان است از کتابِ سوم هرودوت، بند 89  مثال می آورم که چنین می گوید:

the Persians say that Dareios was a shopkeeper, Cambyses a master, and Cyrus a father. [منبع]

ترجمه: پارس ها می گویند داریوش یک مغازه دار بود، کمبوجیه یک استاد و کوروش یک پدر.

 

پس می بینیم که با تکیه بر مفاهیم تاریخی می شود گفت که واژه هایی مانندِ پسر پارسی، آریایی ونسبت دادنِ لقب ِ پدر به کوروش کاملاً درست و پیشینه دار و بر اساسِ منابع مکتوب تاریخی هستند.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸٤/٦/۱٢

شما با شنیدن نام آهنگر بیاد چه چیز می افتید؟ چه کیفیتی در ذهنتان جان می گیرید؟ و در آخر، این آهنگر قدیمی که ما اینهمه از آن می شنویم و در کتابها ازو می خوانیم؛کیست؟ براستی کیست! او با چرم و سندانش در کجای تاریخ و فرهنگ ما یا بهتر بگویم تاریخ فرهنگی ما ایستاده است. چه میکند و چرا هنوز پس از هزاران سال هنوز نمرده است! اما نخست٬ بهترست از پیشه ی آهنگران یاد کنیم.


 آهنگر، قهرمانیست «تمدن ساز» که رسالت بزرگی همچون بازسازی کاینات؛ سازماندهی دوباره ی دنیا و افشای اسرار فرهنگ بر آدمیان را بر عهده دارد. او همیشه-قهرمانیست که دقیقا میداند کی و کجا بمیدان بیاید و ضد قهرمان دوران را از بیشه بدر کند. ایرانیان از آنجا که همه و همه شان ذهن تاریخی دارند و تاریخ را میفهمند٬ کاوه ی (آهنگر) را دوست میدارند و میشناسند و البته تحسینش میکنند. آهنگر با نقش استوره ای خود که با (چیرگی بر آتش) آغازش کرد و در سراسر دنیا این تجربه ی بنیادین بشر را در «چیرگی و از آن خود کردن یک نیروی برون انسانی و مقدس» گستراند قابل احترام است. و نزد کسانیکه آتش پدیده ایست سپندینه و ایزدی ؛ چه بسا ارزش و احترامش نیز بیشتر است. قدرت «تغییر» و تبدیل  که در هر شعله ی آتش نهفته است از سوی فرهنگ های گونه گون و بویژه گل سرسبد همه ی آنها ایران؛ بعنوان عاملی برای همه گونه پاکسازی مورد «شناسایی» و احترام قرار گرفت. از سوی دیگر؛ کاوه ی آهنگر همیشه دمخور با آتش و برافروزنده ی همیشگی آن و از سوی دیگر کنترل کننده ی آنست. آتشی که خدایان از آن بر خاسته اند.آتش سپند؛ آتش افشاگر؛ آتش گناهسوز پاک کننده؛ دگرگونساز و اعتلا بخش.

آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانند سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجود خود را بسوختن داده است . پس دیگر هیچ آتش و اژدهایی بر او کارگر نخواهد افتاد و تنها هموست که توان دارد تا جام و تخت ربوده شده را از اهریمن باز ستاند.

 آنکه «آزمون آتش» را از سر میگذراند و خویشتن را به شعله های فروزانش میسپارد؛ دیگر فردی همانند سایرین نخواهد بود. او دیگر تمام وجود خود را بسوختن داده است .

