مهرگان؛ دیروز و امروز

«کسی که با یک نفر عهد میبندد نباید آنرا بشکند. خواه یک نفر مزدیسنی باشد خواه با دیویسنی و دُروَند. زیرا عهد با هرکه بسته شد درست و سزاوار احترام است (مهریشت)

بیگمان هر ایرانی تاکنون بارها نام مهرگان را شنیده و تصوری از آن و عمدتا تحت نام «جشن و گردهمایی ویژه ی زرتشتیان» در ذهن خویش دارد. جشن پربار ملی و پر از شادی دیروز ؛ در گذر سالیان به «گردهمایی اقلیت زرتشتی» دگرگون شده و ارزش اش را برای عامه از دست داده است بگونه ای که شاید بتوان گفت امروزه بجز زرتشتیان تنها مورد توجه طبقه ی پژوهشگر و تحصیل کرده ی ایرانیان می باشد. بهتر میبینم نخست به توضیحاتی درباره ی چیستی و چگونگی پیدایش جشن مهرگان (مهرگانِ دیروز) بپردازم و پس از آن روند برگزاری این جشن ملی را در ایران امروز بررسی کنم.

مهر و مهرگان

ایرانیان بپاسداشت رهایی از چنگال اندیشه و ظلم بیگانه «جشن مهرگان» را بنیاد گذاشتند.

«مهر» از پایه های معنوی همه ی ادیان بوده ٬ در اوستا ٬ بودا و مسیحیت صریحا به آن اشاره شده است. واژه ی مهر در کیش زرتشت تنها بمعنی مهر و محبت نیست بلکه بمعنی راستی و درستی٬ راست کرداری٬ میانه روی و وفای به پیمان نیز می باشد.اتلاق واژه ی مهرگان نیز بمعنای آنچه متعلق به مهر است  می باشد. سرچشمه ی آغازین جشن مهرگان را تاحدودی بدلیل پیوند خوردن مناسبت این جشن با اسطوره های ایرانی و مناسباتی که در طی سالیان دراز در ایران پیش آمده و با این جشن پیوند خورده است شاید بدرستی نتوان تشخیص داد. در تاریخ گفته شده که چون «فریدون» بهمراهی «کاوه آهنگر»(۲) بر ضحاک ٬ پادشاه فرهنگ سوز و ظالم تازی پیروز شدند٬ ایرانیان بپاسداشت رهایی از چنگال اندیشه و ظلم بیگانه «جشن مهرگان» را بنیاد گذاشتند. دیدگاه موازی و تکمیل کننده ی دیگر به کشاورز بودن بیشتر ایرانیان باز میگردد. بر روال تقویم ایرانیان باستان، هرسال دربرگیرنده ی دو فصل بوده: تابستان بزرگ و زمستان بزرگ و جشن مهرگان درست در میانه ی ایندو تحول بزرگ جای داشته است. زمانیکه فصل برداشت محصول فرا میرسیده و خرمن ها انبار شده و از غله پر می گشته است. در چنین شرایطی و بپاسداشت فراوانی و برداشت محصول، این جشن نیز با شکوه یک امر ملی مهم و همه گیر همچون جشن نوروز و پس از یکدوره ی طولانی کار و فعالیت برگزار می شد و همه ی واحد های اجتماع را بتکاپوی جشن می انداخت. 

 دلایل اصلی کم توجهی به این جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دین اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از میان رفتن رنگ و بوی ملی و هویتی این جشن  و نیز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی برشمرد..

از دیدگاه تاریخی، برگزاری این جشن تا هنگامیکه پادشاهان ایرانی -پیش از حمله تازیان- بر ایران تسلط داشتند همواره بمدت شش روز با شکوه بسیار دنبال میشده است و پس از تسلط فیزیکی تازیان نیز آنچنان خللی در برگزاری این جشن حاصل نیامد و تنها چون دیگر دولتی وجود نداشته تا آنرا قدر بگذارد کمی از شکوه برگزاری اش کاسته شد. دیگر رویداد مهم و اثرگذار بر دوام و پویایی این جشن، حمله ی مغولان(۳) به ایران بوده است که تقریبا برای مدت زیادی ایرانیان را از خود و اندیشه ی بخود غافل نمود و ضربه های مرگباری بر پیکره ی فرهنگ ایران وارد آورد اما اینان نیز همچون تازیان، هنگامیکه آتش نخستینشان فرو نشست و بمرحله ی آدمیت و شهریگری نزدیک شدند در فرهنگ ایران حل گردیدند و ایرانیان باز هم در مبارزه ی اصلی که همانا جنگ هویت و فرهنگ هاست پیروز بیرون آمدند. بگمانم پس از آن و بتدریج این جشن، بواسطه ی وجود پیوندهای دینی مهر با زرتشتیان در اختیار آنها قرار گرفت و از سوی دیگر مردمان کمتر مورد توجه قرار گرفت. از دیدگاه من، دلایل اصلی کم توجهی به این جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دین اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از میان رفتن رنگ و بوی ملی و هویتی این جشن  و نیز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی(۴) برشمرد.

مهرگان امروز

 بسیاری گمان میکنند که جشن مهرگان تنها ویژه ی زرتشتیان است و از« معانی ملی» آن بی خبرند.

