پسر پارسی، آریایی و کوروشِ پدر و کاربردشان در متون باستانی

گاهی برخی از "ناقدانِ کم خوانده اما همه چیزدان" به کسانی که از واژه های "پسر پارسی" یا "آریایی" استفاده می کنند، خرده می گیرند که اینها مفاهیمی من درآوردی هستند و ریشه تاریخی ندارند. من در این یادداشت ، به یکی از منابع مهم که نشاندهنده قدمتِ این کاربست ها هستند اشاره می کنم، گرچه محوریتِ این وبلاگ بر مسائل تاریخی نیست اما این یکبار را اشکالی نیست. البته با این فرض که از هر چیز، نکاتِ مثبتش را برداشت کنیم و کلاً مثبت فکر کنیم! یعنی از کاربستِ واژه ی آریایی، دیدگاهِ نژادپرستانه اش را برداشت نکنیم و مدِ نظرمان نباشد.

در سنگ‌نبشته‌ داریوش بزرگ در نقش رستم و در نخستین نبشته که در قسمت بالایی است و به DNa مشهور است چنین می گوید:

من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.

  • بند ۱ - خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.
  • بند ۲ - من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.
  • بند ۳ - داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این (است) کشورهائی که من جدا از پارس گرفتم.بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا کردند. قانون من ایشان را نگاهداشت. ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ – رخج - ث ت گوش گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائی‌های تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپدوکیه - سارد - یونان - سکائی‌های ماوراء دریا - سکودر - یونانی‌های سپر روی سر - لیبیها - حبشی‌ها - اهالی مک - کارئی ها.
  • بند ۴ - داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن آنرا به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آنرا در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آنرا کردند. اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکره‌ها راببین که تخت را می‌برند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) نیزهٔ مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.
  • بند ۵ - داریوش شاه گوید: این که کرده شده آن همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را بکردم. اهورامزدا من و خاندان سلطنتی ام را و این کشور را از زیان محفوظ دارد! این را من از اهورامزدا درخواست می کنم. این را اهورامزدا به من بدهاد!
  • بند ۶ - ای مرد! فرمان اهورامزدا، ان به نظر تو ناپسند نیاید! راه راست را ترک منما! شورش مکن!

با دقت در بندِ دیم از ترجمه کتیبه می بینیم که داریوش اول خود را یک پسر پارسی و یک اریایی معرفی می کند: من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی.


اما در مورد لقب پدر که به کوروش هخامنشی نسبت داده می شود و از افتخاراتِ برخی ایرانیان است از کتابِ سوم هرودوت، بند 89  مثال می آورم که چنین می گوید:

the Persians say that Dareios was a shopkeeper, Cambyses a master, and Cyrus a father. [منبع]

ترجمه: پارس ها می گویند داریوش یک مغازه دار بود، کمبوجیه یک استاد و کوروش یک پدر.

 

پس می بینیم که با تکیه بر مفاهیم تاریخی می شود گفت که واژه هایی مانندِ پسر پارسی، آریایی ونسبت دادنِ لقب ِ پدر به کوروش کاملاً درست و پیشینه دار و بر اساسِ منابع مکتوب تاریخی هستند.

/ 5 نظر / 17 بازدید
پسرآریایی

درود برشما .نوشته ی خوبی بود. تار نمایم را به روز کردم خشنود میشم سر بزنی.

مهران

سلام. وبلاگ واقعا مفیدی دارید. خواستم بپرسم نظرتون راجع به بحث کردن با کسانی که آیین زرتشتی رو در اینترنت نقد می کنن چیه؟ آیا حاضر به مداکره و بحث با اونها هستید؟

مهران

سلام. وبلاگ واقعا مفیدی دارید. خواستم بپرسم نظرتون راجع به بحث کردن با کسانی که آیین زرتشتی رو در اینترنت نقد می کنن چیه؟ آیا حاضر به مداکره و بحث با اونها هستید؟

مهران

سلام. وبلاگ واقعا مفیدی دارید. خواستم بپرسم نظرتون راجع به بحث کردن با کسانی که آیین زرتشتی رو در اینترنت نقد می کنن چیه؟ آیا حاضر به مداکره و بحث با اونها هستید؟

پسرآریایی

درود بر شما زیبا بود. تارنمایم را به روز کردم.