از همان زمانها بود که آهنگر ماهیت آتشین یافت. کسیکه بسبب ماهیت و کیفیت حرفه ی ویژه خود نقشی اجتماعی را متناسب با آتش نیز دریافت می دارد. براستی چرا هیچکس دیگری بجز او نبود تا بتواند «شعله بکشد» و غریوش پوستین «شاه دروغین» را پاره کند؟! از سوی دیگر آن آتش روشنی بخش که در دل تاریکی ها و در دکان او می سوخت نوید گر یک روشنایی نیز بود. چیزی که میتواند همه ی چشمها و هوشها را بخود مشغول دارد. تا بتواند وظیفه ی انتشار نور را به اعماق تاریکی ها به انجام رساند. سر انجام؛ آهنگر-قهرمان ما با قدرت دستان و نگاههای خیره بر آهن گداخته ؛ همچنان ضربات آهنگینی را بر پیکر «پولاد زمان» فرود می آورد . او آهسته و پیوسته کار میکند و آهن گداخته که نماد «طبیعت» ست تسلیم ضرباهنگ آهنگر میگردد.

 

بهر روی؛ آهنگر همچون نخستین و تنهاترین عامل «دگردیسی ارادی اشیاع و زنده گان» بدیده میآید . یا که شاید همچون نیای پیشین و دوردست پیشه وران و رزمندگان؟!.. آری؛ همانها که نه تنها راز زندگی روزانه که «قدرت مرگ و نابودی» و «راز زایش چیزهای خوب» را در اختیار دارند.

نویسنده: بیژن - ۱۳۸۳/٩/٥

پرسش : بهشت ودوزخ در دین زرتشت چگونه است ؟

پاسخ : در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیک آفریده که اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل کنش و واکنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عکس العمل بخشی از هنجار اَشا است که در مورد نیک اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه میدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عکس آن ویران کننده و بد باشد . بر پایة  قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی کردار انسان است .

بهشت  بـرگرفته از واژة « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مکان تیره گون که در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلکه واکنشی طبیعی برای رفتار انسان است که بر وجدان و روان او اثر میگذارد از این دیدگاه انسان که با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی کاهش دادن  آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلکه دیرپا و زمان داراست .

 

     پرسش : قـانـون اَشـا را کـه زرتشت به آن اشاره کرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید ؟ 

پاسخ : بیگمـان هـر دیـن بـه نـوعی جهـان بینی اشـاره می کند که با فرهنگ و تمدن مردم زمان پیامبر و با منطقه یی ویژه هماهنگی دارد و در این راه هر یک به نظم در زندگی اشاره کرده اند . بهر روی نگرش دین زرتشت به جهان هستی ، پیروی و پیوستن به قانون اَشا است  در بینش او خداوند جان و خرد ، جهان را براساس هنجاری آفریده که بر تمام هستی حاکم است و هیچ پدیده یی از اتم تا کهکشان وجود نداردکه بر پایة این هنجار هماهنگ ، استوار نباشد پس انسان نیز باید خود را با هنجار هستی ، همگام و همراه سازد ، راستی ودرستی ، مهر و فروتنی و فروزة های نیک انسانی را در خود پرورش دهد .

 

  پرسش : اصول دین زرتشت برچه چیزهایی است ؟

پاسخ:بنیاد دین زرتشت بر هفت پایه استوار است :  یکتایی اهورامزدا  ـــ پیامبری اشوزرتشت  ــ  پیروی از اَشاـ داشتن اندیشه ، گفتار ، کردار نیک  ــ آزادی گزینش راه  ــ  پاداش کار نیک و پادافراه (کیفر) کار زشت  ــ جاودانی روان ــ رستاخیز .

 

 پرسش : خداوند در دینِ زرتشت چگونه معرفی شده است ؟

پاسخدر بینش اشوزرتشت  ،  خداوند با نام اهورامزدا معرفی شده است اهورا یعنی «هستی بخش» مز یعنی «بزرگ» و دا از «دانش و دانایی» آمده است بنابراین خداوند ، دانای بزرگ هستی بخش است که انسان را برده و بندة خویش نمی داند بلکه با خردی که به او هدیه کرده است جایگاه ارزشمند انسانی را به او پیشنهاد کرده است . 

 

  پرسش : آیا مراحل عرفان در دین زرتشت وجود دارد ؟

پاسخ : آری ، شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی های اخلاقی و نزدیک شدن  به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی انسان است . پیام آور ایرانی باور داردکه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید که به جز خدا نخواهد دید .