همانگونه که پیشتر گفتم بسیاری گمان میکنند که جشن مهرگان تنها ویژه ی زرتشتیان است و از معانی ملی آن بی خبرند. بسیاری انتظار دارند که برای شرکت درین جشن در میان زرتشتیان حضور یابند و چگونگی انجام آنرا همچون یک «راز» دریابند. از دیگر سو؛ منابع خوب و در دسترس برای علاقه-مندان به پژوهش درین مقولات فرهنگی نیز بسیار کم است.

چیزی که بیش از همه برای دوستان علاقمند مورد پرسش است اینست که این جشن را چگونه برگزار میکنند و اگر خود بخواهند چنین جشنی برپا دارند چه باید بکنند. در پاسخ به پرسش هایی ازین دست باید بگویم که روند برگزاری این جشن بسیار ساده و به بی پیرایگی جشن نوروز است. بدین روش که مردم در خانه های خود سفره هایی برپا میکنند و برآن خوراک های رنگارنگ می چینند. آب ، آویشن، انار و گل و گلاب و آینه و شمعدان بر آن میگذارند. به دید و بازدید خانوادگی می روند و الخ. روش برگزاری جشن در مراسم ها و گردهمایی های بزرگتر و کلاسیک

 امروزه جشن مهرگان را چگونه برگزار میکنند و اگر خود بخواهند چنین جشنی برپا دارند چه باید بکنند؟

زرتشتی نیز تقریبا بر همین منوال است. یعنی معمولا کار را با گاهان-خوانی می آغازند و قسمتهایی از گاتها را می خوانند، پس از آن هموندان به گفتگو و بیان دیدگاهها و مشکلات خود می پردازند و از شادی ها و غمهایشان می گویند. پس از آن نیز به شاهنامه خوانی ، مقاله خوانی ، شعر خوانی و کارهای فرهنگیی ازین دست می پردازند. آنگاه با خاطره ای خوش و آرزوهای نیک برای یکدیگر از هم جدا میشوند. این چکیده ی برگزاری یک جشن مهرگان امروزی می تواند باشد. یادمان باشد، که مهرگان جشنی میهنی ست و باید انرا جدا از مرام های دینی و مسلک های سیاسی پاس داشت! .. مهر-افزون!

/ 28 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید

چه ایدولوژی بمب گزار عرب را به خیابانهای اهواز میفرستد؟؟؟

hack4u2

سلام / برای عبور از فيلتر و نرم افزار آموزش تخصصی هک به وبلاگ برويد http://www.hack4u2.persianblog.ir

زرتشت

و چون زرتشت ديگر بار با خود تنها شد،چنين گفت: -- بس شگفت است. آيا اين قديس در اين جنگل هنوز نشنيده که ((خدا)) مرده است؟ و چون زرتشت ديگر بار با خود تنها شد،چنين گفت: -- بس شگفت است. آيا اين قديس در اين جنگل هنوز نشنيده که ((خدا)) مرده است؟ و چون زرتشت ديگر بار با خود تنها شد،چنين گفت: -- بس شگفت است. آيا اين قديس در اين جنگل هنوز نشنيده که ((خدا)) مرده است؟

زرتشت

با سپاس خودت فکر میکنی کدام خدا مرده؟ منتظر جواب شما هستم. در ظمن دراین شهرنیکان ودادگران ازتوبیزارندوتورادشمن وناخوشایندخویش میشمارند.مومنان به دین راستین نیز،تورادوست ندارندوتورابرای عموم مردم خطرناک میدانند.{به راستی}امروزبخت یارت بودکه مردم برتوخندیدند،چراکه توهماننددلقکان سخن گفتی وشانس آوردی که درکاروبارسگی مرده شرکت جستی واین باررهاییت درگرو آن بودکه خودرابه این میدان افکندی.

زرتشت

با سپاس خودت فکر میکنی کدام خدا مرده؟ منتظر جواب شما هستم. در ظمن دراین شهرنیکان ودادگران ازتوبیزارندوتورادشمن وناخوشایندخویش میشمارند.مومنان به دین راستین نیز،تورادوست ندارندوتورابرای عموم مردم خطرناک میدانند.{به راستی}امروزبخت یارت بودکه مردم برتوخندیدند،چراکه توهماننددلقکان سخن گفتی وشانس آوردی که درکاروبارسگی مرده شرکت جستی واین باررهاییت درگرو آن بودکه خودرابه این میدان افکندی.

زرتشت

چون زرتشت این سخنان رابادل خویش زمزمه کردآن جسدسرد وخاموش رابردوش نهادوبه راه افتاد.اما هنوزصدگامی برنداشته بود که مردی اورابفشردوـــ اوکسی جزدلقک برج نبود.ـــ زیرگوش او نجواکنان گفت:هان!ای زرتشت،ازاین شهربیرون شو.بسیارند کسانی که دراین شهر ازتوبیزارندوتورادشمن میدارند.

elham

درود بر اين همه غيرت و خرد ،و درود بي پايان به زرتشت بزرگ كه فراي از دين بايد به عنوان يك فرهنگ بزرگ به آن نگاه كرد تازيان بايد اين حقيقت تلخ را باور كنند . دوست عزيز راهت را ادامه بده و از بعضي از سخنان ياوه دلگير مشو

مرتضی

امید وارم روز برسد که همه ایرانیان به هویت اصلی خود که همان هویت نیاکانشان است برسند .

کامیار

لطفا مطالب آیینی رو برای بنده ایمیل کنید. سپاسگزار