نخستین گام در راه نزدیک شدن به اهورا ، وَهومن یا منش نیک است ، این واژه در زبان فارسی به بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد .

گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین اشویی است که در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است .

خْشَترَه وَئیریَه که در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزاد منشی و ..... که گام سوم در راه شناخت است .

گام چهارم ، فروزة  «مهرورزی» است که در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است .

در بینش اشوزرتشت رابطة بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند .

گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وکمال در انسان پدیدار خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد.

در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی که ششمین مرحله است بهم پیوسته هستند . یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید. اَمِرَه تات که در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند است ولی انسان نیز بر پایة نظامی که در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد .

هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده ، نور حقیقت و ندای اهورایی است که چون مشعلی ، نهاد انسان و دیدة دل عارف را روشن خواهد کرد ، بنابراین در کنار کار و کوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاکی و راستی ، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد .

 

  پرسش : آیا دین زرتشت در باره تناسخ صحبتی می کند ؟

پاسخ : در هات 49 بند 11 از گاتها  اشوزرتشت می فرماید : روان بد اندیش - بد گفتار- بدکردار برخواهد گشت . ولى به چگونگی آن اشاره یی نشده است بیگمان تناسخ و برگشت روح به کالبدهای غیر انسانی مورد نظر پیامبر ایران نبوده است .

پرسش : درباره مبارزه نیکی و بدی آیا در مقابل بدیها و بدکاران می باید ساکت نشست یا باید   مبارزه کرد ؟ این مبارزه میتواند قهر آمیز باشد؟

پاسخ : اشوزرتشت در پیام خود به ویژه در هات 32 بند 16 از گات ها - مبارزه با بدی و دروغکار را به کمک ابزار دانایی یعنی سخن درست ، قاطع و دلایل منطقی می داند در هات 30 بند 9 و 10 وجود همازوری راستکاران و تازه کردن جهان را ابزاری برای مبارزه با زور دروغکاران می داند و در هات 31 بند 18- پیشنهاد می دهد که چنانچه بدکاران به راه راست نیامدند باید با قدرت در برابر آنها ایستادگی کرد .

 

پرسش : در گاتها از عدالت چگونه صحبت می شود ؟ اگر ممکن است چند مثال بیاورید .

پاسخ: اگر پرسش از عدالت خداوندی است ، در گاتها از آزادی واختیار کامل برای زن و مرد سخن به میان می آیدو این آزادی مربوط به قوم ، نژاد و افراد ویژه ای نیست و برای همگان است .   

خداوند در گاتها سراسر نیکی و داد است که نقش یاوری وهمکاری با انسان را دارد . اهورامزدا هیچگاه بین انسانها تفاوتی نمی شناسند مگر در انتخاب راه راست و نادرست - شخص گمراه ، اگر در عذاب وجدان بسر می برد از روی آزادی خود ، راه خویش را برگزیده و مسئول کردار خویش است .

بازتاب کردار نیک و بد هر فرد که برگرفته از خرد رسا و یا بی تفاوتی نسبت به اندیشه است به شخص باز خواهد گشت .

 

    پرسش : آیا در آیین زرتشت ، کشتن انسان در شرایطی مانند "مجازات اعدام" یا شرایط دیگر آزاد است ؟

پاسخ : در دین زرتشت سفارش شده تا هرفرد با یاری خرد خویش به سوی یگانه هنجار هستی یعنی راستی ، درستی و ارزش های نیک انسانی روی آورد  و آرمان پیامبر این است که ظلم ، بیداد ، ستم ، جنایت و هرگونه کرداری که از کژاندیشی سرچشمه گرفته باشد در بین مردم وجود نداشته باشد . بنابراین چنانچه فردی از هنجار اشا پیروی نکرد از فرهنگ زرتشتی جدا گشته است و مجازات او بر اساس قوانین موجود در زمان و مکان خواهد بود .

 

پرسش : آیا از نظر آیین زرتشت ، فرضیه داروین که اجداد بشر میمون بوده اند پذیرفتنی است ؟

پاسخ : آیین زرتشت راهکارهایی برای درست زیستن انسانها است و اخلاق ویژه ای را به هر فردسفارش می کند تا راه خوشبختی را دریابند و بکار گیرند و در باره آفرینش و اینگونه فرضیه ها به پیروی از دانش زمان اشاره دارد .

 

 پرسش : آیا « چینود پل » می تواند دلیلی بر مادی بودن دنیای دیگر باشد ؟

پاسخ : این پل در گات ها به نام چینَوَت  پِِرِتو آمده است که چین یعنی چگونه –  چینَوَت یعنی چگونه زیستی و پِرِتو یعنی گذرگاه است . چون روان در گذشته حالت مادی ندارد بنابراین این گذرگاه نمی تواند به صورت پلی که از چوب و سنگ و غیره ساخته شده تعبیر شود چینوت گذرگاهی است مینوی که روان  نیکوکاران از آن به شادمانی عبور خواهند کرد .          

 

 پرسش : در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد که هر یک بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شکل خوب یا بد بروز می کند وجود دارد پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست  بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ  کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز ، جایز نمی باشد ؟

            پاسخ : سرچشمه دروغ ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه انسانٍ بی دانش ونادان به وجود می آید . انسانٍ دانا دراندیشه و باور خود ، از دو گوهر همزاد  نیکی وراستی را پویا  می سازد زیرا در بینش اشوزرتشت هنجار هستی تنها بر راستی ( اَشا) استوار است و هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت . از آنجا که  هنجار هستی ، راستی است پس زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا مصلحت انسان در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است .

 

 پرسش : آیا مزدای زرتشت به عاشقانی چون من امکان آن را می دهد تا راه اشویی را برای خود و برای همیشهانتخاب کنم ؟           

  پاسخ : اگر منظور از راه اشویی که مزدا سفارش کرده است ، پیوستن به اندیشه ، گفتار و کردار  نیک باشد بیگمان هر شخص خدا دوست و اندیشمندی آرزو دارد تا با انجام کار نیک که برگرفته از وجدان آگاه و خرد رسا می باشد ، انسان بودن خود را در هستی به نمایش بگذارد .

در این بینش راه اَشا یعنی ویژگی های پسندیده ، آگاهانه و از روی دانایی که در رفتار انسان شکل می گیرد و این حق هر شخص آزاد اندیشی است تا برای هر لحظه و همیشه از آن بهره مند گردد.

 

 پرسش : از دو ترجمه گات های دکتر علی اکبرجعفری و موبد فیروز آذرگشسب کدامیک را شما درست تر می دانید ؟

پاسخ : هر دو ترجمه ها از پیام اشوزرتشت است ولی ترجمه موبد فیروز آذرگشسب به بررسی واژگان پرداخته و با آوردن متن دین دبیره به تفسیر هر بند هم پرداخته شده و کامل تر است .  

برگرفته از  پایگاه فرهنگی اشیهن و از برگ پرسش و پاسخ با موبد نیکنام 

:: دوستان گرامي! براي ياري رساندن در پرورشِ پيامِ اهوراييِ اشو زرتشت دستورِ زير را به قالب بلاگ خود بيافزاييد

:: براي تهيه کتاب ها و منابعِ موردِ نياز در موردِ فرهنگ و انديشه نياکان و دینِ زرتشت مي توانيد در تهران به

کتابفروشيِ فرَوَهَر

 نشاني:خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، شماره 6 مراجعه نماييد.

:: گاتها را با فرمت PDF از اينجا بر روي سيستم خود ذخيره كنيد:

 دانلود متن گاتاها

نویسندگان وبلاگ:
سرای مهربانان: :: مهربانانی که به سرود زرتشت پيوند می دهند بهترست «بيژن» را آگاه گردانند تا نسبت به افزودن نام بلاگ آنان به سرای مهربانان اقدام کند.
وبسایت های سودمند در زمینه پژوهش در مزدیسنا:
کدهای اضافی :